کوچه ارغوان🪻
الذهاب إلى القناة على Telegram
شعرها زنده اند، نوشتهها. واژهها که از گوشه خيال انگشتان چکه مىكنند، بارى به جام جان فرو خواهند ريخت. سمیه گفتنیها🦩 t.me/HidenChat_Bot?start=7780978663
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
76
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+37 أيام
+1430 أيام
أرشيف المشاركات
میگویم اسم نوشیدنی را میگذارم: «کوه مزه»
چندبار تلفظ هم میکنم تا روانیاش را بسنجم و او از خندهیی که به سختی نگهداشته نزدیک است غش کند.
واقعا اسم برازندهیی نیست؟
او برایم قوروت میآورد و من میتوانم تا فردا بشینم و یک سره بنویسم. این از اثر قوروت و محبت اوست..😄🤍🎀
او برایم قوروت میآورد و من میتوانم تا فردا بشینم و یک سره بنویسم. این از اثر قوروت و محبت اوست..😄🤍🎀
چقدر دوست دارم از تو بنویسم.
از چشمها و موهای قشنگ و سپیدت. قلم میان انگشتهایت. از بحثهای بی سروته مان. خندههای از ته دلت. از حقایق عجیب و غریبی که کشف میکردیم. لحظههایی که در مورد سیارهها و ستارهها از تو میپرسیدم و آرام و پرشوق به پای توضیحات تو مینشستم.
از جهان بینی یک درخت.
#من_به_درخت
قرار بود برای گندمین بنویسم.
با خودم میگویم چطور ممکن است آن تجربهیی چگونگی ادامه دادن که در یک ماه فکر کردن به نوشته نیامده است، قرار است در چند روز بیاید؟
