𝐧𝐚𝐢𝐯𝐞
Open in Telegram
هنوز مطمئن نیستم. از زندگی، از خودم، از تو. از ما. اینجا "از من" مینویسم. _هنرجوی تئاتر. اینجام عزیزم: https://t.me/SendHarfBot?start=85e726d474ca
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
1 250
Subscribers
-124 hours
-17 days
+1030 days
Posts Archive
1 250
من هر ثانیه تو ذهنم:
نه پریسا وارد حاشیه نشو.
نه پریسا جوابشو نده.
نه پریسا بشین سرجات.
نه پریسا هیچی نگو
نه پریسا نفس عمیییقق.
نه پریسا گوه میخورن اهمیت نده.
نه پریسا به هرحال کمبود داره.
نه پریسا لطفا. گریه نکن الان وقتش نیست.
نه پریسا الان وقتش نیست. یه امشب رو گریه نکن.
نه پریسا دلتنگ نشو.
نه پریسا چکش نکن.
نه پریسا اصلا میدونی چیه؟ بمیر.
1 250
_نمیخوام قوی باشم.
+میتونی ضعیف باشی ولی نمیتونی ضعیفبودن رو تحمل کنی. میشناسمت که میگم.
1 250
دوستداشتنت رو مدام با خودم اینور و اونور میبرم. قشنگم هست؛ اذیتمم نمیکنه. ولی وقتی یه جوری رفتی که انگار هیچوقت "منی" وجود نداشته، سنگینیش رو احساس کردم ولی عجیبه که دلمنمیخواد هیچوقت بیارمش پایین.
1 250
فردا صبح کنکور دارم اما به جای خوابیدن دارم کتاب میخونم و قاه قاه میخندم
بله عزیزان زندگی زیباست
1 250
فردا صبح کنکور دارم اما به جای خوابیدن دارم کتاب میخونم و قاه قاه میخندم
بله عزیزان زندگی زیباست
1 250
سلام بچهها امشب من شنواتون هستم. بفرمایین بگین که باهم بسوزیم.
https://t.me/HarfChatBot?start=79de261b47f0
1 250
دیگه رفتن از ایران و خاورمیانه و آسیا راضیم نمیکنه. باید از کره زمین برم، از منظومه شمسی حتی. برم جایی که اثری از آدما نباشه. پس وعده دیدارمون باشه کهکشان آندرومدا.
1 250
امشب رفته بودم تو یه خیابونی که حتی یدونه چراغ هم نداشت و تو تاریکیِ مطلق فرو رفته بود و راهی دراز داشت که قدم بزنی. هیچ صدایی هم نبود. همینطور که داشتم قدم میزدم، به ستارههایی که برام چشمک میزدن و روشنتر از هرموقعی بودن نگاه میکردم. برای اولینبار بود از هیچ جنی و هیولایی و آدم فضاییایی، دزدی و موجودِ ناشناختهای توی تاریکی نترسیدم. و یادم اومد چقدر از نور بدم میاد و چقدر همهچی تو تاریکی واضحتره و قابلحلتر. مثلا ستارهها، فکرها. تاریکی باعث میشه کمتر بیرون رو ببینی و بیشتر درونت رو.
1 250
"همسرم را رها کردم، سینما را هم همینطور. همسرم به سویم بازنگشت، اما سینما بازگشت. به همین دلیل است که سینما را بیشتر دوست دارم."
-چارلی چاپلین
1 250
فقط نمیتونم باور کنم که دیگه کودکی به اتمام رسیده، آدمهای قدیمی از دنیا رفتن و بعد از این باید شاهد مرگ بسیاری از افراد باشم که حتی دلم نمیخواد بهش فکر کنم. نمیتونم قبول کنم که همه چیز تموم میشه. کاش در یکی از رویاهای خوب کودکیم میمردم.
