مدرسه تابستانه علوم انسانی دوران
Open in Telegram
مدرسه تابستانه علوم انسانی دوران؛ فضایی برای اندیشیدن و گفتوگو درباره مسائل امروز ایران. اخبار و محتوای رسمی مدرسه از طریق این کانال منتشر میشوند. ارتباط با روابط عمومی دوران: @DoranAdmin
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
250
Subscribers
No data24 hours
+117 days
+1130 days
Number of Posts
Data loading in progress...
Reactions
Comments
Telegram Stars
TOP posts by
Data loading in progress...
Publication analysis
Posts | Views dynamics | |||||
گزارش جلسه با دکتر مهدی مهدویزاهد
در سومین دوره دوران، دکتر مهدی مهدویزاهد با نگاهی متفاوت به حقوق و پیوند میان حقوق، جامعه و انسان در وضعیت تعلیق پرداختند. محور اصلی بحث، فلسفه مطالعات اجتماعی در حقوق و چگونگی پیوند تضادها و تناقضهای فردی و اجتماعی در شرایط تعلیق بود؛ از مسئله معنا و ملال در تنهایی انسان مدرن تا کنشگری نهادها و ناجنبشهای اجتماعی در جامعه متکثر ایران.
در ابتدای جلسه، بر این نکته تأکید شد که تعلیق لزوماً وضعیتی موقت نیست و برای مواجهه با آن، انسان به منابع مختلفی برای تابآوری نیاز دارد. داشتن علایق و منابع متنوع در حوزههای مختلف میتواند امکان مواجهه بهتر با وضعیتهای دشوار را فراهم کند.
در ادامه، حقوق به معنای تنظیم روابط اجتماعی مورد توجه قرار گرفت. با اشاره به دیدگاه هابزی-اشمیتی، دولت در جهان مدرن جایگاهی اساسی در ایجاد نظم و امنیت پیدا میکند. انسان بخشی از آزادی خود را واگذار میکند تا در مقابل، از امنیت و نظم برخوردار شود و از وضعیت «جنگل» به وضعیت شهروندی و حاکمیت قانون گذر کند. در مقابل، در تصور کانتی از دولت، دولت باید بر مبنای عقل و حق عمل کند و در زندگی شهروندان تا حد تضمین حقوق و فراهم کردن امکانات دخالت داشته باشد، نه اینکه برای همه ابعاد زندگی آنان تعیین تکلیف کند.
در این چارچوب، مسئله تکثرگرایی نیز اهمیت پیدا کرد. جامعه از گروهها، ارزشها و شیوههای زیست متفاوت تشکیل شده است و حذف این تکثر و جایگزین کردن یک معیار ایدئولوژیک میتواند به تضعیف قدرت اجتماعی منجر شود. از این منظر، دولت قانونمند تلاش میکند سوگیریهای خود را به حداقل برساند و امکان همزیستی تفاوتها را فراهم کند. همچنین ارزشهایی مانند رواداری و تساهل از ویژگیهای مهم جهان مدرن دانسته شدند و پذیرش دیگری، نه صرفاً به عنوان یک اصل انتزاعی، بلکه به عنوان ضرورتی ناشی از زیست جمعی مورد توجه قرار گرفت.
یکی دیگر از مباحث مهم جلسه، اصل لاضرر بود. بر اساس این اصل، اعمال حق نباید وسیلهای برای وارد کردن ضرر به دیگری باشد و از همین مبنا میتوان به یکی از پایههای جرمانگاری در حقوق رسید. ضرر نیز میتواند جانی، مالی یا غیرمادی باشد، اما برای آنکه بتواند مبنای حقوقی پیدا کند، باید تا حد امکان ملموس و قابل سنجش باشد.
در ادامه، مفهوم قدرت مؤسس و نسبت آن با قانون اساسی مطرح شد. قدرت مؤسس منشأ ایجاد قانون اساسی است و قانون اساسی در نسبت با اراده این قدرت شکل میگیرد. از همین منظر، اصل نمایندگی اهمیت پیدا میکند؛ زیرا هر نسل باید بتواند اراده و خواست خود را در ساختار سیاسی و حقوقی جامعه اعمال کند.
بخش دیگری از بحث به اخلاق جمعی و خیر عمومی اختصاص داشت. اخلاق جمعی همچون چسبی اجتماعی، افراد را به یکدیگر پیوند میدهد، اما «وجدان جمعی» را نمیتوان معیاری ثابت و همیشگی دانست؛ زیرا در طول زمان تغییر میکند. در حقوق، در نهایت تلاش میشود برای هر موضوع معین و در یک نظام حقوقی مشخص، حکم مناسب پیدا شود؛ به همین دلیل، ثبات قواعد حقوقی در کنار تغییر دولتها اهمیت پیدا میکند.
در پایان، مفهوم ناجنبشهای اجتماعی مطرح شد. ناجنبش به کنشهایی اشاره دارد که ممکن است از سوی افراد یا گروههای کوچک و بدون هماهنگی مستقیم شکل بگیرند و به تدریج نوعی حرکت جمعی ایجاد کنند. این فرایند معمولاً آهسته است، اما میتواند در تغییرات اجتماعی نقش داشته باشد.
در مجموع، جلسه دکتر مهدویزاهد حقوق را نه صرفاً مجموعهای از قوانین، بلکه به عنوان سازوکاری برای تنظیم روابط انسانها در جامعهای متکثر و متغیر بررسی کرد. از این منظر، مسئله اصلی در وضعیت تعلیق، یافتن تعادلی میان نظم و آزادی، حق و مسئولیت، تکثر و همزیستی و همچنین میان قدرت دولت و استقلال جامعه است.
اینستاگرام | تلگرام | 118 | 3 | 0 | 14 | Loading... | |
گزارش جلسه با دکتر عباس کاظمی
در سومین دوره دوران، دکتر عباس کاظمی به بررسی تجربه زمان معلق، انتظار، فرسودگی، ناامیدی و انسداد افق آینده پرداختند و از خلال مفاهیم جامعهشناختی مختلف، تلاش کردند نسبت جامعه با گذشته، اکنون و آینده را توضیح دهند.
در ابتدای جلسه، مفهوم منظومهنگری (Constellation) مطرح شد. بر اساس این نگاه، جامعه مجموعهای از عناصر پراکنده اما مرتبط است که در کنار یکدیگر یک منظومه را شکل میدهند. از این منظر، گذشته، اکنون و آینده نیز نباید به صورت یک خط زمانی ساده و جدا از هم در نظر گرفته شوند، بلکه باید آنها را در ارتباط متقابل با یکدیگر و به مثابه اجزای یک منظومه فهم کرد.
در ادامه، مفهوم کامنسنس یا باورهای بدیهی و پذیرفتهشده اجتماعی مورد بحث قرار گرفت. این باورها چنان در زندگی اجتماعی ریشه دارند که به آسانی مورد پرسش قرار نمیگیرند و تغییر آنها نیازمند زمان و تحولات عمیق اجتماعی است. از همین رو، تغییر در کامنسنس میتواند نشانهای از یک دگرگونی اجتماعی عمیق باشد.
بخش دیگری از جلسه به اهمیت احساسات اجتماعی اختصاص داشت. احساسات در سطح خرد میتوانند نشانهای از تحولات گستردهتر در جامعه باشند؛ چراکه تغییر احساسات میتواند به تغییر رفتار منجر شود. از این منظر، جامعهشناسی برای شناخت فرهنگهای در حال شکلگیری و رفتارهای آینده، نیازمند ابزارهایی برای فهم و مطالعه احساسات است.
در همین چارچوب، سه نوع فرهنگ بررسی شد: فرهنگ مسلط، فرهنگ باقیمانده و فرهنگ نوظهور. فرهنگ مسلط با ساختارها و سازوکارهای رسمی جامعه پیوند دارد؛ فرهنگ باقیمانده به عناصر فرهنگی ریشهداری اشاره میکند که در برابر تغییرات نسلی و ظهور فرهنگهای جدید مقاومت بیشتری دارند؛ و فرهنگ نوظهور شامل ارزشها، رفتارها و ساختارهایی است که در حال شکلگیریاند و میتوانند نشانهای از تغییرات آینده جامعه باشند.
مفهوم دیگری که مورد توجه قرار گرفت، نوستالژی بود. نوستالژی نوعی بازخوانی گزینشی گذشته است که در شرایط بحرانی تقویت میشود و میتواند برای ذهن نقش پناهگاه داشته باشد. در نوستالژی تأملی، امکان گفتوگوی انتقادی میان گذشته، حال و آینده وجود دارد و گذشته دستنیافتنی تلقی میشود؛ در مقابل، نوستالژی بازدارنده با ایدئولوژیهای سیاسی و ملیگرایی پیوند بیشتری دارد و با سادهسازی گذشته، در پی احیای آن است، بدون آنکه امکانپذیری این بازگشت را لزوماً مورد پرسش قرار دهد.
در ادامه، بر اهمیت جنبشهای اجتماعی تأکید شد. از این منظر، جنبشهای اجتماعی به دلیل تأثیرگذاری بر باورها و کامنسنس جامعه، میتوانند تغییراتی پایدارتر و عمیقتر از تغییرات صرفاً سیاسی ایجاد کنند.
در پایان، مفهوم رتروتوپیا به عنوان یکی از صورتهای مواجهه با انسداد آینده مطرح شد. زمانی که امید و امکان تصور آینده کاهش پیدا میکند، گذشته میتواند جایگزین آینده آرمانی شود و به پناهگاهی ذهنی تبدیل گردد. بنابراین، بازگشت به گذشته الزاماً ناشی از علاقه صرف به گذشته نیست، بلکه میتواند نتیجه ناتوانی در تصور آینده و از دست رفتن ظرفیت تخیل اجتماعی باشد.
در مجموع، جلسه دکتر کاظمی نشان داد که برای فهم تجربه زیسته جامعه در وضعیت بیثبات، باید رابطه پیچیده میان احساسات، فرهنگ، حافظه جمعی و تصور آینده را در نظر گرفت؛ زیرا هنگامی که آینده دیگر قابل تصور نباشد، گذشته میتواند جای آن را بگیرد.
اینستاگرام | تلگرام | 141 | 4 | 0 | 12 | Loading... | |
گزارش جلسه با دکتر عباس کاظمی
در سومین دوره دوران، دکتر عباس کاظمی به بررسی تجربه زمان معلق، انتظار، فرسودگی، ناامیدی و انسداد افق آینده پرداختند و از خلال مفاهیم جامعهشناختی مختلف، تلاش کردند نسبت جامعه با گذشته، اکنون و آینده را توضیح دهند.
در ابتدای جلسه، مفهوم منظومهنگری (Constellation) مطرح شد. بر اساس این نگاه، جامعه مجموعهای از عناصر پراکنده اما مرتبط است که در کنار یکدیگر یک منظومه را شکل میدهند. از این منظر، گذشته، اکنون و آینده نیز نباید به صورت یک خط زمانی ساده و جدا از هم در نظر گرفته شوند، بلکه باید آنها را در ارتباط متقابل با یکدیگر و به مثابه اجزای یک منظومه فهم کرد.
در ادامه، مفهوم کامنسنس یا باورهای بدیهی و پذیرفتهشده اجتماعی مورد بحث قرار گرفت. این باورها چنان در زندگی اجتماعی ریشه دارند که به آسانی مورد پرسش قرار نمیگیرند و تغییر آنها نیازمند زمان و تحولات عمیق اجتماعی است. از همین رو، تغییر در کامنسنس میتواند نشانهای از یک دگرگونی اجتماعی عمیق باشد.
بخش دیگری از جلسه به اهمیت احساسات اجتماعی اختصاص داشت. احساسات در سطح خرد میتوانند نشانهای از تحولات گستردهتر در جامعه باشند؛ چراکه تغییر احساسات میتواند به تغییر رفتار منجر شود. از این منظر، جامعهشناسی برای شناخت فرهنگهای در حال شکلگیری و رفتارهای آینده، نیازمند ابزارهایی برای فهم و مطالعه احساسات است.
در همین چارچوب، سه نوع فرهنگ بررسی شد: فرهنگ مسلط، فرهنگ باقیمانده و فرهنگ نوظهور. فرهنگ مسلط با ساختارها و سازوکارهای رسمی جامعه پیوند دارد؛ فرهنگ باقیمانده به عناصر فرهنگی ریشهداری اشاره میکند که در برابر تغییرات نسلی و ظهور فرهنگهای جدید مقاومت بیشتری دارند؛ و فرهنگ نوظهور شامل ارزشها، رفتارها و ساختارهایی است که در حال شکلگیریاند و میتوانند نشانهای از تغییرات آینده جامعه باشند.
مفهوم دیگری که مورد توجه قرار گرفت، نوستالژی بود. نوستالژی نوعی بازخوانی گزینشی گذشته است که در شرایط بحرانی تقویت میشود و میتواند برای ذهن نقش پناهگاه داشته باشد. در نوستالژی تأملی، امکان گفتوگوی انتقادی میان گذشته، حال و آینده وجود دارد و گذشته دستنیافتنی تلقی میشود؛ در مقابل، نوستالژی بازدارنده با ایدئولوژیهای سیاسی و ملیگرایی پیوند بیشتری دارد و با سادهسازی گذشته، در پی احیای آن است، بدون آنکه امکانپذیری این بازگشت را لزوماً مورد پرسش قرار دهد.
در ادامه، بر اهمیت جنبشهای اجتماعی تأکید شد. از این منظر، جنبشهای اجتماعی به دلیل تأثیرگذاری بر باورها و کامنسنس جامعه، میتوانند تغییراتی پایدارتر و عمیقتر از تغییرات صرفاً سیاسی ایجاد کنند.
در پایان، مفهوم رتروتوپیا به عنوان یکی از صورتهای مواجهه با انسداد آینده مطرح شد. زمانی که امید و امکان تصور آینده کاهش پیدا میکند، گذشته میتواند جایگزین آینده آرمانی شود و به پناهگاهی ذهنی تبدیل گردد. بنابراین، بازگشت به گذشته الزاماً ناشی از علاقه صرف به گذشته نیست، بلکه میتواند نتیجه ناتوانی در تصور آینده و از دست رفتن ظرفیت تخیل اجتماعی باشد.
در مجموع، جلسه دکتر کاظمی نشان داد که برای فهم تجربه زیسته جامعه در وضعیت بیثبات، باید رابطه پیچیده میان احساسات، فرهنگ، حافظه جمعی و تصور آینده را در نظر گرفت؛ زیرا هنگامی که آینده دیگر قابل تصور نباشد، گذشته میتواند جای آن را بگیرد.
اینستاگرام | تلگرام | 56 | 1 | 0 | 7 | Loading... |

