en
Feedback
مرثیه فرمانده. ‌ ‌

مرثیه فرمانده. ‌ ‌

Open in Telegram

درد فرمانده را به زانو در آورده؛ بشنو فریادهایش را. @Weaponmintbot

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
329
Subscribers
+2624 hours
-317 days
+20330 days
Posts Archive
گر غمگین شوی زانو می‌زنم برایت. بر روی زانو می‌بوسمت و با عشقی که در سینه دارم تو را با شادی آشنا خواهم کرد.

sticker.webp0.00 KB

در این سمت از زمان، تمام ِتلاش خود را برای رهایی از غم می‌کنم. تمام تلاش‌م را. اما هربار با درهایی بسته روبه‌رو می‌شوم. انگار در هزارتویی گیر افتاده باشم. هی، کسی نجات‌م می‌دهد؟ من غرق شده‌ام. با خفه‌شدن فاصله‌ی چندانی ندارم؛ کسی به سراغ‌م می‌آید؟

sticker.webp0.00 KB

من از نبودن کسی ناراحت نمی‌شم، فقط بابت اعتمادی که از بین رفت و احساسی که حیف شد، غمگین می‌شم.

sticker.webp0.00 KB

مغزم میدونه که باید فراموشت کنه ولی قلبم نمی‌فهمه.

دارم به اینکه چطور می‌تونم به تو فکر نکنم فکر می‌کنم.

sticker.webp0.00 KB

تو که نمی‌بینی ولی می‌خوام، باشی کنارم حتی تو خوابم. اون همه خاطره رو کجا بزارم؛ سخته باور کنم تو رو دیگه ندارم.

sticker.webp0.00 KB

اما به خاطر تو تمام وجودم رو زخم و التهاب گرفته. قلبم نزدیک ایستگاه از تپش می‌ایسته؛ همان‌جا که ستاره‌ها هستند.

sticker.webp0.00 KB

من از همه‌ی آدما سرگیجه دارم.