en
Feedback
مرثیه فرمانده. ‌ ‌

مرثیه فرمانده. ‌ ‌

Open in Telegram

درد فرمانده را به زانو در آورده؛ بشنو فریادهایش را. @Weaponmintbot

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
326
Subscribers
-1024 hours
-107 days
+19330 days
Posts Archive
sticker.webp0.00 KB

من از همه‌ی آدما سرگیجه دارم.

رفتی ما نرفتیم از یاد هم چرا گذاشتی من تنها بشم؟

بی‌تو با تموم ِحال خوب‌م هر غصه‌ای رد شه آوار ِرو من

تا با منی احساس خطری نکن ما باهمیم احساس خطری نکن

می‌بردم دلیل ِبردم تو بودی شبی که غصه می‌خوردم تو بودی شروع ِاصلی‌‍ه جملم تو بودی پشت این آدم محکم تو بودی

sticker.webp0.00 KB

دور شدی تو برای همیشه. مانده‌ام باز با غصه‌هایم.

sticker.webp0.00 KB

قرار بود اگه می‌خوای ترکم کنی آروم انجام‌ش بدی. پس چرا انقدر ناگهانی زندگی‌م از حضور و وجودت خالی شد؟

𝖢𝗈𝗅︎𝖽 𝗌𝗄︎𝗂𝗇︎, 𝖽𝗋𝖺𝗀︎ 𝗆︎𝗒 𝖿︎𝖾𝖾𝗍 𝗈𝗇︎ 𝗍𝗁︎𝖾 𝗍𝗂𝗅︎𝖾 تنم سرد می‌شد، پاهام روی کاشی کشیده می‌شد

sticker.webp0.00 KB

حوالی زندگی من، اگر پیدایت شد، بهتر است کمی مراعات حال مرا بکنی. من از یک نبرد خیلی سخت و با دست‌های خالی به خانه‌ام برگشته‌ام. چیزی از زندگی برایم باقی نمانده است. فرمانده‌ای هستم تنها، که سربازهایم همگی‌شان به من شلیک کردند.

sticker.webp0.00 KB

در آن اتاق‌کوچک ِدم پله‌ها، مدام سیگار می‌کشید و در دود غرق می شد. شاید هم در خاطره‌های سال‌های از دست رفته، کسی چه می دانست؟