en
Feedback
مرثیه فرمانده. ‌ ‌ ‌ ‌ ‌

مرثیه فرمانده. ‌ ‌ ‌ ‌ ‌

Open in Telegram

درد فرمانده را به زانو در آورده؛ بشنو فریادهایش را. @Weaponmintbot https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-D9Jg5bpTmd

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
495
Subscribers
No data24 hours
-217 days
+12430 days
Posts Archive
قهوه‌ی تنت هنوز روی یقه‌ام مانده بود؛ بویی گرم در میان تمام سردیِ این اتاق. چند لحظه چشم‌هایم را بستم؛ کاش می‌شد بعضی چیزها را فقط دوست داشت، بی‌آنکه آدم از ماندن‌شان بترسد. دلم می‌خواست نزدیک‌تر بایستم، اما سال‌ها بود یاد گرفته بودم هرچه برایم عزیزتر می‌شود، یک قدم از آن فاصله بگیرم. تو نمی‌دانی چقدر سخت است وقتی تمام وجودت چیزی را می‌خواهد، و خودت، با تمام قدرتت، جلوی دست دراز کردنت را می‌گیری. شاید برای همین است که هنوز بوی قهوه‌ی تنت را نگه داشته‌ام؛ همین سهم کوچک از تو، برای مردی که همیشه از داشتنِ چیزی بیشتر، ترسیده است.

تو که دیدی

خب دیگه مطمئن شدم نیستید

یه فور کنید ببینم هستید یا نه

آنیل، راحات دور.

میخوای بری استاکا، قشنگ مشخصه

عادیه چون پستاتون خیلی قشنگه

شدی دیگه یه هفته ول‌تون کردم فقط

https://t.me/Doomedthv/6103 من جدیدا نسبت به هر پستی که میذارم :)

بعد میگه چرا بی ادب شدی

https://t.me/Doomedthv/6107 بخدا جیغ می‌کشم.

اسم چنل شهردار چیه؟

جمع می‌کنم میرم

سین افتضاحه

خودشیفته هم خودتونید