کافه مستاجر پلاک ۱۲
Open in Telegram
سلام. حامد هستم. عکاس و ادیتورم. قصه مینویسم؛ گاهی با کلمه، گاهی با عکس، گاهی با موسیقی. به دنیاهای خیالی، فیلمها، شبهای طولانی علاقه دارم. اینجا ردپای نوشتهها، پلیلیستها، و هر چیزی رو پیدا میکنی که شاید کمک کنه چند دقیقه از این دنیا فاصله بگیری.
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
2 279
Subscribers
+2724 hours
+987 days
+24930 days
Posts Archive
2 280
خوندنِ کانالهاتون انگیزهای شد که دوباره خودم رو جمعوجور کنم و بنویسم. امروز بعد از مدتها میخوام یکم بنویسم. پیشاپیش از اینکه تحمل میکنید ممنونم.
2 280
از تمامیِ کانالنویسها بابتِ حضورشون ممنونم. خیلی وقتها پیش میاد که من کم میارم و هیچی برای گفتن ندارم، به جاش شماها به جای من حرف میزنید. مرسی که هستید.
2 280
Repost from آذر
بله عزیزم راستش مدتی هست که میزان نیستم. میرم بیرون. میخندم. شوخی میکنم. حرف میزنم. کار میکنم. تلاش میکنم. اما خب رو فرم نیستم. اگر زندگی یه قابلمه باشه من از درونش سر رفتم و ریختم روی شعلههای گاز. زندگی درونم جریان نداره. فقط دارم ادامه میدم. یه ادامه دهندهی بیمزهی سرد غمگین رنجآلود کوفتی.
2 280
Repost from سفر کوانتومی وال تنها.
برای یادآوری به خودم:
گاهی شجاعت به این معنا نیست که نترسی؛ به این معناست که با تمومِ ترست، کار درست رو انتخاب کنی و انجام بدی.
2 280
Repost from مخفیگاه من
تو از بیصدا پاره شدنِ نخهای امیدم خبر نداری؛ اما اگه میدیدی بعد از اینهمه گرهی کور زدن، چطور هنوز محکم روی پاهام وایستادم، هاجوواج میموندی.
2 280
Repost from مثلاً روانشناسم!
انقدر دوست دارم این آدمهای رئوفی رو که در حقت لطف کردن بعد میان میگن کاری نکردم که. چرا کردی عزیزم، تو با مهربونیت دنیا رو قشنگتر میکنی، لطفا ادامه بده.
2 280
Repost from روزمرگیهای یک رواندرمانگر
بر خلاف تصور، آدم بالغ کسی نیست که دیگه از هیچی ناراحت نمیشه یا دیگه چیزی آزارش نمیده؛ انسان بالغ کسیه که وقتی ناراحت میشه، به جای تخریب خودش یا دیگران، کنار احساسش میشینه و بهش گوش میده.
2 280
Repost from روزمرگیهای یک رواندرمانگر
شوخی کردن، گاهی یک راه غیرمستقیمه برای گفتن یه حرف جدی؛ بدون پذیرش مسئولیتش.
2 280
Repost from GHOSTEEN | شبح
خیلی ناراحت کنندهست که شب میشه و تو باید بخوابی چون فردا باید باز بیدار شی و زندگی کنی. در صورتی که همین امروز هم انقدر زندگی نکردی و دلت میخواد کمی بیشتر خواب رو به تعویق بندازی تا بیشتر زندگی کنی.
2 280
دلم میخواد در زمان سفر کنم و پرت بشم به یک روزی از سالی که همه چی خیلی خوب بود، و زمان دیگه جلو تره. همونجا متوقف بشه. همون روز، همون لحظه، همون ساعت، و همونجا، برای همیشه بمونم.
2 280
سلام رفقا. میدونم خیلیهاتون منتظرِ آلبومِ جدید هستید، ولی لازم دونستم بگم چرا قصد ندارم آلبومِ جدیدی رو تولید کنم. بالاخره بعد مدتها انتظار، آخرین نسخهی suno, یعنی v6 منتشر شد.
.
ولی یه نقد جالب دربارهی Suno V6، من چند ساعت وقت گذاشتم و V6 رو با کلی از آهنگهای قبلی خودم امتحان کردم؛ اون هم در سبکهای مختلف. از همون تنظیمات و پرامپتهایی استفاده کردم که با مدلهای قبلی خیلی خوب جواب میدادن.هم با هدفون گوش دادم، هم با اسپیکر و راستش رو بخواین، تقریباً تکتک خروجیهای V6 آخرش رفتن توی سطل آشغال. مشکل اصلی برای من اینه که وکالها خیلی عقبتر نشستن و فهمیدن حرفهایی که خواننده میزنه سختتر شده. میکسها هم یه جورایی گلآلود و شلوغ به نظر میرسن. از اون طرف، خودِ موسیقی هم خیلی وقتها بیهویت و معمولی به نظر میاد؛ انگار آهنگ دقیقاً نمیدونه میخواد چه حسی منتقل کنه. چیزی که بیشتر از همه اذیتم کرد اینه که توی نسخههای قبلی، میشد تفاوت بین حسها و فضاهای مختلف رو کاملاً احساس کرد؛ مثلاً یه آهنگ واقعاً غمگین بود، یکی خشمگین، یکی حماسی و یکی آروم. ولی اینجا خیلی از این تفاوتها محو شده. همهچیز یه جورایی تبدیل شده به یک تودهی نامشخص از صدا و احساس. شاید تکنیکهای جدیدی برای پرامپتنویسی وجود داشته باشه که بتونه این مشکلات رو بهتر کنه. ولی بعد از اینکه V6 رو روی کلی سبک و ژانر مختلف امتحان کردم، فعلاً به نظرم میاد که این نسخه مرزهای غیرقابلاستفاده شدن رو داره رد میکنه. درسته که V6 از نظر کنترل کردن خروجی و اینکه چطور آهنگ ساخته بشه، پیشرفتهای زیادی داشته. ولی خب… همهی این کنترلها به درد نمیخورن وقتی خود آهنگ در نهایت هیچ حسی نداشته باشه. وقتی خروجی از نظر احساسی تخت و بیرمق باشه و بعد از چند دقیقه حتی یادت نمونه چه آهنگی شنیدی، این همه قابلیت جدید چه فایدهای داره؟ آهنگ باید یه چیزی درونِ آدم ایجاد کنه. قرار نیست فقط درست و تمیز تولید بشه؛ باید یه چیزی داشته باشه که باعث بشه بخوای دوباره پلیاش کنی. فعلاً چیزی که من از V6 گرفتم، بیشتر از اینکه حسِ «نسخهی جدید و بهتر» داشته باشه، حسِ «نسخهای با کنترلِ بیشتر، ولی روح کمتر» رو میده. البته این فقط تجربهی منه و ممکنه برای شخص دیگهای کاملاً متفاوت باشه. شاید با پرامپتهای جدید، تنظیمات متفاوت یا حتی با آپدیتهای بعدی، این وضعیت بهتر بشه. ولی در حال حاضر، برای من سؤال اصلی این نیست که چقدر میتونه یک نسخهی بهتر بسازه، سوال اینه که آیا هنوز میتونه آهنگی بسازه که واقعاً چیزی توی آدم تکون بده؟ و بر اساس تستهایی که تا اینجا انجام دادم، جوابم فعلاً نه هست. اگر توی آپدیتهای بعدی یا بهزودی تغییری انجام ندن و این باگها رو فیکس نکنن، این پایانِ فعالیتم در ساختِ آهنگ و تولیدِ موسیقی با هوشِ مصنوعی و suno میشه.
