en
Feedback
کافه‌ مستاجر پلاک ۱۲

کافه‌ مستاجر پلاک ۱۲

Open in Telegram

سلام. حامد هستم. عکاس و ادیتورم. قصه می‌نویسم؛ گاهی با کلمه، گاهی با عکس، گاهی با موسیقی. به دنیاهای خیالی، فیلم‌ها، شب‌های طولانی علاقه دارم. اینجا ردپای نوشته‌ها، پلی‌لیست‌ها، و هر چیزی رو پیدا می‌کنی که شاید کمک کنه چند دقیقه از این دنیا فاصله بگیری.

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
1 827
Subscribers
+824 hours
+567 days
+9930 days
Posts Archive
نیاز دارم چند روز بخوابم. یک خوابِ عمیق و بدونِ نگرانی، با خیالِ راحت، یک خوابِ بی‌دغدغه و با کیفیت، یک خوابِ بدونِ کابوس و بدونِ پنیک. یک خوابِ آرامش‌بخش. یک خوابِ...

هنوز جمعه نشده، غروبِ جمعه‌س.

جاتون خالی دیشب یه بارونی زد که واقعاً بهشت بود.

لذت یادگیری رو از خودت نگیر. به خودت میای می‌بینی گوش‌هات دارن بدون زیر نویس زبان‌و می‌فهمن، می‌بینی که می‌تونی تو جمعِ آدم‌ حسابی‌ها و کسایی که یک عمر برای حرفه‌اشون تلاش‌کردن، حرفی برای گفتن و گوشی برای فهمیدن داشته‌باشی.

یه رفیق دارم هرموقع می‌ریم خرید می‌گه بگیر همین الان می‌زنم به کارتت، و اون پول برای همیشه از دست می‌ره.

This might be the weirdest time to be alive ever.

امروز رسماً پاره شدم. جر خوردم. نمی‌دونم در چه میزان از پاره شدنم رو نشون بدم و ثابت کنم که پاره شدم. ولی جدی سرویس شدم.

شاید دردناک‌ترین بخش ناعادلانه بودن زندگی اینه که مجبوری بهای اشتباه‌هایی رو بدی که هیچ نقشی در ایجادشون نداشتی؛ اشتباه‌های خانواده، جامعه یا حتی نسل‌های قبل از خودت.

هر از گاهی از دور صدای پدافند و انفجار میاد و اینکه هیچ‌جا درموردش چیزی ننوشته عجیبه. (تهران)

پیشنهاد می‌کنم نرم‌افزار‌ها، بازی‌ها، فیلم و سریال‌ها و تمامِ اینجور مواردِ مورد نیازتون رو دانلود و آپدیت کنید و به اوضاعِ فعلی دل خوش نکنید. قراره خیلی قاراشمیش بشه همه چی.

تقریباً از اوایل جنگ به این‌ور، نمی‌دونم چی شد که قفلی زدم روی بازی‌های ساخت و ساز, ریلکس کننده، و آرامش‌بخش. مغزم نیاز داشت
تقریباً از اوایل جنگ به این‌ور، نمی‌دونم چی شد که قفلی زدم روی بازی‌های ساخت و ساز, ریلکس کننده، و آرامش‌بخش. مغزم نیاز داشت به اینجور فضاها. هم برای لپتاپ، هم برای گوشی. نیاز داشتم خودم رو سرگمِ بازی‌هایی کنم که بی‌هدف دنیات رو داخلش می‌سازی و تنها سرگرمی‌ای که داره آرامش‌بخش بودنه. هرچی این مدل بازی‌ها بود رو امتحان کردم. بهترینشون‌ رو براتون لیست می‌کنم، شاید بخواید امتحان کنید. برای گوشی: Townscaper Pocket build TheoTown Pocket City 2 Gris BadLand Monument Valley Islanders پیشنهاد می‌کنم با یک گوشیِ اندرویدی امتحانشون کنید. در App Store چُسی و اَدایی اکثرشون پولی‌ان متاسفانه، مگر اینکه گیفت کارت داشته باشید. . برای Pc: TinyGlade Town to City Hozzy SummerHouse و غولِ مرحله‌ی آخری که هنوز دارم بازیش می‌کنم؛ Sims 4 هنوزم دارم می‌گردم و همه‌شون رو تست می‌کنم، اگر چیزِ جدیدی پیدا کردم معرفی می‌کنم.

Repost from رواق چَشم
دلم یه اتفاق خوشحال کننده میخواد، ازینایی که یهو بدنت پر از دوپامین میشه و نمیدونی چیکار کنی.

تاحالا شده توی خواب تکون بخوری، و با تکون خوردن و پریدن بیدار بشی فکر کنی زلزله اومده، بعد که با اون پرشِ شدید بیدار بشی ببینی خبری نیست؟

خب تموم شد. بریم بخوابیم.

صرفاً جهتِ یادآوری.

کسکشا ساعت سه و نیمِ صبح چه وقتِ زدنه.

عالی شد. صدای پدافند و ضد هوایی و همه چی میاد.

یهو به این فکر کردم که وقتی نت قطع بود چقدر فاجعه بود. جدا از بد بودنِ همه چیش، اون احساسِ تنهایی توی شرایطِ بحرانی و هیچ‌جایی رو نداشتی که توش بنویسی از حست و کسی نبود که بتونی باهاش حرف بزنی چقدر تلخ بود.

یکی از دلایلی که دلم می‌خواد زودتر این جریان تموم بشه اینه که این کانالایی که اخبارِ فیک پخش می‌کنم دکمه‌شون رو زودتر بزنن. چه در جنگِ چهل روزه چه در این یکی جنگ دهنِ ما رو سرویس کردن انقدر چرت و پرت پخش کردن.

وقتی می‌بینم بعضی از آدم‌ها تازه اولِ راهن و هنوز کلی فرصت دارن و خیلی چیزا، خیلی از تجربه‌ها، و خیلی از احساسات هنوز براشون دیر نشده، حسودیم می‌شه.