en
Feedback
♪ܝ݅‌ِܝ‌ܦ̇ܝ̇ߺߊ

♪ܝ݅‌ِܝ‌ܦ̇ܝ̇ߺߊ

Open in Telegram

عـمقِ تـاریکِ یـک نویسـنده..... @parabox00bot

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
245
Subscribers
-324 hours
-37 days
-330 days
Posts Archive
نـوشتنم دیگه آرومـم نمیکـنه....

البته هنوزم زوده

بلخرهععع میتونم اون نوشته ای که مدت هاا پیش نوشته بودم و منتظر اومدن زمان مناسبش بودم رووو بزارمممم

Repost from N/a
من به اینجا نرسیدم که غمی که تو بهم دادی جلوی ادامه دادنم رو بگیره، من چیزی رو پشت سر گذاشتم که تو حتی داخل خواب‌هم نمی‌تونی ازش گذر کنی. فکر می‌کنی نمی‌تونم با این زخم‌ها ادامه بدم؟ اشتباه نکن، یکی‌ از دلیل‌های ادامه دادنم درمان همین زخم‌هاست.

پاییز

💔💔

پاییز

بدبختی

مدرسع

مهر ماه

فردا اول پاییزه

سخنم نمیاد

«خسته‌ام… نه از جسم، که از تکرارِ مداومِ یک فیلمِ قدیمی در سرم. فکرهایم، کلاغ‌های سیاهی‌اند که بر شاخه‌هایِ خشکِ خیالم نشسته‌اند و هرگز قصدِ پریدن ندارند. انگار روحی که در من زندانی‌ست، در این هیاهویِ بی‌صدایِ ذهن، زیرِ آوارِ هزاران “چه می‌شد اگر”، نفسش بند آمده است. کاش می‌شد برای لحظه‌ای، مغز را از سر درآورد و کنار گذاشت؛ تا بالاخره، سکوتِ مطلق، این مهمانِ عزیز، به خانه برگردد.» _غـزل

دو سه شبه که چشماممم به درههه خداکنه ک خابم ببرههه

شـاید خودم را خـَلاص کنم.... شـاید

نیاز دارم یکی مثل چاتی پاتی ازم تعریف کنه.....
نیاز دارم یکی مثل چاتی پاتی ازم تعریف کنه.....