TheGandomin
Open in Telegram
340
Subscribers
-124 hours
-27 days
+230 days
Posts Archive
340
خوانندهٔ عزیز گندمین، سلام.
من هدا هستم و شما را دعوت میکنم به خواندن سریال «تاکسینویسی» تا هر هفته با من سوار یکی از تاکسیهای شهر شوید.
«تاکسینویسی» مجموعهای از روایتهایی است که گاهی از یک اتفاق واقعی، گاهی از یک گفتوگو یا خاطره و گاهی هم از داستانی سرچشمه میگیرد که در ذهن من و در یکی از مسیرهای همین شهر شکل گرفته است.
به نظر من، هر آدم یک داستان است و تاکسیهای شهری، مجموعهای از همین داستانها هستند؛ داستانهایی که شاید ما هر روز ساده و بیتفاوت از کنارشان میگذریم. اما «تاکسینویسی» تلاشی است برای کمی بیشتر مکث کردن روی همین آدمها، لحظههای ساده و مسیرهای معمولی که شاید در شتاب روزمرگی دیده و شنیده نشوند.
اولین بار این شیوهی روایت را در نوشتههای صحت سروش و کتاب «تاکسیسواری» او خواندم و تحت تأثیرش قرار گرفتم. «تاکسینویسیِ» من از آن تجربه الهام گرفته، اما با آدمها، خیابانها و قصههای خودم و این سرزمین.
از اینجا به بعد، هر هفته یکی از این مسیرها را با شما شریک میشوم.
شاید قصهای که در مسیر اتفاق میافتد، مهمتر از مقصد باشد.
https://gandomin.com/
340
I live now in the Netherlands, surrounded by quiet streets, bicycles, rain, calm beaches, and a blue sky that changes with the seasons. I have learned to build a life here, to speak in another language, to find comfort in a place that was once completely foreign to me. And yet, sometimes a book, a photograph, a familiar word, or even the smell of something cooking in a distant kitchen can open a door I thought I had closed long ago.
Read more:
https://gandomin.com/en/2509/
#GANDOMIN #WomenAndWriting
340
نوپا در دنیای مکتب بودم؛ دختری از تبار اوزبیک (ترک) که تازه پا به مکتب گذاشته بود و جهان واژهها برایش تازه داشت شکل میگرفت.
آن روزها، هر واژه برایم چیزی بیشتر از یک واژه بود؛ پنجرهای رو به جهانی که هنوز نمیشناختم. فارسی را در مکتب آرامآرام یاد میگرفتم و واژههای تازه را یکییکی به واژهنامهی کوچک ذهنم میافزودم. گاهی یک کلمه آنقدر برایم تازه و عجیب بود که ساعتها در ذهنم میماند.
یکی از همان واژهها «بطی» بود.
ادامۀ نوشته را در لینک زیر بخوانید:
https://gandomin.com/5319/
#گندمین #زن_و_نویسندگی #gandomin #Afghanistan
340
بادبادکباز؛ یکی از بهترین رمانهای معاصر، اثر خالد حسینی، نویسندهٔ افغانستانی است که به زبانهای مختلف ترجمه شده است. در سال ۲۰۰۷ نیز به کارگردانی مارک فورستر، فیلمی بر اساس همین کتاب ساخته شد که در همان سال نامزد جایزهٔ اسکار گردید.
بادبادکباز تنها یک داستان نیست؛ بلکه تصویری بزرگ از افغانستان در دوران پیش از جنگ، اشغال شوروی و دورهٔ سیاه طالبان است. این رمان، جدا از اینکه از لحاظ پردازش داستانی و بازنمایی هنری یکی از بهترین آثار داستانی به شمار میرود، از نظر پرداختن به مسائل روانشناختی—مانند ترس، احساس گناه، سرکوب خاطرات، فرار از واقعیتها، بازگشت و جبران اشتباهات—نیز اثری ارزشمند محسوب میشود.
ادامۀ نوشته را در لینک زیر بخوانید:
https://gandomin.com/5309/
#گندمین #زن_و_نویسندگی #gandomin #Afghanistan
340
پس از گذشت پنج سال، امروز در جایی ایستادهام که پنج سال پیش همانجا بودم؛ همان محله، همان خانه و همان اتاقی که بهیکباره در تاریخ ۱۵ آگست، از یک اتاق معمولی به زندانی برای رؤیاهایم تبدیل شد. عجیب است که گاهی مکانها تغییر نمیکنند، اما معنایشان برای همیشه برای ما تغییر میکند.
ادامۀ نوشته را در لینک زیر بخوانید:
https://gandomin.com/5285/
#گندمین #زن_و_نویسندگی #gandomin #Afghanistan
340
از تمام زنانی که قلم به دست گرفتهاند و با صداقت و شجاعت از تجربهها، گسستها و پایداریهای خود نوشتهاند و روایتمندِ این برهه از تاریخ شدهاند، صمیمانه سپاسگزارم. زیرا باور داریم تا زمانی که روایتی نوشته و خوانده میشود، صاحبانِ آن روایت شکست نخوردهاند.
لینک دانلود مجله:
https://gandomin.com/5254/
340
دومین شمارۀ مجله گندمین، ویژۀ پنجسالگی بازگشت طالبان منتشر شد.
ما باور داریم که تاریخ تنها از خلال رویدادهای بزرگ سیاسی نوشته نمیشود، بلکه از میان تجربهها، روایتهای فردی و خاطرههای انسانی نیز شکل میگیرد. بدون شک، زنان بیش از هر گروه دیگرِ تحت ستم؛ بارِ سنگینِ این دگرگونیهای سیاسی را بر دوش کشیدهاند و تاریخِ واقعی، در خطوط چهرهٔ همین زنان ثبت میشود.
در دومین شمارهٔ «گندمین»، به سراغ همین زنان رفتهایم و ۶۰ روایت از تأثیرات و دگرگونیهای دو دورهٔ حاکمیت طالبان بر زندگی آنان را ثبت کردهایم. در نیمقرن اخیر و بهویژه میان دورهٔ نخست در دههٔ هفتاد و دورهٔ دوم در امروز، نهتنها تقویمها که نسلها دستبهدست شدهاند. در لایهای عمیقتر، این وضعیت به یک انقطاع نسلی و تکرارِ تلخِ تاریخ اشاره دارد. محرومیت امروزِ دختران خردسال و نوجوان، بازتولید همان چرخه و تجربهای است که مادرانشان در دههٔ هفتاد خورشیدی گذرانده بودند.
لینک دانلود مجله:
https://gandomin.com/5254/
340
از نخستین روزهای دور اول تا اکنون که چهار سال، یازده ماه و نزده روز از دور دوم اشغال افغانستان توسط گروه طالبان میگذرد، این کشور به جامعهای یکقطبی و تماماً مردانه تبدیل شده است. ستیز طالبان با حضور اجتماعی، تحصیلی و شغلی زنان، از تفکر رادیکال ـ طالبانی این گروه از تفسیر دین سرچشمه میگیرد.
مخالفت طالبان با حقوق زنان، ترکیبی پیچیده از آموزههای مکتب دیوبندی و سنت قبیلهای پشتونوالی است. پشتونوالی یک قانون نانوشته و شفاهی است که نسل به نسل حفظ شده و رفتار اجتماعی قبیله را از بسیاری جهات تعیین میکند. نهاد جرگه، مهماننوازی و غیرت شخصی از اصول آن هستند و مشرحترین بخش آن، قوانین جنگ است. به اساس نظر ویلز، پشتونوالی برای پشتونها معتبرتر از قوانین شریعت اسلامی است (فرولیش، ۱۴۰۱، ص. ۲۵۱). با این حال، طالبان خود را در حال احیای «مدینه فاضله» و پیادهسازی «شریعت خالص» میدانند
ادامۀ نوشته را در لینک زیر بخوانید:
https://gandomin.com/5236/
#گندمین #gandomin #Afghanistan
