ch
Feedback
TheGandomin

TheGandomin

前往频道在 Telegram

https://gandomin.com

显示更多
未指定国家未指定类别
338
订阅者
-124 小时
-77 天
-230 天
帖子存档
photo content

ترس چیز عجیبی است. پای این کلمه که به میان بیاید، دل آدم می‌لرزد. تا بخواهی با قلم، چند خطی روی کاغذی بنویسی که پنج سال است ب
ترس چیز عجیبی است. پای این کلمه که به میان بیاید، دل آدم می‌لرزد. تا بخواهی با قلم، چند خطی روی کاغذی بنویسی که پنج سال است بوی قلم را حس نکرده و ندیده، بلافاصله پدر با صدای بلند فریاد می‌زند: «دختر، نکنه باز اشتباهی کنی! آرام بنشین. تو را چه به نوشتن و حرف زدن در مورد سیاست و این و آن؟» و صدای مهربان مادر از آن طرف می‌آید: «جانِ مادر، با یک نفر و یک کاغذ و یک خط و یک قلم، چیزی تغییر نمی‌کند.» و صدای خشمگین برادر: «از خاطر تو اتفاقی بیفتد، روز خوبت را سیاه می‌کنم.» ادامۀ نوشته: https://gandomin.com/5411/ #گندمین #زن_و_نویسندگی #gandomin #Afghanistan

photo content

گندمین را در یوتیوب دنبال کنید: https://www.youtube.com/@TheGandomin #گندمین #gandomin
گندمین را در یوتیوب دنبال کنید: https://www.youtube.com/@TheGandomin #گندمین #gandomin

photo content

اگر بخواهیم سخن جنجالی “بارتیودور نولدکه” را که گفته بود «زنان در شاهنامه مقام مهمی را حایز نیستند» به چالش بکشیم، نیاز نیست
اگر بخواهیم سخن جنجالی “بارتیودور نولدکه” را که گفته بود «زنان در شاهنامه مقام مهمی را حایز نیستند» به چالش بکشیم، نیاز نیست جای دیگری برویم و بسنده است که سیندخت را از پنجرۀ شاهنامه بنگریم و بشناسیم. سیندخت نماینده جامعه‌ای است که در آن زن نه فقط فرودست و بندۀ مرد نیست که گاه سر و گردنی از مردان بالاتر است. سیندخت زن مهراب کابلی است و مادر رودابه. سیندخت دریای مهر است و راه‌گشای تنگناها. هنگامی که منوچهرشاه از سام خواسته است به کابلستان برای برانداختن مهراب‌شاه از [بازماندگانِ] خانوادۀ ضحاك لشکرکشی کند و آن سامان را به خاک و خون کشد، زال پسر او به کابلستان می‌رود و با رودابه دختر پادشاه کابل روبه‌رو شده هر دو دل به هم‌[دیگر] می‌بازند. میان آن دو سَروسِر وُ مصاحبت‌های پنهانی پدید می‌آید. ادامۀ نوشته: https://gandomin.com/5361/ #گندمین #زن_و_نویسندگی #gandomin #Afghanistan

photo content

در این مقاله، واقع‌گرایی همینگوی در فقر پنهان زندگی سانتیاگو، محدودیت قدرت انسان در برابر دریا (به‌عنوان بخشی از طبیعت) و راب
در این مقاله، واقع‌گرایی همینگوی در فقر پنهان زندگی سانتیاگو، محدودیت قدرت انسان در برابر دریا (به‌عنوان بخشی از طبیعت) و رابطهٔ سانتیاگو با دریا بررسی می‌شود. نخستین نشانه‌ی نگاه واقع‌گرایانه‌ی همینگوی در این کتاب، زندگی خود سانتیاگو است. سانتیاگو برای حفظ کرامت و شأن انسانی‌اش، فقر را پنهان می‌کند؛ اما در واقعیتِ زندگی‌اش تغییری ایجاد نمی‌شود. ادامۀ نوشته: https://gandomin.com/5346/ #گندمین #زن_و_نویسندگی #gandomin #Afghanistan

photo content

خوانندهٔ عزیز گندمین، سلام. من هدا هستم و شما را دعوت می‌کنم به خواندن سریال «تاکسی‌نویسی» تا هر هفته با من سوار یکی از تاکسی
خوانندهٔ عزیز گندمین، سلام. من هدا هستم و شما را دعوت می‌کنم به خواندن سریال «تاکسی‌نویسی» تا هر هفته با من سوار یکی از تاکسی‌های شهر شوید. «تاکسی‌نویسی» مجموعه‌ای از روایت‌هایی است که گاهی از یک اتفاق واقعی، گاهی از یک گفت‌وگو یا خاطره و گاهی هم از داستانی سرچشمه می‌گیرد که در ذهن من و در یکی از مسیرهای همین شهر شکل گرفته است. به نظر من، هر آدم یک داستان است و تاکسی‌های شهری، مجموعه‌ای از همین داستان‌ها هستند؛ داستان‌هایی که شاید ما هر روز ساده و بی‌تفاوت از کنارشان می‌گذریم. اما «تاکسی‌نویسی» تلاشی است برای کمی بیشتر مکث کردن روی همین آدم‌ها، لحظه‌های ساده و مسیرهای معمولی که شاید در شتاب روزمرگی دیده و شنیده نشوند. اولین بار این شیوه‌ی روایت را در نوشته‌های صحت سروش و کتاب «تاکسی‌سواری» او خواندم و تحت تأثیرش قرار گرفتم. «تاکسی‌نویسیِ» من از آن تجربه الهام گرفته، اما با آدم‌ها، خیابان‌ها و قصه‌های خودم و این سرزمین. از این‌جا به بعد، هر هفته یکی از این مسیرها را با شما شریک می‌شوم. شاید قصه‌ای که در مسیر اتفاق می‌افتد، مهم‌تر از مقصد باشد. https://gandomin.com/

photo content

I live now in the Netherlands, surrounded by quiet streets, bicycles, rain, calm beaches, and a blue sky that changes with th
I live now in the Netherlands, surrounded by quiet streets, bicycles, rain, calm beaches, and a blue sky that changes with the seasons. I have learned to build a life here, to speak in another language, to find comfort in a place that was once completely foreign to me. And yet, sometimes a book, a photograph, a familiar word, or even the smell of something cooking in a distant kitchen can open a door I thought I had closed long ago. Read more: https://gandomin.com/en/2509/ #GANDOMIN #WomenAndWriting

photo content

گندمین را در تلگرام دنبال کنید: https://t.me/theGandomin #گندمین #gandomin
گندمین را در تلگرام دنبال کنید: https://t.me/theGandomin #گندمین #gandomin

photo content

نوپا در دنیای مکتب بودم؛ دختری از تبار اوزبیک (ترک) که تازه پا به مکتب گذاشته بود و جهان واژه‌ها برایش تازه داشت شکل می‌گرفت.
نوپا در دنیای مکتب بودم؛ دختری از تبار اوزبیک (ترک) که تازه پا به مکتب گذاشته بود و جهان واژه‌ها برایش تازه داشت شکل می‌گرفت. آن روزها، هر واژه برایم چیزی بیشتر از یک واژه بود؛ پنجره‌ای رو به جهانی که هنوز نمی‌شناختم. فارسی را در مکتب آرام‌آرام یاد می‌گرفتم و واژه‌های تازه را یکی‌یکی به واژه‌نامه‌ی کوچک ذهنم می‌افزودم. گاهی یک کلمه آن‌قدر برایم تازه و عجیب بود که ساعت‌ها در ذهنم می‌ماند. یکی از همان واژه‌ها «بطی» بود. ادامۀ نوشته را در لینک زیر بخوانید: https://gandomin.com/5319/ #گندمین #زن_و_نویسندگی #gandomin #Afghanistan

photo content

بادبادک‌باز؛ یکی از بهترین رمان‌های معاصر، اثر خالد حسینی، نویسندهٔ افغانستانی است که به زبان‌های مختلف ترجمه شده است. در سال
بادبادک‌باز؛ یکی از بهترین رمان‌های معاصر، اثر خالد حسینی، نویسندهٔ افغانستانی است که به زبان‌های مختلف ترجمه شده است. در سال ۲۰۰۷ نیز به کارگردانی مارک فورستر، فیلمی بر اساس همین کتاب ساخته شد که در همان سال نامزد جایزهٔ اسکار گردید. بادبادک‌باز تنها یک داستان نیست؛ بلکه تصویری بزرگ از افغانستان در دوران پیش از جنگ، اشغال شوروی و دورهٔ سیاه طالبان است. این رمان، جدا از این‌که از لحاظ پردازش داستانی و بازنمایی هنری یکی از بهترین آثار داستانی به شمار می‌رود، از نظر پرداختن به مسائل روان‌شناختی—مانند ترس، احساس گناه، سرکوب خاطرات، فرار از واقعیت‌ها، بازگشت و جبران اشتباهات—نیز اثری ارزشمند محسوب می‌شود. ادامۀ نوشته را در لینک زیر بخوانید: https://gandomin.com/5309/ #گندمین #زن_و_نویسندگی #gandomin #Afghanistan

photo content

حالا گندمین را در اکس دنبال کنید: https://x.com/TheGandomin
حالا گندمین را در اکس دنبال کنید: https://x.com/TheGandomin