en
Feedback
اینجادیوانه‌ای‌می‌نویسد!

اینجادیوانه‌ای‌می‌نویسد!

Open in Telegram

کلماتی لجن‌گرفته در ذهنِ دیوانه‌. @Thecrazyhearbot

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
1 493
Subscribers
-424 hours
+307 days
+30530 days
Posts Archive
اگه چنلت یه آدم بود، یه دختر ساکت و مرزی می‌شد؛ از اونایی که همیشه انگار بین موندن و رفتن گیر کردن. خیلی کم از خودش حرف می‌زنه، ولی نگاهش پر از چیزهاییه که هیچ‌وقت به زبون نمیاره. لباس‌های تیره و ساده می‌پوشه، شب‌ها بیشتر بیداره و احتمالاً همیشه یه آهنگ غمگین توی هندزفریشه. نه کاملاً سرد، نه کاملاً گرم؛ یه جایی درست وسطِ فاصله و دلبستگی ایستاده. از اون آدمایی که اگه یه روز بی‌خبر برن، تا مدت‌ها نمی‌فهمی واقعاً رفته‌ن یا فقط پشت یکی از همون مرزهایی که برای خودشون ساختن پنهان شدن. https://t.me/sayeh_marz

اگه چنلت یه آدم بود، یه دختر شیرین و کمی دست‌نیافتنی می‌شد؛ از اونایی که خیلی راحت با همه صمیمی نمی‌شن، ولی وقتی وارد دنیای کوچیکشون بشی، می‌فهمی چقدر لطیف و احساساتی‌ان. استایلش ظریف و دخترونه‌ست، با یه عطر شیرین و یه لبخند آروم که بیشتر از هزار تا حرف توی خودش داره. یه کم لوس، یه کم شیطون و یه کم هم غیرقابل‌پیش‌بینی؛ از اون آدمایی که شاید اولش فکر کنی خیلی ساده‌ان، ولی هرچی بیشتر بشناسیشون، بیشتر دلت می‌خواد کنارشون بمونی. https://t.me/Matiinaaa_me

اگه چنلت یه آدم بود، یه دختر پرانرژی و آفتابی می‌شد؛ از اونایی که حتی وقتی خودش حال خوبی نداره، بازم می‌تونه حال بقیه رو خوب کنه. لباس‌های رنگی و راحت می‌پوشه، همیشه یه لبخند روی صورتشه و احتمالاً یه عالمه عکس و خاطره توی گوشیش داره. یه کم شیطون، یه کم لجباز و خیلی دوست‌داشتنیه؛ از اون آدمایی که باهاشون یه روز معمولی هم تبدیل به یه خاطره‌ی قشنگ می‌شه. https://t.me/narenj_sunn

همونی که می‌گی ازش مطمعنم و انتظار ندارم فلان کنه، همون یه روزی بد زمین می‌زنتت.

آدمیزاد بدترین آسیب ها و زخم هارو از نزدیک ترین افراد زندگیش می‌بینه. پس یادتون نره هیچ‌وقت هیچ‌چیز از هیچ‌کس بعید نیست.

یه نصیحت مادر بزرگانه کنم، بریم ادامه‌ی چالش.

نظرتونم بگید.

برم بقیه رو بنویسم بیام بذارم، پاک نکنید.💗

اگه چنلت یه آدم بود، یه دختر آروم و رؤیایی می‌شد؛ از اونایی که یه جور لطافت عجیب توی حضورشون هست و انگار همیشه یه تکه از وجودشون توی یه دنیای دیگه‌ست. لباس‌های آبی و سفید، موهای مرتب و بوی عطر گل‌های خنک. خیلی زود با کسی صمیمی نمی‌شه، ولی وقتی دلش رو به کسی بده، عمیق و واقعی دوستش داره. از اون آدمایی که کنار دریا قدم می‌زنن، به آسمون خیره می‌شن و با یه لبخند آروم به چیزایی فکر می‌کنن که هیچ‌وقت به زبون نمیارن. https://t.me/BlueLilyf

اگه چنلت یه آدم بود، یه دختر مرموز و کمی عجیب می‌شد؛ از اونایی که هیچ‌وقت نمی‌فهمی دقیقاً توی سرشون چه می‌گذره. ظاهرش آروم و مینیماله، ولی ذهنش پر از فکرهای نامرتب، ایده‌های ناگهانی و چیزهاییه که فقط خودش می‌فهمه. کم حرف می‌زنه، زیاد مشاهده می‌کنه و یه جور بی‌تفاوتیِ جذاب توی رفتارش داره. احتمالاً همیشه یه هندزفری توی گوششه و نصف شب‌ها یهویی تصمیم می‌گیره زندگی‌شو از اول شروع کنه. https://t.me/zaraiow

اگه چنلت یه آدم بود، یه زن باوقار و آرام می‌شد؛ از اون آدم‌هایی که حضورشون بدون اینکه حرف زیادی بزنن، یه حس امن و محترم بهت می‌ده. لباس‌های ساده و پوشیده، نگاه عمیق و صدایی آروم که وقتی حرف می‌زنه، ناخودآگاه ساکت می‌شی و گوش می‌دی. دلش پر از دلتنگی و دعاست و بیشتر از اینکه از دنیا چیزی بخواد، برای آدم‌هایی که دوستشون داره خیر می‌خواد. از اون آدم‌هایی که شاید خیلی‌ها نتونن عمقشون رو بفهمن، اما هرکس یک‌بار باهاشون حرف بزنه، یه آرامش عجیب با خودش می‌بره. https://t.me/bano_haram

اگه چنلت یه آدم بود، یه پسر کاریزماتیک و بی‌خیال می‌شد؛ از اونایی که همیشه یه شوخی آماده دارن و حتی وسط بدترین شرایط هم می‌تونن بخندوننت. ظاهرش یه کم شر و شیطون، ولی پشت اون شوخی‌ها خیلی بیشتر از چیزی که نشون می‌ده می‌فهمه. کت چرمی، ماشین قدیمی، موسیقی راک و شب‌های طولانی دقیقاً بهش میاد. از اون آدمایی که می‌گه «من از هیچی نمی‌ترسم»، ولی اگه پای آدمی که دوستش داره وسط باشه، برای محافظتش با کل دنیا در می‌افته. https://t.me/DeanAli

اگه چنلت یه آدم بود، یه آدمِ شب‌زنده‌دار و پر از «ای‌کاش» می‌شد؛ از اونایی که همیشه چند قدم از بقیه عقب‌تر راه می‌رن، نه چون نمی‌تونن جلو برن، چون هنوز یه تیکه از دلشون توی گذشته گیر کرده. ظاهرش آرومه، ولی توی ذهنش هزار بار مکالمه‌های قدیمی رو مرور می‌کنه و برای چیزایی که هیچ‌وقت درست نشدن، جواب‌های جدید می‌سازه. لباس‌های تیره می‌پوشه، هندزفری توی گوششه و احتمالاً بیشتر آهنگ‌هایی گوش می‌ده که نباید گوش بده. اگه ازش بپرسی «حالت خوبه؟» لبخند می‌زنه و می‌گه: «آره.» ولی خودش بهتر از هر کسی می‌دونه که این «آره» مدت‌هاست معنای واقعیِ خودش رو از دست داده. https://t.me/eykashham00

اگه چنلت یه آدم بود، یه آدم آروم و عمیق می‌شد؛ از اونایی که همیشه یه لبخند محو روی لبشونه، ولی انگار پشت اون لبخند هزار تا قصه‌ی نگفته دارن. خیلی به شانس و اتفاقات باور داره، اما ته دلش می‌دونه بعضی آدم‌ها قرار نیست اتفاقی وارد زندگی‌مون بشن. لباس‌های ساده و شیک می‌پوشه، بوی عطر ملایم می‌ده و بیشتر از اینکه حرف بزنه، به مسیر زندگی و آدم‌ها فکر می‌کنه. از اون آدمایی که وقتی می‌رن، تازه می‌فهمی چقدر حضورشون توی زندگیت شبیه یه تکه از تقدیر بوده. https://t.me/GardeshTaghdir

اگه چنلت یه آدم بود، یه آدم مرموز و خونسرد می‌شد؛ از اونایی که همیشه انگار یه پرونده‌ی عجیب توی ذهنشون بازه و هیچ‌وقت همه‌چی رو برات تعریف نمی‌کنن. لباس‌های تیره، نگاه خسته، شوخی‌های خشک و یه جور اعتمادبه‌نفسِ «من چیزایی دیدم که تو ندیدی». شب‌ها بیداره، با اتفاقای ماورایی اصلاً غریبه نیست و احتمالاً اگه نصفه‌شب زنگ در خونه‌شو بزنی، به‌جای ترسیدن فقط می‌گه: «بالاخره پیدات کردم.» https://t.me/supernatural_ir_2026

اگه چنلت یه آدم بود، یه آدم خیلی ساکت و مرموز می‌شد؛ از اونایی که همیشه یه گوشه نشستن و کتاب می‌خونن، اما معلوم نیست توی ذهنشون چه خبره. ظاهرش شیک و مرتب و کمی اشرافی، ولی پشت اون ظاهر آروم یه عالمه فکرِ نگفته داره. کم حرف می‌زنه، زیاد نگاه می‌کنه و احتمالاً شب‌ها بیشتر از روزها زنده‌ست. یه جور تنهاییِ شیک و مرموز با بوی کتاب، هتل‌های قدیمی و شب‌های طولانی. https://t.me/Arabella936

اگه چنلت یه آدم بود، یه دختر کم‌حرف با موهای تیره می‌شد؛ همیشه یه مداد یا قلم توی دستش داشت و انگار دنیا رو نه اون‌طوری که هست، بلکه اون‌طوری که دردهاش نشونش میدن می‌دید. لباس‌های ساده و تیره می‌پوشید، زیاد لبخند نمی‌زد، ولی وقتی حرف می‌زد می‌فهمیدی پشت اون سکوت، یه عالمه تصویر و احساس دفن شده. از اون آدمایی که شاید در نگاه اول سرد به نظر بیان، ولی چند دقیقه کنارشون بشینی، می‌فهمی تمام مدت داشتن یه چیزی رو با دقت توی ذهنت نقاشی می‌کردن. https://t.me/My_paintings1

ظالمانه؟ خداتو شکر کن اینجوری رفتار کردم

خوشم میاد خودتم میدونی

اینا یه نشونه بود بهت بگن جا موندی💗