مُبهَم...
Open in Telegram
ماکیستیم؟! سائلآقای¹²⁸... نه چندان اما گاه دستی بر شعر داریم با عنوان: منه مبهم و شعر همان ،شفای اندوه آدمی... شما دعوتید به صرف یک فنجان چایی☕️
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
207
Subscribers
-924 hours
-247 days
-4130 days
Posts Archive
207
همه شب سجده برآرم که بیایی تو به خوابم
و درآن خواب بمیرم که تو آیی و بمانی؛
چه نویسم که قلم شرم کند از دل ریش ام
بنویسم ولی افسوس نخوانی که نخوانی.
"شهریار"
207
درسته عزیز من حبیب درونتو بکش هیچ کدوم از نشونه هایی که فک کردی نشونه هستن درواقع نشونه نبودن نشونه واقعی فقط اونی که دست خانوادشو گرفت اومد جلو
207
واقعا بنظرم تو این مملکت در حق معلما و نیروی امنیت خیلی کم لطفی میشه
معلمی که هزار تا شاگرد درس میده به یه جایی میرسونه دانش آموزو یا حداقلش یه پله ترقی محسوب میشه ،یا نیروی امنیتی که جونش رو کف دستش گذاشته ازین مملکت و.. دفاع میکنه و یا حتی خلیاشون شیفتای خیلی طولانی و خسته کننده ای دارن در قبالش واقعا حقوقای نا چیزی میگیرن عمیقا میشه گفت خرج و دخلشون با این وضع گرونی تورم باهم نمیخونه
207
رفت و غزلم چشم به راهش نگران شد
دلشوره ی ما بود، دل آرام جهان شد
در اول آسایش مان سقف فرو ریخت
هنگام ثمر دادن مان بود خزان شد
"حامد عسکری"
207
دست از طلب ندارم تا کامِ من برآید
یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید
بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر
کز آتش درونم دود از کفن برآید
"حافظ"
207
عاشقی بیش نبود..
عشق، تنها همدم او بود،همان که شبها در سکوت تاریکی، با او راز و نیاز میکرد.
شبی در کنج خلوتی نشسته بود
و زیر لب زمزمه کرد...
زلیخا راستش را بگو تو
چه به خدای یوسف گفتی که این چنین پا در میانی کرد.
207
از در انداختت بیرون از پنجره بیا تو
بجنگ واسه خواسته هات ،ناامید نشو
خدا ببینه به خواستت سفت و سخت چسبیدی
خواستت رو بهت میده
"شهید مصطفی صدر زاده"
