ar
Feedback
مُبهَم...

مُبهَم...

الذهاب إلى القناة على Telegram

ماکیستیم؟! سائل‌آقای¹²⁸... نه چندان اما گاه دستی بر شعر داریم با عنوان: منه مبهم و شعر همان ،شفای اندوه آدمی... شما دعوتید به صرف یک فنجان چایی☕️

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
226
المشتركون
+1524 ساعات
-197 أيام
-2930 أيام
أرشيف المشاركات
photo content

نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت پرده ی خلوت این غمکده بالا زد و رفت "هوشنگ ابتهاج"

رفت و غزلم چشم به راهش نگران شد دلشوره ی ما بود، دل آرام جهان شد در اول آسایش مان سقف فرو ریخت هنگام ثمر دادن مان بود خزان شد "حامد عسکری"

الن به معنای واقعی کلمه این جسم نیمه جان را به امام رضا برسونید هستم.

دست از طلب ندارم تا کامِ من برآید یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر کز آتش درونم دود از کفن برآید "حافظ"

عاشقی بیش نبود.. عشق، تنها همدم او بود،همان که شب‌ها در سکوت تاریکی، با او راز و نیاز می‌کرد. شبی در کنج خلوتی نشسته بود و زیر لب زمزمه کرد... زلیخا راستش را بگو تو چه به خدای یوسف گفتی که این چنین پا در میانی کرد.

از در انداختت بیرون از پنجره بیا تو بجنگ واسه خواسته هات ،ناامید نشو خدا ببینه به خواستت سفت و سخت چسبیدی خواستت رو بهت میده "شهید‌ مصطفی صدر زاده"

به خودم آمدم انگار تویی در من بود این کمی بیشتر از دل به کسی بستن بود. "علیرضا آذر"

من تمامِ زندگی‌ام را با تو معامله کردم؛ حالا تو همه‌چیز را بردی و من هیچ. "افشانه اکبری"

تویِ شلوغ‌ترین جای دنیا، هنوزم به دنبال تو می‌گردم.

اگه وضع مملکت بخواد همینجوری ادامه پیدا بکنه من تا چند ماه دیگه خارج هستم ( منظورم خارج از حیطه سلامت و روان بود)

نمیدانم چرا‌‌ اما انقدر دوستت دارم که از بیچارگی گاه به حال خویش میگریم اگر جنگیده بودم دست کم حسرت نمیخوردم ولی من بر شکست بی جدال خویش میگریم "فاضل نظری"

خواب نمیبرد مرا یار نمیخرد مرا مرگ نمیدرد مرا آه چه بی بها شدم "عباس معروفی"

هـر لحظـه كه تسلیمم در كارگه تقدير آرامتر از آهو ،بی باك تر از شيرم هر لحظه كه می كوشم در كار كنم تدبير رنج از پي رنج آيد ،زنجير پی زنجیر "مولانا"

photo content

از فریب وعده امید روزگارم شد سیاه رنج هم نومیدی از امیدواری کشم. "صائب تبریزی"

کاش مانند برادر حرمی داشت حسن:)

دیگه وقتشه یه کمپ بزنن به اسم (کمپ ترک سادگی) یه ۱ ماهی برم توش بستری شم👌🏼✨️

گفته بودم بعد ازین باید فراموشش کنم، دیدمش و از یاد بردم گفته های خویش را "مهدی اخوان ثالث"

بازهم یک جای کارم لنگ دارد می‌زند جان افتادن ندارم نردبانم را بگیر آمدم اتمام حجت، از صبوری خسته ام یا مرا حاجت روا کن یا که جانم رابگیر... "محسن حیدری"