𝗍𝖾𝗍𝖾𝗀𝗎𝗀𝗎
Closed channel
🌟 𝗍𝖺𝖾𝗄𝗈𝗈𝗄 ⎯ @frkvbot ◜ 𝖽𝖾𝖿𝗒𝗂𝗇𝗀 𝗍𝗁𝖾 𝗋𝗎𝗅𝖾𝗌 , 𝗈𝗇𝖾 𝗆𝗈𝗆𝖾𝗇𝗍 𝖺𝗍 𝖺 𝗍𝗂𝗆𝖾 ◞
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
3 463
Subscribers
-324 hours
+1307 days
+47530 days
Posts Archive
3 460
تهیونگ، گنگستری که دو سال پیش با جونگکوک همسلولی بیگناهش خوابیده، بهمحض آزادشدنش فقط یک چیز میخواد؛ چشیدن دوبارهی طعم شیرین جونگکوکی که حالا یک مانهواکاست و کینکهاش رو توی اسماتهای داستانهاش ریخته!ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 🌻
3 460
جئون جونگکوک، فرماندهی ارتش کرهی جنوبی برای حفظ امنیت فرزند و همسرش کیم تهیونگ، به جنگ اوکراین و روسیه اعزام میشه؛ غافل از اینکه شاید این اعزام فرصت اولیندیدار با فرزندش رو ازش بگیره.ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 🌻
3 460
قرنها از وقتی میگذره که کیم تهیونگ، خدای سایهها، آخرین بار عشقش رو از دست داده؛ اما بعضی انتظارها حتی با گذشت زمان هم تموم نمیشن. حالا سرنوشت، پسری رو دوباره سر راهش قرار داده که حضورش زیادی آشناست؛ انگار سایهها چیزی رو به یاد دارن که دنیا مدتهاست فراموش کرده... اما چرا تهیونگ حاضر نیست حتی برای یه لحظه چشم ازش برداره؟ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 🌻
3 460
جونگکوکِ ۲۸ ساله که به دنبال دختری برای ازدواجه، سر از یه گالری هنری درمیاره؛ جایی که توجه رئیس مافیا، کیم تهیونگ رو به خودش جلب میکنه. مردی که پسرهای خوشاندام رو طعمه میکنه، ازشون نقاشی میکشه و در نهایت اعضای بدنشون رو میفروشه. چی میشه اگه اینبار چشمش جونگکوک رو بگیره؟ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 🌻
3 460
در حال حاضر بزرگترین دغدغه ی جئون جونگکوک اینه که مادرشوهرش نفهمه که اون بعد از بیگاری کشیدن از الفاش به عنوان جایزه میشینه رو صورتش.ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 🌻
3 460
وقتی شرط ازدواجت بچه دار نشدن بود ولی الان تنها چیزی که میخوای اینه که از آلفات یه بچه داشته باشی. این دقیقا شرطی بود که جیمین به عنوان یه رقاص باله برای ازدواجش با مین یونگی گذاشته بود ، اما الان با چه روشی میخواد حرف خودش رو دور بزنه؟ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 🌻
3 460
چی میشه اگه امگای پولداری که برای خوابیدن با یه انیگمای فقیر بهش حقوق میده، از همون انیگما حامله بشه؟ تهیونگ فکر میکرد بزرگترین اشتباهش رو مرتکب شده، اما جونگکوک معتقد بود بالاخره سرمایهگذاریش جواب داده.ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 🌻
3 460
یك تصادف، تهیونگ رو به تعمیرگاه جونگکوك ميکشونه، مکانیك جذاب و جدياي که حاضر نیست ماشینش رو تعمیر کنه اما تهیونگ کوتاه نمیاد و جونگکوك براي خلاص شدن از دستش ماشین رو سریع تعمیر ميکنه اما بعدش اتفاقاتي ميفته که جدیت جونگکوك رو به هم ميریزه و احساساتي درونش بیدار ميکنهㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 🌻
3 460
تهیونگ، امگای هلو کشش یه طرفهی شدیدی رو نسبت به همسایهی آلفاش حس میکرد، اما هیچ ایدهای نداشت که علایق و فانتزیهای اون مرد قراره پای اون رو به چه دنیایی باز کنه.ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 🌻
3 460
همهچیز از شب ماهگرفتگی شروع شد؛ شبی که یک مرگ، به تولد درخشانترین ستاره گره خورد و سرنوشت تهیونگ، پسری از قرن بیستویکم که ناگهان به دوران گوگوریو پرتاب شده بود، برای همیشه تغییر کرد. حالا شاپرکی که رایحهی انارش شهرهی شهر بود، یک شب قبلاز اجبارش به ازدواج، برای اولین بار اجازه داد تا انیگما جئون نحس لمسش کنه...ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 🌻
3 460
کیم تهیونگ شاهزاده فراری (سلیطهای) که بعد از مرگ والدینش به یک قلعه در جنگل پناه برده، فکرشو هم نمیکرد فرمانده جدی و ترسناکی که به دنبالش فرستادن، بجای برگردوندن اون، خودش هم کنارش بمونه و مثل آب خوردن براش آدم بکشه!ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 🌻
3 460
جونگکوک فقط یه دوستدختر موقرمز میخواست، اما نمیدونست که دیکش قراره با یه عکس، برای پسری با موهای سرخ تکون بخوره! -ولی خب بههرحال، من که قبلا دوستدختر داشتم. اینم همون دوستدختره فقط از نوع پسرش...ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 🌻
3 460
یه آلفای مغزفندقی که اول آشنایی با جونگکوک، تحقیرش میکنه و مدام پیوند رو پس میزنه؛ اما در انتها ورق برمیگرده و امگا میفهمه که تهیونگ، تموم این مدت خودش رو به نفهمی زده؛ ولی دیگه برای عقبکشیدن دیر شده... چرا؟ چون اون از آلفا بارداره!ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 🌻
3 460
به نظر جئون، تهیونگ داشت گند میزد به زندگیش و جونگکوک دیگه نمیتونست این وضعیت رو تحمل کنه پس باهاش کات کرد تا به خودش بیاد، ولی همه چیز بدتر شد.ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 🌻
3 460
داستان موردعلاقهتونو از لیست زیر انتخاب کنید و برای خوندن روی دکمهی پایینش کلیک کنید 💛
3 460
+1
دستهگل آفتابگردون ا بهشکل قلب ه، تهته قبلاً گفته بود که اگه بخواد گل باشه، آفتابگردون رو انتخاب ميکنه و جونگکوك توي دیت شون براش یه دستهگل آفتابگردون بهشکل قلب خریده؛ این دیگه چه حجم غیرقابلتحملي از لوسبازي بود؟! دیابت گرفتم ك م ك 😭
3 460
+1
یهچیز خیلي قشنگي توي رابطهي تهکوك هست؛ اینهکه هردوشون عشق و درك مشترکي نسبت به عکاسي و هنر دارن. اصلا عجیب نیست که اینهمه وقت رو کنار هم ميگذرونن؛ انگار دوتا تیکه از یه پازل ن که کنار هم کامل ميشن 💘:((
