ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅 👈

𝗍𝖾𝗍𝖾𝗀𝗎𝗀𝗎

𝗍𝖾𝗍𝖾𝗀𝗎𝗀𝗎

前往频道在 Telegram

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌🌟    ‌‌𝗍𝖺𝖾𝗄𝗈𝗈𝗄 ‌ ⎯     @frkvbot ‌ ◜ 𝖽𝖾𝖿𝗒𝗂𝗇𝗀 𝗍𝗁𝖾 𝗋𝗎𝗅𝖾𝗌 , 𝗈𝗇𝖾 𝗆𝗈𝗆𝖾𝗇𝗍 𝖺𝗍 𝖺 𝗍𝗂𝗆𝖾 ◞

显示更多
未指定国家未指定类别
3 119
订阅者
无数据24 小时
+1687 天
+40330 天
帖子存档
تهیونگ فکرش رو هم نمی‌کرد وقتی کامپیوتر ویروسی‌شده‌ش رو برای تعمیر پیش جئون جونگکوک می‌بره و با کلی اصرار ازش می‌خواد اطلاعات مهمِ پاک‌شده‌ش رو ریکاوری کنه، جونگکوک بعد از ریکاوری با دیدن چند ویدئوی پورن گی روی دسکتاپ، برداشت کاملاً اشتباهی ازش پیدا کنه.
ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 🧶

جئون جونگ‌کوک، وکیل سرشناس سئول، بالاخره بعد از چهارسال زندگیِ مشترک، از همسر سابقش کیم تهیونگ جدا شده و حسابی هم از این بابت خوشحاله؛ غافل از اینکه آینده قراره شروع دوباره‌ی زندگی‌اش رو طور دیگه‌ای براش رقم بزنه!
ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 🧶

سه سال از روزی که جونگ کوک مجبور به انتخابی سخت شد تهیونگ رو ترک کرد گذاشته بود ، و حالا بعد از سه سال دوباره اون دوتا باهم روبه رو میشن اما این دفعه راه فراری جز همدیگه ندارن! و اینجاست که حقیقت های مخفی شده ی رابطه ی نیمه تموم شون لو میره ، اما فاش شدن حقیقت ها قراره جون یکی شون رو توی خطر بندازه!
ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 🧶

یك تصادف از روي مستي، تهیونگ رو به تعمیرگاه جونگ‌کوك مي‌کشونه، مکانیك جذاب و جدي‌اي که حاضر نیست ماشینش رو تعمیر کنه اما تهیونگ کوتاه نمیاد و جونگ‌کوك براي خلاص شدن از دستش ماشین رو سریع تعمیر مي‌کنه‌ اما رفتارهاي تهیونگ احساساتي رو درونش بیدار مي‌کنه که اصلاً انتظارشون رو نداشته.
ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 🧶

یه امگای ساده یک‌شبه پرت می‌شه تو دنیایی که هیچ‌کس گرگ درونی نداره و خبری از هیچ رایحه‌ای نیست. حالا چطور باید ذات واقعیش رو بین اون‌همه خلافکار پنهان کنه؟ مخصوصاً از جئون جونگکوک، افعی گنگ بِک‌هو؛ کسی که معلوم نیست دوستشه یا دشمنش.
ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 🧶

تهیونگ امگای هلو یک شیرینی‌فروشی کوچیک خونگی داشت و به بهونه‌ی تبلیغات محلی اون، سری به خونه‌ی همسایه‌ی آلفاش زد. در نبود اون مرد توی خونه‌اش سرک کشید و سر از دنیایی درآورد که به هیچ عنوان توقعش رو نداشت.
ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 🧶

همه فکر می‌کردن تهیونگ و جونگ‌کوک دشمن خونی همدیگه‌ان، تا اینکه این دو گیمر و رقیب قدیمی می‌فهمن جفتِ حقیقی هم هستن؛ نفرت جاش رو به کششی غیرقابل‌کنترل می‌ده و درست وقتی دارن به هم می‌رسن... - لـ... لعنتی زبونت تِه... زبونت تا کجا قد کشیده؟ - تو نمی‌تونی آه... باهام صحبت کنی؛ اما من می‌گم... آه فاک، زبونت داره کف... کف پای نی‌نی رو قلقلک می‌ده عزیزم.
ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 🧶

تهیونگ یه جهانگرده و مقصد بعدی سفرش ایتالیاست. اون همیشه معتقد بوده کششی که به ایتالیا داره بی‌دلیل نیست و وقتی شب اول سفرش با سرآشپز جئون آشنا می‌شه، می‌فهمه که درست فکر می‌کرده.
ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 🧶

داستان موردعلاقه‌‌‌تونو از لیست زیر انتخاب کنید و برای خوندن روی دکمه‌ی پایینش کلیک کنید ❤️‍🔥

نمی‌دونم لطقا همتون به خودتون بگیرید باهام دوست بشیذ

وای اینو الان دیدم دوساعتخ دارم میخندم

خب اون خانومه از کجا بفهمه که با اونی

حس عذاب وجدان گرفتم پست نذاشتم اینجا

خلاصه ازه

بعدش بریم رو یه جی دیگه خسخسخس

من یکم دیگخ میرم بیرون ساعت چهار پنج میام پست میذارم ، و اگه وقت کنم و تلگراف درست بشه واستون پارت آخر رو میذازم

فقط این خانمه خیلی ناز بود😇😞

همتون خوشگلید البته

یه خانم خیلی خوشگل دیدم لطفاً بیا باهام دوست شو خانمه💔