867
Subscribers
+1424 hours
+27 days
+3530 days
Posts Archive
867
تاملات
دوازده ستون برای خرد
در میانهٔ میدان بوعلی همدان، برجی باریک از میان بنایی سنگی بالا میرود. دوازده ستون بتنی گرداگرد فضایی خالی ایستادهاند و در ارتفاع به کلاهکی مخروطی میرسند. بنا نه مسجد است، نه کاخ و نه تقلیدی از مقبرههای اروپایی. معماری آن میخواهد یک اندیشه را به سنگ و هندسه تبدیل کند: ایران، سرزمین تداوم دانش است.
در زیر این برج، ابوعلی حسین بن عبدالله بنسینا آرمیده است؛ پزشکی که قانون او تا سدهٔ هفدهم در آموزش پزشکی اروپا حضور داشت و فیلسوفی که دستگاه فکریاش چندین سده بر فلسفه، الهیات و عرفان اثر گذاشت. دانشنامهٔ استنفورد او را پس از ارسطو یکی از اثرگذارترین چهرههای تاریخ فلسفه میخواند. ابنسینا میراث یونانی را بازسازی کرد، ناسازگاریهایش را زدود و نظامی پدید آورد که از منطق و طبیعت تا روان، اخلاق و مابعدالطبیعه امتداد داشت.
او در نزدیکی بخارا، در قلمرو سامانیان، رشد کرد. سامانیان زبان فارسی را زنده کردند و در همان حال دانش عربیِ جهان اسلام را گرامی داشتند. ابنسینای نوجوان پس از درمان امیر سامانی اجازه یافت وارد کتابخانهٔ دربار شود؛ کتابهایی در آن دید که به گفتهٔ خودش پیشتر ندیده بود و پس از آن نیز ندید. بعدها به ری، همدان و اصفهان رفت و در مقام پزشک، فیلسوف، وزیر و مشاور سیاسی در خدمت فرمانروایان ایرانی قرار گرفت.
نزدیک به هزار سال بعد، پادشاهی پهلوی بار دیگر در همدان برای او خانهای شایسته ساخت. آرامگاه قاجاری پیشین کوچک بود و با منزلت جهانی ابنسینا تناسب نداشت. انجمن آثار ملی، با فرمان محمدرضاشاه پهلوی، طرح بنای تازه را پیش برد و آن را در ۱۹۵۴، همزمان با بزرگداشت هزارهٔ تولد حکیم، گشود. این اقدام بخشی از طرح بزرگتری بود که آرامگاه فردوسی، سعدی، خیام و نادرشاه را به نشانههای آشکار حافظهٔ ملی تبدیل کرد. دولت ایران اعلام میکرد که بزرگان فرهنگ، ستونهای هویت ایراناند.
معمار آرامگاه، هوشنگ سیحون، از برجستهترین سازندگان معماری معاصر ایران بود. او در دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاه تهران نزد آندره گدار و ماکسیم سیرو آموزش دید و تحصیلات خود را در مدرسهٔ هنرهای زیبای پاریس ادامه داد. رسالهٔ پایانی او نیز طرح آرامگاه ابنسینا در همدان بود.
الهام اصلی برج از گنبد قابوس گرفته شده است؛ بنایی متعلق به سال ۱۰۰۶ میلادی و تقریباً همروزگار ابنسینا. سیحون آن برج آجریِ بسته و سنگین را نسخهبرداری نکرد. صورت هندسیاش را گشود، مصالح نو به کار برد و جرم دیوار را به ستونهای بلند تبدیل کرد. نتیجه، بنایی مدرن است که تبار ایرانی خود را پنهان نمیکند.
در روایت رسمی بنا، دوازده ستون نشانهٔ دوازده شاخهٔ دانشی است که ابنسینا در آنها تبحر داشت. این معنا با شخصیت جامعنگر او سازگار است: پزشکی، منطق، فلسفه، ریاضیات، طبیعیات، نجوم و موسیقی در جهان فکریاش از یکدیگر گسیخته نبودند. ستونها جدا از یکدیگر بالا میروند، اما در رأس بنا به نظمی واحد میرسند؛ تصویری معماری از دانشی که کثرت موضوعات را در وحدت عقل گرد میآورد. بخش نخست این تعبیر، توضیح ثبتشدهٔ طراحان و متولیان بناست؛ خواندن پیوند ستونها بهعنوان وحدت علوم، تفسیری از ترکیب معماری آن است.
سنگ نمای بیرونی از کوه الوند آمده و بنا را به جغرافیای همدان متصل میکند. باغ پیرامون از سنت باغ ایرانی الهام میگیرد. آبنما یادآور حوضخانههای کهن است. تالار جنوبی به موزه اختصاص یافته و تالار شمالی کتابخانه است. مقبره، مکانی برای دیدن، خواندن و ادامهدادن کار حکیم است. بر دیوارهای داخلی نیز ابیاتی از قصیدهٔ عینیهٔ ابنسینا دربارهٔ روح انسان حک شده است.
جمهوری اسلامی برای مشروعیت خود ناچار است تاریخ ایران را از صافی عقیده عبور دهد. ابنسینا در چنین دستگاهی معمولاً «دانشمند مسلمان» معرفی میشود؛ وصفی درست، اما ناکافی. او زادهٔ محیط فرهنگی ایران سامانی، نویسندهٔ دانشنامهٔ علائی به فارسی و وارث سنتی بود که دانش یونانی، تجربهٔ ایرانی و زبان علمی عربی را در تمدنی تازه ترکیب کرد. ایرانیت او در برابر جهان اسلام قرار نداشت؛ یکی از نیروهای آفرینندهٔ آن بود.
پادشاهی پهلوی با ساخت این آرامگاه، ابنسینا را از کتابهای تخصصی به فضای عمومی شهر آورد. این کار، خود پیوندی ارزشمند میان کهنه و نو بود. بتن مدرن، مهندسی تازه و طرحی رو به آسمان. پیامش روشن بود؛ ملتی که گذشتهٔ خود را میشناسد، میتواند مدرن شود بیآنکه با هویت خود بیگانه شود
سیحون برای حکیم فضایی بسته نساخت. دوازده ستون را چنان بالا برد که آسمان از میانشان دیده شود. شاید زیباترین معنای بنا همین باشد: دانش ایرانی سقفی برای بستن افق نیست؛ راهی برای دیدن آن است.
@drmasoudzamani2
867
Repost from آموزشکده توانا
آخرین تماس علیرضا رئیسی از زندان و خداحافظی با پدرش قبل از اجرای حکم اعدام. آخرین دوستت دارم گفتنهای پدر و پسری ...
علیرضا رئیسی ز بازداشت شدگان اعتراضات دیماه میدان علیخانی ملکشهر اصفهان بود.
علیرضا رئیسی و علیرضا سپاهی همراه با ۱۰ نفر دیگر در ارتباط با پرونده میدان علیخانی ملک شهر اصفهان به اعدام محکوم شده بودند.
پرونده "میدان علیخانی" به درگیریهای شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴ در محدوده میدان علیخانی، میان ملکشهر و کاوه اصفهان بازمیگردد. قوه قضائیه جمهوری اسلامی اعلام کردهاست که در جریان این درگیریها چهار نیروی انتظامی کشته شدهاند. پس از این واقعه، پروندهای گسترده علیه دهها نفر تشکیل شد و سرانجام ۱۴ نفر از متهمان به اعدام محکوم شدند که تاکنون هفت نفر از آنها اعدام شدهاند.
از صفحه سمانه قذرخان
#علیرضا_رئیسی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
867
Repost from IndyPersian
⭕️اوپن ایآی: عوامل جمهوری اسلامی با استفاده از چتجیپیتی، محتوای جعلی را در چند رسانه آمریکایی منتشر کردند
📌در کنار تولید مقالات، عوامل جمهوری اسلامی از چتجیپیتی میخواستند دیدگاههایی را به انگلیسی یا فارسی تولید کند و مشخص میکردند که پاسخها باید آمریکا را در جایگاه متجاوز، اسرائیل را متحدی غیرقابلاعتماد برای آمریکا و ایران را قربانی سرسخت نشان دهند
♦️شرکت اوپنایآی روز پنجشنبه اعلام کرد که عوامل فعال جمهوری اسلامی با استفاده از مدلهای هوش مصنوعی این شرکت و هویتهای جعل شده به عنوان روزنامهنگار، در چندین رسانه آمریکایی مطالبی علیه جنگ ایران منتشر کردهاند.
اوپنایآی در بیانیهای نوشت که حدود ۱۲ رسانه در نقاط مختلف جهان، نزدیک به ۱۰۰ مقاله نوشتهشده به قلم هفت روزنامهنگار جعلی را منتشر کردهاند. این شرکت اعلام کرد حسابهای کاربری چتجیپیتی را که برای ویرایش مقالات و پیشنهادهای تحریریه و همچنین تولید دیدگاههای شبکههای اجتماعی از این ابزار به زبان فارسی استفاده میکردند، مسدود کرده است.
برخی از مقالاتی که با کمک هوش مصنوعی تهیه شده بودند، عنوانهای تحریکآمیزی داشتند؛ از جمله «آیا سیاست آمریکا در قبال ایران به بخش خصوصی واگذار شده است؟ پرسش جرد کوشنر» و «جنگ ایران و فروپاشی اعتبار اخلاقی غرب».
بیشتر بخوانید...
@indypersian
867
موسسه مطالعات جنگ
گزارش انتقال ۲۰۰ میلیون دلار از ایران به حزبالله لبنان
دو منبع که هویت آنها مشخص نشده است، در ۷ اکتبر به رویترز گفتهاند ایران در سپتامبر ۲۰۲۶ مبلغ ۲۰۰ میلیون دلار به حزبالله لبنان منتقل کرده است.
این منابع توضیح ندادهاند که انتقال احتمالی پول از چه طریقی انجام شده است.
آنها مدعی شدهاند حزبالله قصد دارد ۱۵۰ میلیون دلار از این مبلغ را برای پرداخت کمکهای سههزار دلاری به ۵۰ هزار خانواده لبنانی آسیبدیده از جنگ اسرائیل و حزبالله اختصاص دهد.
@drmasoudzamani2
867
نیروهای همسو با دولت بهرسمیتشناختهشده بینالمللی یمن در ۸ اکتبر موفق شدند مناطقی کوهستانی مشرف به دشت ساحلی دریای سرخ را تصرف کنند. این پیشروی میتواند شرایط مساعدتری برای ادامه ضدحمله نیروهای دولتی و حرکت آنها به سوی شمال فراهم کند.
نیروهای سپر وطن، یک تشکیلات نظامی یمنی تحت حمایت عربستان، اعلام کردند که کنترل کامل جبهه جبل کَهبوب را به دست گرفتهاند.
جبل کَهبوب در رشتهکوهی نسبتاً کمارتفاع در حاشیه جنوبشرقی دشت ساحلی دریای سرخ قرار دارد. نیروهای حوثی و نیروهای دولت یمن از اوایل سپتامبر، زمانی که حوثیها بخشهای قابل توجهی از ساحل دریای سرخ و مناطق نزدیک بابالمندب را تصرف کردند، بر سر کنترل این منطقه جنگیدهاند.
@drmasoudzamani2
867
تاملات
سرگذشت شیر و خورشید سرخ ایران
بیستوهفتم ژوئیهٔ ۱۹۲۹، نمایندگان دولتها در ژنو متنی را تصویب کردند که نام ایران را وارد حقوق بینالمللی بشردوستانه ساخت. مادهٔ ۱۹ کنوانسیون تازه اعلام میکرد کشورهایی که پیشتر از هلال سرخ یا «شیر و خورشید سرخ بر زمینهٔ سفید» استفاده کردهاند، حق دارند آن نشان را به جای صلیب سرخ به کار برند. از آن پس، شیر و خورشید ایران در میدان جنگ همان اعتبار حمایتی صلیب و هلال را داشت. تیراندازی به درمانگاهی که این نشان را برافراشته بود، تعرض به نهادی ایرانی و نقض قانون بینالمللی به شمار میرفت.
علامت حفاظتی در جنگ، به پزشک و پرستار، مجروح، آمبولانس و واحد درمانی مصونیت میبخشد. قدرت آن از اعتماد طرفهای درگیر میآید؛ به همین سبب استفادهٔ نادرست از آن ممنوع است. ایران توانسته بود نماد تاریخی خویش را به زبان مشترک حقوق بشردوستانه وارد کند، بیآنکه برای عضویت در نظمی جهانی هویت خود را کنار بگذارد.
ریشه ی شیر و خورشید را بایستی در سمبل های آیین مهرپرستی آریایی ها جست و جو کرد. در روزگار شاهعباس، این نقش به نشان شناختهشدهٔ ایران تبدیل شده بود.
ایران در دسامبر ۱۸۷۴ به پیمان ژنو پیوسته بود. در ۱۹۰۶ ممتازالسلطنه، نمایندهٔ ایران، موافقت کنگرهٔ بینالمللی صلیب سرخ را برای استفاده از شیر و خورشید گرفت. سه سال بعد، امیر اعلم و گروهی از پزشکان دارالفنون نخستین هستهٔ جمعیت شیر و خورشید سرخ را پدید آوردند. آنان پرچمی سفید ساختند که شیر و خورشید بر آن به رنگ سرخ نقش بسته بود. در جنگ جهانی اول نیز جمعیتی با همین نام به یاری مجروحان برخاست.
امیر اعلم کار را رها نکرد. او در ۱۹۲۲ مقررات جمعیتهای ملی امدادی را به فارسی برگرداند و برای احمدشاه فرستاد.
اساسنامه در ژانویهٔ ۱۹۲۳ به امضای محمدحسنمیرزا، ولیعهد، رسید. سپس دولت رضاشاه به این نهاد اعتبار، انضباط و پشتیبانی ملی بخشید. ایران، سازمانی میساخت که آن علامت را با بیمارستان، پزشک، امدادگر و خدمت عمومی معنا کند. سرانجام کنفرانس ۱۹۲۹ ژنو شیر و خورشید سرخ را در کنار صلیب و هلال، با جایگاهی برابر، به رسمیت شناخت.
جمعیت در دورهٔ پهلوی به یکی از پایههای بهداشت و امداد ایران تبدیل شد. پشتیبانی دربار و مدیریت حسن خطیبی دامنهٔ فعالیتش را گسترش داد. هنگام زلزلهها، واحدهای امدادی آن به منطقه میرفتند.
جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران، بیمارستان ساخت، نیروی داوطلب پرورش داد و خدمات درمانی را به شهرهای گوناگون رساند. در ۱۹۷۱ نزدیک به پنج هزار تخت بیمارستانی زیر نظر جمعیت بود؛ این رقم تا ۱۹۷۸ به پانزده هزار تخت رسید. تاج در اینجا نقشی روشن داشت: اعتبار ملی را پشت نهادی گذاشت که میبایست فارغ از طبقه و عقیده، جان ایرانیان را نجات دهد.
انقلاب ۱۳۵۷ با چنین نهادی نیز مانند میراثی مجرمانه رفتار کرد. دولت موقت در ۱۵ آوریل ۱۹۷۹ بیمارستانها، مراکز درمانی و مؤسسات آموزش پزشکی جمعیت را به وزارت بهداری منتقل کرد؛ تصمیمی که خدمات پزشکی مستقیم آن را متوقف ساخت. مدیر باسابقهٔ جمعیت زندانی شد. سابقهٔ ریاست شمس پهلوی و پیوند نشان با پادشاهی برای حکومت تازه کافی بود تا سرمایهای ملی را از منظر تسویهحساب ایدئولوژیک ببیند.
در یادداشت رسمی ۴ سپتامبر ۱۹۸۰، جمهوری اسلامی اعلام کرد از آن پس هلال سرخ را به کار میبرد. کمتر از سه هفته بعد، ارتش عراق به ایران حمله کرد. کشوری که وارد جنگی طولانی میشد، نشانی را کنار گذاشته بود که نیمقرن پیش برای حفاظت از امدادگران ایرانی در میدان نبرد به رسمیت شناخته شده بود.
بااینحال، حتی جمهوری اسلامی نتوانست حق ایران را کاملاً دفن کند. در همان اعلام رسمی، بازگشت به شیر و خورشید سرخ در صورت پذیرش نشانهای تازه محفوظ ماند. در ۲۰۰۵ دولتها «بلور سرخ» را به عنوان نشان جدید تصویب کردند. اسناد کمیتهٔ بینالمللی صلیب سرخ هنوز شیر و خورشید را از نشانهای شناختهشدهٔ کنوانسیونهای ژنو میدانند، گرچه اکنون در عمل به کار نمیرود.
این سرگذشت معنای درست ملیگرایی را نیز روشن میکند. ملیگرایی، توان تبدیل یک نماد ملی به نهاد، بیمارستان، قانون و مسئولیت عمومی است. شیر و خورشید سرخ زمانی زنده بود که پشت آن هزاران تخت بیمارستانی و شبکهای از امدادگران قرار داشت.
روزی که ایران آزاد شود، بازگشت این نشان موضوعی فراتر از زیبایی پرچم خواهد بود. آن روز باید تصمیم گرفت که آیا ایران میخواهد رشتهٔ حقوقی و تاریخی خود را دوباره به دست گیرد. ژنو هنوز شیر ایران را میشناسد. این ما هستیم که باید آن را دوباره بشناسیم.
@drmasoudzamani2
867
ترامپ از پنتاگون خواست گزینههای حمله به ایران پیش از انتخابات میاندورهای را آماده کند
مجله آتلانتیک
بر اساس گزارش آتلانتیک، کاخ سفید از وزارت دفاع آمریکا خواسته است گزینههایی برای حمله نظامی به ایران پیش از انتخابات میاندورهای ۳ نوامبر تهیه کند. این خبر را مجله آتلانتیک روز چهارشنبه به نقل از دو مقام دولت آمریکا منتشر کرده است.
با این حال، هنوز تصمیم نهایی برای آغاز حمله اتخاذ نشده است.
فرماندهی مرکزی آمریکا در حال تدوین گزینههای حمله است
یک مقام آمریکایی به آتلانتیک گفته است که فرماندهی مرکزی ایالات متحده، سنتکام، در حال تدوین گزینههای عملیاتی علیه ایران است.
سه موضوع همچنان در دست بررسی قرار دارند: اهداف احتمالی حملات، دامنه عملیات نظامی و اینکه آیا دونالد ترامپ در نهایت مجوز استفاده از نیروی نظامی را صادر خواهد کرد یا خیر
@drmasoudzamani2
867
Repost from N/a
پیام هممیهنان داخل ایران:
«نور بر تاریکی پیروز است. پاینده ایران، جاوید شاه!»
تصاویری از آمادگی ایرانیان برای برافراشتن پرچم ملی شیروخورشیدنشان ایران در سراسر میهن
Message from inside Iran:
"Light will prevail over darkness. Long live Iran, long live the Shah!"
Footage showing Iranians preparing to raise the national Lion and Sun flag all across the country
@RezaPahlaviComms
867
تاملات
ایران و مسیر قانون حمایت از خانواده
پانزدهم بهمن ۱۳۵۳، برابر با ۴ فوریهٔ ۱۹۷۵، مجلس شورای ملی قانونی را تصویب کرد که زندگی میلیونها زن ایرانی را از قلمرو ارادهٔ یکجانبهٔ شوهر به حوزهٔ قانون و دادگاه منتقل میکرد. نامش ساده بود: «قانون حمایت خانواده». پشت این عنوان، تحولی بزرگ در تصور ایرانیان از زن، ازدواج و اقتدار دولت قرار داشت.
تا پیش از اصلاحات دههٔ ۱۳۴۰، مادهٔ ۱۱۳۳ قانون مدنی اختیار گستردهای برای طلاق به مرد میداد. زن برای رهایی از ازدواجی زیانبار با موانع دشوارتری روبهرو بود. چندهمسری نیز در چهارچوب سنت فقهی امکان گستردهتری داشت. اختلاف خانوادگی بیشتر مسئلهای خصوصی تلقی میشد؛ حتی هنگامی که توازن قدرت درون خانواده راه دادخواهی را بر زن میبست.
قانون حمایت خانوادهٔ ۱۳۴۶ نخستین ضربهٔ جدی را بر این نظم وارد کرد. طرح اولیه را مهرانگیز منوچهریان، حقوقدان، سناتور و رئیس اتحادیهٔ زنان حقوقدان، پیش برد. قانون تازه طلاق خارج از نظارت قضایی را محدود ساخت، رسیدگی به اختلافات خانوادگی را به دادگاه سپرد و برای زن و مرد زمینههای نزدیکتری جهت درخواست طلاق شناخت. زنانی نیز در مقام قاضی در این دادگاهها خدمت کردند. حکم طلاق دیگر با تصمیم خصوصی مرد و مراجعه به دفتر ثبت پایان نمییافت؛ دادگاه باید گواهی عدم امکان سازش صادر میکرد.
اصلاحات سال ۱۳۵۳ این مسیر را گسترش داد. قانون تازه ۲۸ ماده داشت و مقررات ناسازگار پیشین را نسخ میکرد. حداقل سن ازدواج دختران از پانزده به هجده سال و پسران از هجده به بیست سال افزایش یافت. دادگاه اختیار یافت دربارهٔ طلاق، حضانت و مصلحت کودک تصمیم بگیرد. مادر در مواردی میتوانست سرپرستی قانونی فرزند را به عهده گیرد. ازدواج مجدد مرد زیر نظارت دادگاه رفت و فقط در شرایط مشخص اجازه داده میشد. ثبت طلاق بدون حکم یا گواهی دادگاه ممنوع بود.
این قانون، تعریف تازهای از حکومت قانون عرضه میکرد. خانواده محترم است، اما حرمت خانواده مجوز بیقانونی درون آن نیست.
اهمیت دادگاه خانواده در همین نکته بود. قاضی میتوانست از مددکار اجتماعی کمک بگیرد، وضعیت مالی طرفین را بررسی کند و برای شخص ناتوان از پرداخت هزینهها وکیل معاضدتی تعیین سازد. رسیدگی پشت درهای بسته انجام میگرفت تا حیثیت خانواده حفظ شود. قانون میان آزادی فردی و مسئولیت خانوادگی پلی حقوقی میساخت؛ خانواده را از میان نمیبرد، آن را از فرمان شخصی به قاعدهٔ عمومی منتقل میکرد.
این تحول در دوران محمدرضاشاه پهلوی رخ داد؛ دورانی که پادشاهی ایران برنامهٔ نوسازی را به آموزش زنان، حق رأی، اشتغال عمومی و اصلاح قوانین خانواده پیوند زد. زنان حقوقدان، نمایندگان مجلس و سازمانهای مدنی در تدوین و گسترش اصلاحات نقش داشتند. تاج نیز قدرت سیاسی لازم را برای شکستن مقاومت ساختارهایی فراهم کرد که فرمانبری زن را جزء نظم طبیعی جامعه میشمردند. پادشاهی پهلوی زن ایرانی را شهروندی فعال در پروژهٔ ساختن ایران نوین میدید.
قانون ۱۳۵۳ برابری کامل زن و مرد را در سراسر حقوق خصوصی برقرار نکرد. اجرای قانون در شهرهای بزرگ گستردهتر بود و بسیاری از زنان روستایی دسترسی محدودی به دادگاه و وکیل داشتند. مسیر اصلاح ادامه میخواست؛ جهت حرکت اما روشن بود: آزادی بیشتر، مداخلهٔ قضایی در برابر قدرت خودسرانه و گسترش شخصیت حقوقی زن.
روحالله خمینی همین جهت را خطر میدید. او قانون ۱۳۴۶ و اصلاحات بعدی را خلاف اسلام خواند. در فتوایی اعلام کرد طلاقی که زن بر پایهٔ این قانون از دادگاه گرفته باشد اعتبار شرعی ندارد؛ حتی زن مطلقهای را که دوباره ازدواج کند در معرض عنوان زنا قرار داد. دعوا بر سر چند مادهٔ فنی نبود. دو تصور از ایران در برابر یکدیگر ایستاده بودند: ایرانی که زن را صاحب حق و دادگاه میدانست، و حکومت فقیهی که اعتبار حق را به تأیید شریعت حاکم وابسته میکرد.
در شهریور ۱۳۵۸، دادگاههای مدنی خاص با قضات شرع جای دادگاههای پیشین را گرفتند. اصلاحات سال ۱۳۶۱ سن ازدواج را به معیار بلوغ فقهی بازگرداند؛ بلوغ برای دختر نه سال قمری و برای پسر پانزده سال قمری تعریف شد. محدودیتهای چندهمسری کاهش یافت و حقوق مادر در حضانت و سرپرستی عقب نشست.
قانون حمایت خانواده یادآور حقیقتی ملی است: آزادی زن کالایی بیگانه با ایران نبود. حقوقدان ایرانی آن را نوشت، مجلس ایران تصویبش کرد و پادشاه ایران به آن اعتبار داد.
انقلاب اسلامی این دستاورد را هدف گرفت، زیرا زن آزاد با جامعهٔ ولایی سازگار نیست.
ایران آینده لازم نیست اصلاحات را از صفر آغاز کند. رشتهٔ حقوقی پیشتر بافته شده است: دادگاه مستقل، برابری در طلاق و حضانت، منع ازدواج کودکان، آزادی انتخاب همسر و شناسایی کامل شخصیت حقوقی زن. احیای آن مسیر، بازپسگیری آیندهای است که ایران بعد از سال ۵۷ از آن محروم شد.
@drmasoudzamani2
867
Repost from مهدی نصیری
جدایی اصغر از ملت...
چه کسی از شما آمریکایی ها خواسته ما را نجات دهید؟!
اینها حرفهای اصغر فرهادیست ، کارگردانی که به جرم ساختن پایانهای باز ، در هر برنامه ی مرتبط و غیر مرتبطی از صدا و سیمای حکومتی فحش خورد و بد و بیراه شنید ...
آمدم روشنش کنم چه کسانی و به چه دلایلی درخواست کمک دارند ، دیدم خودش خوب میداند ، فقط عمدا رویش را به سمت ندانستن چرخانده...
خودمانیم ، در جسارت به اهل هنر ، قلمم همیشه لرزیده...
چه کنم؟ حرمت نگه میدارم دیگر ...
به دور از توهین میگویم ، این تیپ چهره ها حقیقتا پوست ضخیمی دارند ...
زخمِ بدترین تحقیر ها روی آنان تاثیر ندارد ، پس بیشتر نمینویسم چون بی فایده است!
بدون قصد تخریب ، من این چک های برگشتی را کرگدن های سیاسی ـ اجتماعی میدانم...
اگر اشتباه میکنم ، مرا آگاه کنید!
این شما و این فضای باز کامنت.
هویدا.
@iraneazadvaabad
867
شعری از اکانت معمار در مرثیه ی علیرضا سپاهی
حجله از خونِ عاشقان سرخ است
سفره از نُقل و شمعدان خالیست
عاقدِ عقدِ ما دوتا امشب
چهرهٔ خوفناکِ خلخالیست
حجله از خون عاشقان سرخ است
میهمانان به مویه و ناشاد
دست و پای عروس در بَند است
در هیاهوی جشنِ بیداماد
« آنچه باشد مرا به سفرهٔ عقد
آبِ زهرِ هلاهلِ کینهست
ذکرِ این بَزم: لعنت و دُشنام!
نفرت و خشم و آب و آیینهست»
صورتِ ماهِ نوعروسِ مرا
با دو سیلی به خون بَزَک کردند
بر سر و روی میهمانِ عزیز
ضمنِ لبخند، خون شَتَک کردند
حال، هنگامِ رقص و پاکوبیست
در محیطی که مَملو از حیلهست
رقص، با دست و پای در زنجیر
دَنس، حینِ شکنجه با میلهست
سقفِ سلول، خیره میخندد
تا در این بزم همدمَم باشد
میله جای نَبات بر سَرمان
دانهزنجیرِ کینه میپاشَد
با تواَم یارِ نوعروسِ جوان!
اِی پَریپیکرِ نشسته به دار!
«وطنِ من، تنِ مقدسِ توست»
امشب آن را به دستِ من بسپار
ما دوتا نارسیده، جا ماندیم!
ما دوتا گُلنداده، پژمُردیم!
گر تو را این حریصها کشتند
عاقبت هر دوتایمان مُردیم...
صبحِ فردا که چشم بردارم
نه خبر از تو، نه زِ مهمان است
میلهها همچنان به لبخنداَند
حجلهای نیست، بندِ زندان است!
@drmasoudzamani2
867
حوثیها فعلاً پیشروی نیروهای دولت یمن به سمت شمال در دشت ساحلی دریای سرخ را متوقف کردهاند. نیروهای دولتی پس از تصرف فرودگاه ذُباب نتوانستهاند قلمرو بیشتری در شمال آن تصرف کنند.
وقفه کنونی به هر دو طرف فرصت میدهد نیروهای خود را تجدید سازمان کنند. حوثیها میتوانند نیروی کمکی وارد منطقه کرده و مواضع دفاعی خود را تقویت کنند؛ نیروهای دولت یمن نیز میتوانند پس از حملات موشکی حوثیها سازماندهی مجدد انجام داده و برای شکستن خطوط دفاعی آنها آماده شوند.
دولت یمن در ۶ اکتبر ضدحملهای در منطقه کوهستانی وَزیعیه در استان تعز آغاز کرده است. موفقیت این عملیات میتواند جناح شرقی نیروهای دولتی در ساحل را ایمن و خطوط ارتباطی حوثیها میان مُخا و شهر تعز را تهدید کند.
@drmasoudzamani2
867
Repost from گاراژ ــ مهدی تدینی
دیگه واقعا فاصلهٔ زیادی با تحقق فیلمهای علمی–تخیلی نداریم.
نزدیکه که رباتها فضا رو برای سکونت انسان مهیا کنند. ربات اپتیموسِ تسلا به انسانها برای ساخت پایگاه روی ماه کمک خواهد کرد.
@Garajetadayoni | گاراژ
867
Repost from شبنامه
🔴 طرح مقابله با یهودستیزی شهردار نیویورک به گروهی بودجه میدهد که پس از ۷ اکتبر از «مقاومت فلسطینیان» حمایت کرده بود
طرح جدید زهران ممدانی، شهردار نیویورک، برای مقابله با یهودستیزی پس از مشخصشدن دریافت بودجه توسط یکی از سازمانهای حامی اعتراضات ضداسرائیلی با انتقاد روبهرو شده است.
طرح موسوم به «استراتژی مقابله با یهودستیزی» شامل ۶.۴ میلیون دلار بودجه اضافی برای برنامه شهری مقابله با جرائم ناشی از نفرت است که تقریباً بودجه این برنامه را نسبت به سال گذشته دو برابر میکند.
یکی از شرکای این برنامه Arab American Association of New York است؛ سازمانی که چند روز پس از حمله ۷ اکتبر در بیانیهای اعلام کرده بود: «در کنار حق همه ملتهای تحت اشغال برای مقاومت در برابر سرکوبگرانشان میایستیم.» این گروه پیشتر نیز از اعتراضات علیه اسرائیل حمایت کرده است.
بیش از بیست رهبر یهودی نیز از طرح ممدانی انتقاد کرده و خواستار بازنگری در آن شدهاند؛ منتقدان میگویند سند ۳۳ صفحهای حتی واژه «صهیونیسم» را ذکر نکرده و تنها اشارات محدودی به اسرائیل دارد.
سهشنبه ۱۴ مهرماه ۲۵۸۵
#شبنامه
@Rppress0
