ᅠ ᅠ雷洛ᅠ ᅠ𝖱𝖾𝗌𝗍
Open in Telegram
ᅠᅠᅠᅠ ᅠᅠᅠᅠᅠ𝖨𝖼𝗈𝗇𝗌 𝗈𝖿 𝗀𝗅𝗂𝗍𝗍𝖾𝗋 𝖺𝗇𝖽 𝖽𝗎𝗌𝗍 𝗀𝗈𝖽𝗌ᅠᅠᅠᅠ ᅠᅠᅠᅠᅠ𝗆𝖺𝖽𝖾 𝗈𝖿 𝗇𝗈𝗍𝗁𝗂𝗇𝗀 𝖻𝗎𝗍 𝖾𝖼𝗁𝗈𝖾𝗌ᅠᅠᅠᅠ ᅠᅠᅠᅠᅠᅠ ﹙kimThv7bot.t.me﹚⚓️ᅠᅠ ᅠᅠᅠᅠ
Show moreIran141 732The category is not specified
281
Subscribers
-124 hours
-257 days
+7830 days
Posts Archive
دیگه فور نزنید عزیزانم،جوابهاشون میتونید ساعت 2 چک کنید
فور کنید و جوین باشین؛ امشب جوابهاشو میزارم
Repost from مرثیه فرمانده.
من شاهد رفتنش بودم؛
نه چون دیگه نمیخواستش، چون میدونست موندنش بیشتر از رفتنش بهش آسیب میزنه. فرمانده خودش رو از زندگی اون آدم کشید بیرون. خودش رو مجبور کرد بره، حتی وقتی تمام وجودش داد میزد بمون. ولی یه تیکه از خودش همونجا جا موند؛ همون تیکهای که هنوز از دور حواسش بهش بود، حالش رو میپایید و بیصدا مطمئن میشد که خوبه. عجیب اینجاست که آدم گاهی برای نجات دادن یکی، خودش رو ازش میگیره. فرمانده رفت که اون آدم بتونه راحتتر زندگی کنه؛ و خودش موند با عذاب دیدن همون زندگی، از دور.
↜این پیام فور کنید تو چنلتون؛
اگه قرار بود توی Stranger Things باشید،وایب و روحِ شما متعلق به کدوم کاراکتر بود.
𝖡𝖾 𝗃𝗈𝗂𝗇
↜این پیام فور کنید تو چنلتون؛
اگه قرار بود توی هری پاتر باشید،وایب و روحِ شما متعلق به کدوم کاراکتر بود.
𝖡𝖾 𝗃𝗈𝗂𝗇
↜ فور کنید؛
تا بهتون بگم اگه قرار بود توی هری پاتر باشید،وایب و روحِ شما متعلق به کدوم کاراکتر بود.
𝖡𝖾 𝗃𝗈𝗂𝗇
