ᅠ ᅠ雷洛ᅠ
Kanalga Telegram’da o‘tish
ᅠᅠᅠᅠ ᅠᅠᅠᅠᅠ𝖨𝖼𝗈𝗇𝗌 𝗈𝖿 𝗀𝗅𝗂𝗍𝗍𝖾𝗋 𝖺𝗇𝖽 𝖽𝗎𝗌𝗍 𝗀𝗈𝖽𝗌ᅠᅠᅠᅠ ᅠᅠᅠᅠᅠ𝗆𝖺𝖽𝖾 𝗈𝖿 𝗇𝗈𝗍𝗁𝗂𝗇𝗀 𝖻𝗎𝗍 𝖾𝖼𝗁𝗈𝖾𝗌ᅠᅠᅠᅠ ᅠᅠᅠᅠᅠᅠ ﹙kimThv7bot.t.me﹚⚓️ᅠᅠ ᅠᅠᅠᅠ
Ko'proq ko'rsatishEron146 207Toif belgilanmagan
248
Obunachilar
-124 soatlar
-127 kun
-7830 kun
Postlar arxiv
Repost from 𝘛𝘦𝘦𝘯 𝘴𝘱𝘪𝘳𝘪𝘵 .⋆ 🆕🆕
🐶 🤩 بین تمام صداهای دنیا، من فقط روی فرکانس چشمات تنظیم شدم...🫶🌟🌟
انقدر دوستت دارم که این تکرار، هیچوقت برام تکراری نمیشه. 🖤✨
Repost from N/a
𝖡𝗎𝗍 𝗒𝗈𝗎 𝗄︎𝗇︎𝗈𝗐 𝗍𝗁︎𝖾 𝗍𝗋𝗎𝗍𝗁︎, 𝖨︎’𝖽 𝗋𝖺𝗍𝗁︎𝖾𝗋 𝗁︎𝗈𝗅︎𝖽 𝗒𝗈𝗎. 𝖳︎𝗁︎𝖺𝗇︎ 𝗍𝗋𝗒 𝗍𝗈 𝖼︎𝖺𝗍𝖼︎𝗁︎ 𝗍𝗁︎𝗂𝗌 𝖿︎𝗅︎𝗂𝗀︎𝗁︎𝗍.
Repost from N/a
شاید مجازات واقعی همین باشه؛ اینکه کسی هنوز تو قلبت زنده باشه، اما دیگه حق نداشته باشی صداش کنی. به اقیانوس خیره شد. بیانتها بود؛ درست مثل "کاش" های ذهنش. با خودش فکر کرد شاید آدم نباید از همهچیز جون سالم به در ببره. شاید بعضی زخمها قرار نیست خوب بشن؛ قراره هر روز به تو یادآوری کنن چه چیزی رو با دستهای خودت از دست دادی. و تلختر از همه این بود که اینبار نمیتونست جز خودش، کسی رو مقصر کنه. فقط خودش مونده بود و یه اقیانوس، یه مشت خاطره؛ و انسانی که هنوز دوسش داشت؛ اما دیگه برای برگشتنش دیر شده بود. واقعا، باز دیر کرده بود؟ فرمانده آروم زیر لب زمزمه کرد. "بعضی آدمها رو وقتی از دست میدی، تازه میفهمی چقدر زنده بودی کنارشون... و من؟ من ظاهرا تموم عمرم رو صرف زنده موندن کردم، تا درست وقتی کسی برای زنده موندنم پیدا شد، خودم خفهش کردم."
Repost from N/a
Repost from N/a
𝟶𝟷𝟸 ྀིུ ꬺᦢ
به دوازدهمین پست از چنل خؤش اومدیدشرایط روز به روز سختتر میشه، امیدهاي همه کمتر و کمتر.. پس ما چطوری روي پاهاي خودمون سرپا بمونیم و پیش بریم ؟
︶ ིྀ براي پاسخهاي زیباتؤن به ما : :https://t.me/iNewChatbot?start=sec-gieiiaiefe
Repost from N/a
1|1 - HONEY (ARE U COMING) - Måneskin (320).mp36.52 MB
Repost from N/a
میدونی اینجا مرکز کشور ایتالیاست ، جایی که میگن مردم عاشق میشن ، ساعت پنج صبحه و من هنوز عشقی رو احساس نکردم . فقط یه درد تموم نشدنی از خواستنته ، من برای تو ساخته شدم اما هیچکس نمیزاره این کارو انجام بدیم عزیزم . عزیزم بیا کنارم چون این مغازه هیچوقت تعطیل نمیشه ، من اینجا رزهاتو بهت میدم ، رزهایی که برای تو ساخته شدن ، قراره مال تو باشن . قبل از اینکه این مکانو پیدا کنیم خیلی دلگیر بودم ، آدم امنی نبودم اما برای تو متفاوته . این رابطه دیگه یه شبه نیست ، ساعت پنج صبحه و ما حس خوبی داریم ، یکم ترسناکه . میدونم لایقت نیستم ، تو یه الماسی ، توی مکانی که مناسب الماسها نیست . منو جایی ملاقات کن که امید هیچوقت نمیمیره و گلها هیچوقت پژمرده نمیشن ، جایی که مغازهها هیچوقت تعطیل نمیشن !
