بَعدِ سکوت؛
Open in Telegram
در برابر بیمهری سرنوشت سکوت اختیار کرده بود. https://t.me/HarfChatBot?start=67c2fff79a8e
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
558
Subscribers
-124 hours
-277 days
+3430 days
Posts Archive
558
دیگر به راستی میدانستم درد یعنی چه. درد به معنای کتک خوردن تا حد بیهوش شدن نبود. بریدن پا بر اثر یک تکه شیشه و بخیه زدن در داروخانه نبود. درد یعنی چیزی که دل آدم را در هم میشکند و انسان ناگزیر است با آن بمیرد بدون آنکه بتواند رازش را با کسی در میان بگذارد.
درخت زیبای من، واسکونسلوس
558
شاید بد ترین چیزی که مجبور به تجربه کردنش شدم، هدر رفتن بهترین ورژنم برای بد ترین آدم ها بود.
558
الان دوتا من وجود داره :
یه من که جزء به جزئش برات دلتنگه،
و اون یکی من که کل وجودش ازت متنفره،
از این منی که ساختی و تکلیفش حتی با خودش مشخص نیست متنفرم.
558
اگه ازم بپرسن قشنگترین واژهای که شنیدی چی بوده میگم پذیرش، پذیرش شرایط با تموم سختیاش، پذیرفتن آدمها با تموم نقصهاشون، پذیرفتن اینکه آره گاهی اشتباه میکنیم، پذیرفتن اینکه هیچکدوم از آدمها کامل نیستن، میدونی داشتن پذیرش یعنی پایان تموم دعواها و اخلافهای پوچ و بیخودی.
