بَعدِ سکوت؛
Open in Telegram
در برابر بیمهری سرنوشت سکوت اختیار کرده بود. https://t.me/HarfChatBot?start=67c2fff79a8e
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
558
Subscribers
-124 hours
-277 days
+3430 days
Posts Archive
558
تمامِ راههایی که رفتم
آخرش مرا به خودم رساند.
آدمها، فاصلهها، شکستنها
و دوباره برخاستنها.
همه برای این بود که خودم را پیدا کنم.
انگار من از همان ابتدا
نامهای به خویشتن بودم.
558
مولانا :
آدمى چگونه آرام مى شود؟
شمس تبريزى :
وقتى ديگر از رفتن آدم ها نمى ترسد.
مولانا :
و اگر تنها بماند؟
شمس تبريزى :
كسى كه خودش را پیدا كند، هيچ
وقت تنها نيست.
558
۶ ماه گذشت ...
از آن روز، زخمی بر دل ایران نشست که هنوز التیام نیافته است.
یاد عزیزانی که پر کشیدند، همیشه در قلب این سرزمین زنده خواهد ماند.
یادتان جاودان، نامتان ماندگار🖤
558
وقتی یه نفر برای من تموم می شه؛ نه بلاک می شه، نه انفالو می شه، فقط از چشم میافته و هیچ وقت دیگه نمی تونه برگرده به جایی که قبلاً بوده. همینقدر ساده.
558
مثل یه فانوس دریایی خاموش کنار ساحل؛ ایستاده، خسته و فراموششده، با نوری که یه روزی راه خیلیها رو روشن میکرد.
558
فکر میکنم غم زیاد منتهی میشه به خستگی، مثلا من الان نه ناراحتم، نه افسردهام، فقط خستهام از همه چی.
558
یه جا تو کتاب بخش دی خوندم که:
هربار که کتابی را بر می داشتم،برایم مثل
فرار بود.برای یکیدو ساعت،به جای دنیای
کسل کننده خودم،بخشی از دنیای
کتاب می شدم...
حقیقتا خیلی حق بود
558
براى آنان كه لايقِ تماشا نبودند، تمامٍ شب را چراغانی كرديم؛
چه اسرافِ زيبايى بود،
چه بيدارى تلخى ...
