ch
Feedback
بَعدِ سکوت؛

بَعدِ سکوت؛

前往频道在 Telegram

در برابر بی‌مهری سرنوشت سکوت اختیار کرده بود. https://t.me/HarfChatBot?start=67c2fff79a8e

显示更多
未指定国家未指定类别
558
订阅者
-124 小时
-277 天
+3430 天
帖子存档
یه تیکه عضله‌ی احمق، به اسم قلب گند زده به کل زندگیم.

دیگر به راستی می‌دانستم درد یعنی چه. درد به معنای کتک خوردن تا حد بیهوش شدن نبود. بریدن پا بر اثر یک تکه شیشه و بخیه زدن در داروخانه نبود. درد یعنی چیزی که دل آدم را در هم می‌شکند و انسان ناگزیر است با آن بمیرد بدون آنکه بتواند رازش را با کسی در میان بگذارد.
درخت زیبای من، واسکونسلوس

شاید بد ترین چیزی که مجبور به تجربه کردنش شدم، هدر رفتن بهترین ورژنم برای بد ترین آدم ها بود.

سکوت بدترین نسخه از منه که میتونید داشته باشید،چون من اصلا آدم ساکتی نیستم.

و من تکه‌هایی از او را دوست داشتم که هیچکس قادر به دیدن آن‌ها نبود.

دیگر خبری از "می‌گذرد" نبود؛ هر غمی آمد کماکان ماند.

بابا،خدای زمینیِ من🌍🤍؛
+1
بابا،خدای زمینیِ من🌍🤍؛

و در نهایت هر چیزی تا یه حدی ارزش جنگیدن داره.

‏ولی اگه بلد نیستید و عرضه‌شو ندارید آدما رو حیف نکنید؛ ذوقشونو، عشقشونو، احساسشونو.

هر اتفاقی که تو این مملکت افتاد من اون وسط امتحان داشتم.

الان دوتا من وجود داره : یه من که جزء به جزئش برات دلتنگه، و اون یکی من که کل وجودش ازت متنفره، از این منی که ساختی‌ و تکلیفش حتی با خودش مشخص نیست متنفرم.

تبریک میگم، دوباره برگشتیم به دوره‌ی بی برقی. زندگی سرشار از آرامش و آسایشه خداروشکر.

‏فقط می‌خواستم دوست داشته باشم و دوست داشته بشم فکر نمی‌کردم اینقدر سخت و نشدنی باشه.

‏اگه ازم بپرسن قشنگ‌ترین واژه‌ای که شنیدی چی بوده میگم پذیرش، پذیرش شرایط با تموم سختیاش، پذیرفتن آدم‌ها با تموم نقص‌هاشون، پذیرفتن اینکه آره گاهی اشتباه می‌کنیم، پذیرفتن اینکه هیچکدوم از آدم‌ها کامل نیستن، میدونی داشتن پذیرش یعنی پایان تموم دعواها و اخلاف‌های پوچ و بیخودی.

امروز گرم‌ترین روز تابستون امساله این پست رو تا پایان تابستون میتونی هر روز بخونی.

یه زخم هزار ساله ها مین این جونم:)

دستم شکست😂هرچی مینوشتم تموم نمیشد خدااا

لعنت به استاد این درس

لعنت به امتحان امروز

اون شب صبح شد و بعد از اون شب از هیچ شبی نترسیدم.