ضمایم
Open in Telegram
ادبیات و جامعه شناسی
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
286
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+230 days
Posts Archive
286
در قریه "حلقه جر" از مربوطات فیض آباد با دکانداری حرف می زدم. تکیه کلام زیبا و بجایی داشت. او پی هم مخاطب اش را" زنده جان" خطاب می کرد.
دو سه بار مرا "زنده جان" خطاب کرد و کیفیدم.
286
در داخل موتر در کشم نشسته ام.
مردی دست پسر کوچک اش که سه سال بیشتر ندارد را بزور کش کرده راه می رود؛ در یکدست مرد خریطه پلاستیک است؛ پسر گریه می کند.
مادرش طفلی را در بغل دارد.
پدر از گریه بچه عصبی شده او را می زند. پسر از زور سیلی پدر می افتد. مادر ایستاد می شود او را از زمین بلند می کند و دو سیلی به رویش می زند.
زنی از کنار شان رد شد و چیزی گفت که ندانستم چی بود. فکر کردم مادر بچه را سرزنش می کند.
وقتی زن از کنار موتر گذشت گفتم: اینقدر که از حضور بچه بیزارند چرا بدنیا می آورند!
زن چیزی گفت و رد شد. ندانستمچی گفت.
فکر کردم زن گفت: بی فرهنگ هستن چکار باید کرد.
راننده دروازه ره باز کرد و گفت استاد او زن به کی گفت توره چی غرض؟
گفتم جوابش همی بود؟
گفت ها.
گفتم مره میگه.
286
+3
از نام اگر نگذری، از ننگ برونآ
ای نکهتِ گل، اندکی از رنگ برونآ
عالم همه از بال پری آینه دارد
گو شیشه نمودار شو و سنگ برونآ
زین عرصهٔ اضداد مکش ننگ فسردن
گیرم همه تن صلح شوی جنگ برونآ
تا شهرت واماندگیات هرزه نباشد
یک آبلهوار از قدم لنگ برونآ
آب رخ گلزار وفا وقف گدازیست
خونی به جگر جمعکن و رنگ برونآ
تا شیشه نهای، سنگ نشستهست به راهت
از خویش تهی شو، ز دل تنگ برونآ
یک لغزش پا جادهٔ توفیق طلبکن
از زحمت چندین ره و فرسنگ برونآ
وحشتکدهٔ ما و منت گرد خرامی است
زین پرده چه گویم به چه آهنگ برونآ
افسردگیی نیست به اوهام تعلق
هرچند شرر نیستی از سنگ برونآ
در نالهٔ خامُشنفسان مصلحتی هست
ای صافی مطلب نفسی زنگ برونآ
زندانی اندوه تعلق نتوان بود
بیدل دلت از هرچه شود تنگ برون آ
#بیدل
#نسخه_رامپور
نسخه معتبر رامپور
که دوسال قبل از مرگ بیدل و زیر نظر خود بیدل تکمیل شده است
286
این یک دو سه روز نوبت عمر گذشت
چون آب به جویباران چون باد به دشت
هرگز غم دو روز مرا یاد نگشت
روزیکه نیامده است و روزیکه گذشت
"ابوالفتح عمر خیام"
286
ابوریحان بیرونی در آثار الباقیه فصلی در ذیل مدت حکومت خلفای عباسی بغداد دارد و با کمک از نجوم می گوید که خلفای بغداد هیچ کدام به مدت طولانی به حکومت نمی پردازند و دلیل آن است که خلفای بغداد در فلان برج بدنیا می آیند یا به قدرت می رسند و به این اساس دوره حکومت شان طولانی نیست!
وقتی این فصل را خواندم نوشته حافظ ابرو در "تاریخ خراسان" ذیل به قدرت رسیدن معتز خلیفه سیزدهم عباسی یادم آمد که نوشته است:
آن روز که به خلافت نشست منجمی را آوردند، از منجم سوال کردند که مدت خلافت او چندگاه باشد؟
منجم سر در پیش افکند و به فکر مشغول بود. شخصی گفت من بهتر از منجم می دانم. گفتند تو بگو. گفت مدت خلافت او چندانکه ترکان خواهند.جمله خندیدند.
بعد از چهارسال و نیم که خلافت کرد ترکان او را بگرفتند و بر گردنش می زدند تا خود را خلع کرد و در حبس طعام از او باز گرفتند تا وفات یافت.
جغرافیای حافظ ابرو بخش خراسان جلد اول؛صفحه ۲۲۰
286
اگرچه بیشتر در این سفر به تماشا خواهم نشست اما این رفقا را هم با خود آورده ام که در لذت بدخشان گردی سهیم شوند.
