پناهِ بیپناهྀི
Open in Telegram
«بیپناه بودم؛ تا رسیدی و بیآنکه قولی بدهی، شبیه پناه شدی.» برای شنیدنتون @Panah_e_tobot
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
288
Subscribers
-224 hours
-17 days
+2130 days
Posts Archive
ﮔﺎهگاهی ﮐﻪ ﺩﻟﻢ میگیرد
به خودم میگویم،
در دیاری که پر از دیوار است
ﺑﻪ ﮐﺠﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻓﺖ
ﺑﻪ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﭘﯿﻮﺳﺖ
ﺑﻪ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻝ ﺑﺴﺖ؟
سهراب سپهری
و آن پرندهی کوچک که رویای من و تو بود در دهانش برگی گذاشتند تا سکوت کند_گروس عبدالملکیان
کاش اون اشکها میتونستن غم تو دلش رو بشورن، ای کاش میتونستن آرومش کنن. انگار تموم غمهای عالم آوار شده بود رو دلش. زندگیش هیچوقت اونجوری که میخواست پیش نمیرفت. دیگه روحش رو خاک گرفته بود همونجور که کتابهاش گوشهی کتابخونه خاک گرفته بودند. ریههاش از دود سیگار پر شده بود. همه بهش میگفتن:«خستهای بگیر بخواب.» ولی مگه همهی خستگیها با خواب تموم میشه؟ شاید با یه خواب ابدی تموم میشد؛ نمیدونست. _بهار
