`°𝑶𝒑𝒉𝒆𝒍𝒊𝒂°`
Open in Telegram
"سایه ابهامی حزین" جایی برای نگه داشتن خاطرات و افکارم یادداشت های روزانه یک روح (بیشترِ آنچه اینجا میخوانی، از ذهن و قلمِ خودِ من گذشته است.) _کپی نکنید @OpheliaWhisperBotbot
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
411
Subscribers
+524 hours
+117 days
+530 days
Posts Archive
412
زندگی خوب پیش نمیرود؛ و ذهنم مدام میانِ آنچه میتوانست باشد و هرگز نشد، سرگردان است.
412
زندگی یعنی چه!؟
همیشه نصفه نیمه..
همیشه ناتمام،
همیشه ناگهان جایی قطع میشدم!
-عباس معروفی
412
Repost from مَهدیس.
📮فور کنید بزارمتون فولدر جذب بگیرید.🍋
برای چشمهایی که دنبال عکسهای قشنگن. اینجارو حتما داشته باشید!✨🧑🏻🩰
412
گفت میخواهم زندگی کنم. نه آن زندگیِ دور از دسترسی که همیشه وعدهاش را میدهند؛ همین زندگیِ ساده را. دلم میخواهد مثل گذشته، بیهیچ عجلهای به آسمان خیره شوم، ماه را تماشا کنم و ستارهها را یکییکی بشمارم؛ نگذارم هیاهوی جنگهای درونی، میان من و آسمان فاصله بیندازد. خستهام از پرسه زدن در ویرانههای ذهنم. زندگی، اگر قرار است نامی داشته باشد، باید چیزی بیش از دوام آوردن باشد. من شادیِ افسانهای نمیخواهم، معجزهای هم نمیخواهم؛ سهمم اگر همان چند لحظهی کوچکِ آرامش باشد، همان که بیدلیل لبخند را روی لب میآورد، برایم کافیست. دیگر نمیخواهم خودم را با این خیال تسلی بدهم که زندگی جای دیگریست. اگر قرار است پیدایش کنم، باید همینجا باشد؛ جایی میان همین روزهای معمولی، زیر همین آسمان، کنار همین ماه و همین ستارههایی که هر شب، فارغ از آشوبی که درون من برپاست، همچنان روشن میمانند.
412
"عادت کرده بودم بدیهایی را که در حقم میکردی نادیده بگیرم،
اما حالا حتی در کابوسهایم هم منفوری."
412
یک احساساتی هست،
یک چیزهایی هست که نمیشود به دیگری فهماند، نمیشود گفت، آدم را مسخره میکنند، هر کسی مطابق افکار خودش دیگری را قضاوت میکند ...
- صادق هدایت
412
به روزهای شلوغ مدیونم؛ آنقدر پر از دغدغهاند که جایی برای خیالات اضافی در ذهنم باقی نمیگذارند.
