en
Feedback
`°𝑶𝒑𝒉𝒆𝒍𝒊𝒂°`

`°𝑶𝒑𝒉𝒆𝒍𝒊𝒂°`

Open in Telegram

"سایه ابهامی حزین" جایی برای نگه داشتن خاطرات و افکارم یادداشت های روزانه یک روح (بیشترِ آنچه اینجا می‌خوانی، از ذهن و قلمِ خودِ من گذشته است.) _کپی نکنید @OpheliaWhisperBotbot

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
416
Subscribers
+1624 hours
+117 days
+930 days
Posts Archive
-از ظهرای خونه ی مامان بزرگ
-از ظهرای خونه ی مامان بزرگ

من به وعده‌ی زندگی کردن آمده بودم، نه به این‌گونه زیستن؛ نه به دوام آوردنی که رنگِ زندگی را باخته و به عادتِ مردگان می‌ماند. ادامه دادن در اضطرابِ بی‌پایان و نوسانِ همیشگی، شایسته‌ی این نفس کشیدن نیست. زندگی باید چیزی فراتر از زنده ماندن باشد؛ وگرنه چه تفاوتی‌ست میان تپشِ قلب و سکوتِ آرامِ مرگ؟

قدمت به دیده اما به خدا اگر بیای...
قدمت به دیده اما به خدا اگر بیای...

4_5967697190519311478.mp38.33 MB

آنچه در این سکوتِ کش‌دار، آرام‌آرام رنگ می‌بازد و از یادِ جهان می‌رود، جوانیِ من است؛ بهاری که بی‌آن‌که شکوفا شود، رو به خزان
آنچه در این سکوتِ کش‌دار، آرام‌آرام رنگ می‌بازد و از یادِ جهان می‌رود، جوانیِ من است؛ بهاری که بی‌آن‌که شکوفا شود، رو به خزان نهاده است.

Asire Shab Farhad.mp34.28 MB

از خاورمیانه بیزارم

-بعد از یه روز سخت
-بعد از یه روز سخت

نه صفایی ز دمسازی به جام می که گرد غم ز دل شوید که بگویم راز پنهان که چه دردی دارم بر جان وای از این بی هم رازی خدایا
جواد آذر

زیادی‌ام و دیگر هیچ. آدمی خارج از برنامه‌ام، همین و بس. ظاهرا طبیعت برنامه‌ای برای حیات من نداشته و در نتیجه با من مانند میهمانی سرزده و ناخوانده رفتار کرده است.
یادداشت‌های آدم زیادی، ایوان تور گنیف

sticker.webp0.05 KB

ما شعله های سرکش اندوه بودیم آدم به آدم می رسید ما کوه بودیم

زندگی شکل باتلاق گرفته است؛ هرچه بیشتر دست به سوی آرزوها دراز می‌کنی، زمینِ زیر پایت نرم‌تر می‌شود و آرام‌آرام در رؤیاهایی که دوستشان داشتی فرو می‌روی.

چرا من جای او در خاک روحم را بفرسایم؟
چرا من جای او در خاک روحم را بفرسایم؟

راستش را بخواهی، دیگر حوصله‌ی توضیح دادن ندارم. به چند جمله‌ی کوتاه پناه برده‌ام و از کنار بسیاری از آدم‌ها بی‌صدا عبور می‌کنم. بیشتر وقت‌ها در اتاقم پناه می‌گیرم؛ جایی دور از هیاهوی جهان. انگار زندگیِ من از جایی آغاز می‌شود که شب از راه می‌رسد و سکوت، همه‌چیز را در آغوش می‌کشد.

Del tanha دل تنها ONEDAM Arman mojahedi.m4a1.85 MB