en
Feedback
ناتموم؛

ناتموم؛

Open in Telegram

جمع دوستانه‌س؛ به هرچیم فکر‌ کنم می‌نویسم تا ببینیم چی میشه. اگر صحبتی بود : t.me/HidenChat_Bot?start=309536595 بی‌کلام‌های درجه یک، که هیچ‌جا همش رو باهم جایی نمیبینی: https://t.me/limoomrz

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
239
Subscribers
+224 hours
No data7 days
-830 days
Posts Archive
یکی از مشکلاتی که با مهمون دارم اینه که قبل اینکه بیان اینقدر باید تمیزکاری و آشپزی و ال و بل کرد که آدم خسته و بی‌رمق میشه و بعد اینکه خودشون میان دیگه حوصله خودشون رو ندارم از خستگی زیاد.

انجیر زیادی خوشگل نیست؟

فرقی نداره تو محیط سمی باشی یا کنار آدم سمی؛ در نهایت زندگی، رفتار، شخصیت و ریزترین جزییات تو رو تحت تاثیر قرار میده و تبدیل به آدمی میشی که خودت حسش نمیکنی ولی اطرافیان چرا.

Repost from [میان]
دلم برای نسخه‌ای از خودم تنگ شده که هیچ‌وقت فرصت نکرد به وجود بیاد. همونی که قرار بود نترسه، قرار بود راحت بخنده، قرار بود با خیال راحت برای آینده برنامه بریزه. نمی‌دونم اون دختر واقعاً وجود داشت یا فقط یه خیال قشنگ بود.

یه روز دلم میخواد بلوند باشم، روز دیگه دلم میخواد مشکی باشم.

تمام زندگی منتظر بودیم؛ منتظر اومدن یه روز خوب، منتظر خریدن فلان چیز موردعلاقه، منتظر رفتن به فلان سفر، منتظر پیدا کردن آدم مناسب و هزارتا چیز دیگه. این بود زندگی که بهمون وعده داده شده بود؟

نبات نوشته «آدم برای چیزی که واقعا براش مهم باشه، فقط حرف نمی‌زنه، یه کاری می‌کنه. وقت می‌ذاره، راه پیدا می‌کنه، صبر می‌کنه، خطر می‌کنه، بعضی وقت‌هام خراب می‌کنه اما دوباره می‌سازه. شاید همیشه نتونیم آدم‌هایی رو که دوست داریم، نگه داریم اما یه فرق بزرگ هست بین «نمی‌شه» و «تلاش نکردم». دوست داشتن، شاید بیشتر از هر چیزی، در فاصله‌ی این دوتا کلمه معلوم می‌شه.»

Repost from ندانستم
زمین هم باید حوصله آدم‌های روش رو داشته باشه و واضحه که دیگه حوصله آدم جماعت رو نداره. تا الان هم خیلی صبوری کرده که در یک آن همه ما رو نبلعیده. من اگه جای زمین بودم همین الان تک تک آدم‌ها رو قورت می‌دادم.

از یه جایی به بعد واسه بیرون رفتن اشتیاقی به باحوصله لباس پوشیدن، دوساعت جلو آینده بودن و شیتان پیتان کردن نداشتم؛ صرفاً آماده میشم چون نمیخوام نامرتب به نظر بیام. نمیدونم از کی اینجوری شد ولی میدونم حوصله خیلی چیزا در من ته‌نشین شده، نه اینکه بگی تلاش نمی‌کنم واسه برگردوندن اون حال و حوصلم، چرا اتفاقا براش راه‌‌حل پیدا میکنم و تلاش می‌کنم ولی نمیشه، انگار از ریشه چیزی خراب شده باشه.

مغزم همزمان هم گوینده‌ست هم شنونده؛ موضوع رو گذاشتیم وسط، داریم با خودمون در موردش حرف می‌زنیم.

حاضرم هر بار میرم باشگاه تمرین پا داشته باشم ولی بالاتنه نداشته باشم. =((((((

یکم حرف بزنیم؟ (ناشناس و دایرکت رو چک می‌کنم)

تا من سامر بادی رو بسازم، تابستون تموم شده.

Repost from N/a
تو، من و نور شمع.

تمام ذرات تنم؛ سلول به سلول، سفر می‌خواد.

تمام ذرات تنم؛ سلول به سلول، سفر می‌خواد.

شعار هفته: دنیا به جسورا پاداش میده نه به کسایی که پتانسیلش رو دارن!

رادیو نشاط❌ اکس کست نشاط✔️✅

شعار هفته: دنیا به جسورا پاداش میده نه به کسایی که پتانسیلش رو دارن!