آوای محبوب
Open in Telegram
برای تب زمین و سرفه های خشک گلدان کاش می شد پیاله ای شعر تجویز کرد. #محبوب سخنی اگر بود می شنومتان : https://t.me/NoronChat_bot?start=sec-fhahjbfehi
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
278
Subscribers
No data24 hours
+77 days
+2130 days
Posts Archive
278
چه شد؟ چه بر سرت آمد؟ دلِ شکسته ی من!
بگو ، کبوتر ِ بی همزبان و خسته ی من...
#غلامرضا_رنجبری
278
ابری ترین زمان این آسمان منم
زخمی ترین پرنده ی نیمه جان منم
شعر : حسین غیاثی
خواننده : مهدی تفکری
278
در حیاتی دیگر
چه میشد اگر
درختْ بودن
شغل من بود
پرنده بودن
شغل شما
و باران
ما را به هم میرسانید
#صدیق_قطبی
278
میدونی دکتر من از آدما میترسم. از آدما هرکاری برمیاد. آدما پشت لبخنداشون تنفر قایم کردن. چشماشون دروغ میگه. همپات نیستن فقط پابهپات میان که ازت جا نمونن. دستاشون بوی خیانت میده. دوستداشتنشون توهم. آدما یه مشت اختلال هرمونین که فقط طبق غریزه رفتار میکنن. موجود دوپای پرمدعا....
به قلم #مهلا_بستگان
گوینده #محبوبه_یوسفی
"تقدیم به بچههای اتاق آبی"
278
اگه ازین بوسه ها با پست پیشتاز واستون می فرسته قدرشو بدونید
یک بوسه سپردم به نسیم دم صبح
هرچند که ناقابل از من بپذیر...
#شهراد_میدری
#دست_به_نقد
278
اگه ازین بوسه ها با پست پیشتاز واستون می فرسته قدرشو بدونید
یک بوسه سپردم به نسیم دم صبح
هرچند که ناقابل از من بپذیر...
#شهراد_میدری
#دست_به_نقد
278
Repost from N/a
🌱
بخشیده نخواهم شد!
تنها به خاطر غمی که اجازه دادم
دوست داشتن به جانم تحمیل کند...
میدانم،
بخشیده نخواهم شد...
✍#نگار_اخوان
278
دختِ گندم! نوادهٔ حوا لهجهات شعر بود، شیرین بود گونهات سیب سرخ تبریزی لب تو مسقطیِ نایین بود نیمهشب، پرسه در قرابت تو غزلی گفته ام به نیت تو برسد تا به استجابت تو شانهات بام مرغ آمین بود لحظهٔ خاصِ دل سپردن من خنده های تو...بغض کردن من دست های تو دور گردن من بر تن این درخت آذین بود میرسیدی ملیکهٔ دریا ساق دوشت صفِ پلیکانها محملت، موج های بی پروا مرکبت، سیهزار دلفین بود دزدی از کوچه باغ گیلاس و دیدنت با دوتکه الماس و روسریات حصاری از یاس و گیسوان تو پشت پرچین بود ابرها احتیاط میکردند به غمت التفات میکردند آسمانها صدات میکردند اَبْرشِ بالدارِ تو ، زین بود مینشستی کنار من، خوشحال زندگی با تو... در جهانِ خیال بیست و سه هزار سال، زوال عددِ کیک هم نمادین بود! از تو گفتم... فقط تو... تنها تو... شعر تو، زخم تو، مداوا تو لحظه های نبودنم با تو قصهٔ زندگی من، این بود به قلم #محمدحسین_امیری صدا #محبوبه_یوسفی
278
آواز زنی غمگین
در تارهای صوتی من است
سلول به سلول
برای او
گریه میکنند ...
#پانتهآ_فوشریان
278
بین تمام قرصهایی که هر روز برای دردهای ناتمامم
میبلعم
تنها قرص روی ماه تو
مؤثر است
#محبوبه_یوسفی
