آوای محبوب
Ir al canal en Telegram
برای تب زمین و سرفه های خشک گلدان کاش می شد پیاله ای شعر تجویز کرد. #محبوب سخنی اگر بود می شنومتان : https://t.me/NoronChat_bot?start=sec-fhahjbfehi
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
278
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
+1730 días
Archivo de publicaciones
278
من؛
در واقع چیز زیادی ندارم که به تو بدم
چای هست
اگه مینوشی؛
من هستم
اگه عشق می ورزی؛
راه هست
اگه رهگذری؛
همین.
صدا #محبوبه_یوسفی
278
غریبانه در کوچه های خودم قدم میزنم با عصای خودم رها میشوم مثل پروانه ای... که پَر میزنم در هوای خودم به صدها نفر تکیه کردم،یکی... نشد مثل کوه دنای خودم غریبی و تنهایی و بی کسی... خودم مانده ام با خدای خودم نیازی ندارم به لطف کسی... زمانی که دارم هوای خودم خودم مینِشینم کنار خودم بغل میکنم شانه های خودم چنان تکیه گاه خودم میشوم... که ثابت کنم ادعای خودم مسِ بی عیارم طلا میشود... بیابم اگر کیمیای خودم به هر نقطه از آسمان میرسم... بکارم اگر لوبیای خودم خودم با خودم با...دوباره خودم فدای کسی نه!...فدای خودم خودم پا به پای خودم پیر شد بنازم به عهد و وفای خودم رفیقی چنین پاک و بی ادعا... نباید بیفتم به پای خودم؟!! به پایم نشست و کنارم شکست الهی بمیرم برای خودم ...! به قلم#محمدرضا_نظری صدا #محبوبه_یوسفی
278
وقتی فهمیدی دلبر غمگینه...
غمت کجای جهان، خودسرانه میگذرانَد؟
که بسپرم بکُشندش، بیاورند سرش را
#مریم_جعفری
#دست_به_نقد
278
من در خودم زندانیام!
پشت میلههای مردمکهایم!
با دستبند و پابند!
اعدام میخواستم
ابد دادند!
سلولم
دو کلید دارد!
یکی در دستان سپید زنی
یکی در دستان سرد مرگ
مرگ قهرمان ماراتن است
بزودی میرسد
و قطار زن
دور ایستگاهی
که رئیسش مردیست خوبروی
که پیپ کاپیتان بلک میکشد،
میگردد
هی
میگردد!
می
گردد
می
گر
دد
به قلم #الف_رحیمی
صدا #محبوبه_یوسفی
278
من سلول انفرادی ام؛
من خودِ سلول انفرادی ام؛
با من از آزادی نگو...
در من حصاریست؛
به وسعت تمام جهان.
#محبوبه_یوسفی
278
وقتی هم میخوای متفاوت بهش بگی دورت بگردم هم بگی تو کل دنیای منی...
بیا به دور تو گردم که از همان اول
یک آرزوم سفر دور کل دنیا بود...
#شهرزاد
#دست_به_نقد
278
وقتی که دلبر چشمای قشنگشو پشت عینک دودی قایم میکنه...
خالق عینک دودی چه خبر دارد؟ من
غم خوش رنگترین چشم جهان را دارم!
#مجتبی_سپید
#دست_به_نقد
278
بعد از مدتها لبخندشو دیدم
گفتم : خنده ات تکه ی نبات من است
گفت : پشت این لبخندها سی سال غم دارم رفیق
گفتم : خنده هم اگر درد داشته باشد
"درد خنده هایت به جانم"
278
《زندگیِ نزیسته همیشه زیباتر به نظر میرسد...》
چرا که
ذهن میتواند از هر مسیری که نرفته، بهشتی خیالی بسازد؛
چون آن مسیر هرگز در معرض اصطکاکِ واقعیت مثل مسئولیتها ، ناکامیها و محدودیتهای زندگی قرار نگرفته است.
صدا #محبوبه_یوسفی
278
میکِشد جورِ تمامِ روزهایِ هفته را
کاش می شد جمعه را در هفتهها تقسیم کرد.
غروب جمعتون به دور از دلتنگی
278
خب حالا چون واسه شروع کار جدیدم ذوق کردید و انرژی دادید میخواین کار قبلی رو اینجا بفرستم ببینید؟
اگه این پست 10 تا لایک بخوره میفرستم
گرو گشی می کنم😁
👍
