en
Feedback
آوای محبوب

آوای محبوب

Open in Telegram

برای تب زمین و سرفه های خشک گلدان کاش می شد پیاله ای شعر تجویز کرد. #محبوب سخنی اگر بود می شنومتان : https://t.me/NoronChat_bot?start=sec-fhahjbfehi

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
277
Subscribers
No data24 hours
+77 days
+2130 days
Posts Archive
«رُؤْيَتُكَ حَسَّنَتْ حَالَ قَلْبِي» دیدنت حال دلم را خوب کرد... #عربیجات

خنده ات تکه ی نبات من است

#طراحی #سیاه_قلم
#طراحی #سیاه_قلم

ممنونم از انرژی خوبتون😍😌

واااا؟؟؟ گریه واسه چی آخه؟😕 بزرگواری که استیکر گریه گذاشتی! بیا بگو ببینم چرا؟؟؟

خب حالا چون واسه شروع کار جدیدم ذوق کردید و انرژی دادید میخواین کار قبلی رو اینجا بفرستم ببینید؟ اگه این پست 10 تا لایک بخوره می‌فرستم گرو گشی می کنم😁 👍

بچه‌ها! B6 همین جلویی اس که پوسته ی آبی داره تا خرتلاق توش حرف چپوندم🤭

بچه‌ها! B6 همون جلوییه که رنگ پوستش آبیه🤭

شروع کار جدید 😌
شروع کار جدید 😌

بعضی حرف ها را نه می‌شود گفت، نه می‌شود نوشت؛ تنها می‌شود آن را در تنِ نحیفِ سه تار ریخت تا بغضت را زخمه هق هق کند. یا که در گلوی قلم B6 چپاند؛ تا تیره بنالد و مویه کند؛ در طرحِ زنی با گیسهای سیاه که حالا به سپیدی می‌زند... #محبوبه_یوسفی

بعضی حرف ها را نه می‌شود گفت، نه می‌شود نوشت؛ تنها می‌شود آن را در تن نحیف سه تار ریخت تا بغضت را زخمه هق هق کند. یا که در گلوی قلم B6 چپاند؛ تا تیره بنالد و مویه کند؛ در طرح زنی با گیسهای سیاه که حالا به سپیدی می‌زند... #محبوبه_یوسفی

و چشمهایت خیره به جان کندن من است

دست‌هایم بوی رفتنت را گرفته‌اند، مثل شاخه‌ای که پرنده‌اش همین چند لحظه پیش پریده باشد هنوز هم می‌لرزم.. #نگار‌‌_حسینی

گفتم که در غم شعرهایم بهتر از این‌هاست غمگین که می خوانم صدایم بهتر از این‌هاست دیگر برای چای دم کردن دلم خوش نیست اما بدان من عطر چایم بهتر از این‌هاست با یک شروع تلخ خواندی داستانم را رفتی ولی من انتهایم بهتر از این‌هاست دریای شرجی می‌شوم دم می‌کنم از غم پاییزها اما هوایم بهتر از این‌هاست حالا که لنگم می‌دوانی عشق را با من؟ مادینه‌ی بی‌ادعایم بهتر از این‌هاست در برف دارم می‌دوم شلیک کن صیاد خونین که باشم ردپایم بهتر از این‌هاست به قلم #فاطمه_صادقی صدا #محبوبه_یوسفی

این منم خون جگر از بد دوران خورده مرد رندی که رکب های فراوان خورده غم ویرانی خود را به چه تشبیه کنم ؟ فرض کن کوه شنی طعنه طوفان خورده عشق را با چه بسازد به کدامین ترفند؟ شاعری که همه عمر ، غم نان خورده؟ چه به روز غزل آمد که همه منزوی اند قرعه بر معرکه ی معرکه گیران خورده دشتمان گرگ اگر داشت نمی نالیدم نیمی از گله مارا سگ چوپان خورده جرم من فاش مگوهاست و حکمم سنگین چه کند شاهد سوگند به قرآن خورده؟ شعر هم عقل ندارد که دراین شهر شعور گذرش برمن دیوانه دوران خورده...! به قلم #مجتبی_سپید صدا #محبوبه_یوسفی

دقت کردین بعضی از کتابهاروکه قبلا خوندین و گذاشتینش کنار بعدا که برای بار دوم میارید می خوندیش یه نگاه جدید و یسری برداشتهای جدید از مطالبش دارید؟ چهار اثر از فلورانس دقیقا ازون کتاباس

زندگی گاهی همینقدر ساده و بی غل و غش می‌شه
+1
زندگی گاهی همینقدر ساده و بی غل و غش می‌شه

-بعضی فکرا اومدن فقط چاییشونو بخورن و‌ برن؛ تو چرا واسه نهار و شام نگشهون میداری؟! #والا

همینقدر قشنگ قند تو دلش آب کنید: نگاهت خنده‌ای پاشید روی دشت گندمزار از آن پس دانه‌های تلخ گندم نان قندی شد #علی_سمرقندی #دست_به_نقد

از سرو تو انگار ثمر خورده جلیل گویا رطب تازه و تر خورده جلیل گفتند جلیل گفته لبهای تو را... لبخند زد و گفت شکر خورده جلیل #جلیل_صفربیگی #واران صدا #محبوبه_یوسفی