آوای محبوب
Open in Telegram
برای تب زمین و سرفه های خشک گلدان کاش می شد پیاله ای شعر تجویز کرد. #محبوب سخنی اگر بود می شنومتان : https://t.me/NoronChat_bot?start=sec-fhahjbfehi
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
277
Subscribers
+224 hours
+97 days
+2230 days
Posts Archive
277
وقتی دلتنگ نگاهشی...
دردیست در دلم، که دوایش نگاه توست
دردا که درد هست و دوا نیست، بگذریم
#سجاد_سامان
#دست_به_نقد
277
فرهنگستان به جای واژه فرنگی «کِراش» که در بلاد کفر متولد شده،
«نهانشیدایی» رو پیشنهاد میده🥸
مثلا میتونید بفرمایید که:
_ببخشید بانو/جناب! من روی شما نهانشیدایی خاصی دارم.
277
حالا من
راه افتادم خطاب به اونایی که هر کدوم یجورایی نمیان کنار سفره
گوشیو از دستش درمیارم : 😏بذا کنار این گوشیو پاشو بیا
شونه رو ازش میگیرم :🤨بابا ول کن این چارتا شیویدم ریختی دیگه چیییششش
اونیکه هنو تو سرویس بهداشتیه: تق تق تق تق 🤧بیا بیرون بیابیرون دیگه بسه انقد فین فین نکن آبرومون رفتتت😒
اونیکه یه ساعته داره چیتان پیتان میکنه : بسه بیا برو از جلو آینه اونور بابا قشنگی
در ضمن طرف نیومده😌
اونی که هنو خوابه : پا نمیشی نه؟ نیای بگی چرا چیزی واسه من نذاشتینااااا
به اونیکه از همه جا بیخبره : ول کن تورو جدت این اخبارو حالا این همه آگاهی رو میخوایم چیکار؟🙂↔️
به اونیکه اومده چایی بریزه 😌عههه وااااا شما چرا زحمت کشیدین؟
پس بیزحمت یه چنتا دیگه ام بریزید بقیه ام اومدن☺️
😮💨😮💨😮💨
یاد فیلم مهمان مامان افتادم یادتونه؟
بازی گلاب آدینه و حسن پور شیرازی
277
از دلتنگی قدم زنون اومدم سمت پارک پرواز
اینجا یکی داره گیتار میزنه
حالا براتون فیلم میفرستم
277
از دورها سر می رسم ناگاه، من بادم
من شهروند سرزمین عشق آبادم
از هفت خوانت رد شدم تا مال من باشی
حالا ببین از هفت دولت با تو آزادم
چیزی به جز اندوه در چشمم نمی بینی
با این غمِ در بسترم خوابیده همزادم
آرامشم با این پریشانی گره خورده
می گریم و می خندم و غمگینم و شادم
راه میان ما اگر صحرا اگر کوه است
هم مسلک مجنونم و هم کیش فرهادم
جای تعجب نیست اینکه خوش خبر بودند
آن قاصدک هایی که دیدی من فرستادم
بی مغلطه، اصلا به کشتن بی شباهت نیست
کاری که عشقت می کند با قلب یک آدم
ویران کن و از نو بنا کن سرزمینت را
من اختیارم را به دست عشق تو دادم...
قلم #سیده_تکتم_حسینی
صدا #محبوبه_یوسفی
277
تو نمرده ای
اما تو را از دست دادهام
و این
غمانگیزتر از آن است
که مرده باشی
نیستی و کوهستان با من میگرید
نیستی و غم
روی صندلی عقب مینشیند
و مدام
از آینه به چشمهای من زل میزند...
#جواد_گنجعلی
277
بیست و هفتم اسفند بود
نوشهر بودیم
دم آجیل فروشی عالیجناب منتظر ایستاده بودم تا خریدها رو بسته بندی و حساب کنن
اون همه شلوغی، سرو صدای ماشینها، صدای دست فروشها ی دم عید، همهمه ی عابرها،
هیچکدوم مانع دیدن این قلبهای خوشگل که خدا میدونه چه فلسفه ای پشت هر کدوم هست نشد
یه چند لحظه همینجوری که کنارش بودم با اون درخت حرف زدم
بعد دست کشیدم روی تنش و اون قلبهای یادگاری رو چندبار لمس کردم
و این عکس رو ازش گرفتم
#درختها_را_دوست_میدارم
#محبوب
277
نیستی ببینی
قلبی که بر تنه ی گردو کندیم
به درخت پیوند خورده و میتپد
به خدا دیوانه نیستم
نام تو را که میبرم
قلب این درخت تندتر میزند.
#جواد_گنجعلی
📷محبوب
277
وقتی فقط دستای خودشو میخوای...
زخمیِ یارم و مرهم نَسِتانم از غیر
#آشفته_شیرازی
#دست_به_نقد
