آوای محبوب
رفتن به کانال در Telegram
برای تب زمین و سرفه های خشک گلدان کاش می شد پیاله ای شعر تجویز کرد. #محبوب سخنی اگر بود می شنومتان : https://t.me/NoronChat_bot?start=sec-fhahjbfehi
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
276
مشترکین
+224 ساعت
-17 روز
+1730 روز
آرشیو پست ها
276
مُنهكٌ من كل تلك الأشياء
التي انتهت في الخارج،
ولكنها استمرت بداخلي...
خسته ام از همه ی چیزهایی که
در بیرون به پایان رسید،
اما در درونِ من ادامه یافت...
#عربیجات
276
أين يستريح المُتعَبون مِن أنفُسهِم؟
«اونایی که از خودشون خسته ان کجا برن استراحت کنن؟»
#عربیجات
276
بی خیالت سر نکردم، بی خیالم سر نکن
خواب را در چشمهای خستهام باور نکن
اختیارت را به دست باد جادوگر نده
پیشِِ مردم زلفهایت را پریشانتر نکن
امر کن تا بر لبِ سرخِ تو عاشقتر شوم
نامسلمانا! لبم را نهی از منکر نکن...
عمرِ بودن با تو کوتاه است، همچون عمر گل
نازک انداما! گلِ عمرِ مرا پرپر نکن
دیدی و چیدی و بوییدی و دور انداختی
آن چه کردی با دل من، با دل دیگر نکن
شعر گفتی، راز ما را فاش کردی پیشِ خلق
گفته بودم حرف دل را راهیِ دفتر نکن
شب گذشت و خواب، چشمانِ تو را از من گرفت
گفتمت عادت به داروهای خوابآور نکن!
قلم #ناصر_حامدی
صدا #محبوبه_یوسفی
موسیقی متن :
هنرمند روشن دل
#مهرداد_حقی_بقا
276
بی خیالت سر نکردم، بی خیالم سر نکن
خواب را در چشمهای خستهام باور نکن
اختیارت را به دست باد جادوگر نده
پیشِِ مردم زلفهایت را پریشانتر نکن
امر کن تا بر لبِ سرخِ تو عاشقتر شوم
نامسلمانا! لبم را نهی از منکر نکن...
عمرِ بودن با تو کوتاه است، همچون عمر گل
نازک انداما! گلِ عمرِ مرا پرپر نکن
دیدی و چیدی و بوییدی و دور انداختی
آن چه کردی با دل من، با دل دیگر نکن
شعر گفتی، راز ما را فاش کردی پیشِ خلق
گفته بودم حرف دل را راهیِ دفتر نکن
شب گذشت و خواب، چشمانِ تو را از من گرفت
گفتمت عادت به داروهای خوابآور نکن!
قلم #ناصر_حامدی
صدا #محبوبه_یوسفی
276
رویای من را کشته ای، خونِ خیالم گردنت
بر صحنه ی جُرمت بیا، مانند قاتل لا اقل!
#محبوبه_یوسفی
276
توجه میکنید؟
زن تا زمانی که حس کنه بهش توجه میکنی و دوستش داری
هرگز رهات نمیکنه
#تلنگرانه
276
تمام شد
دیشب تمام شد
بسیار زیبا بود
پر از نکته های مهم زندگی
پر از پند
و انقدر جذاب بود که یه کتاب 439 صفحه ای دو روزه خونده شد
تو هیچ کتابی انقد اسم خودمو نخونده بودم
276
کِی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد
از لعلِ تو گر یابم انگشتریِ زنهار
صد مُلکِ سلیمانم در زیرِ نگین باشد
غمناک نباید بود از طعنِ حسود ای دل
شاید که چو وابینی خیرِ تو در این باشد
هر کهاو نَکُنَد فهمی زین کِلکِ خیالانگیز
نقشش به حرام اَر خود صورتگر چین باشد
جامِ میْ و خونِ دل هر یک به کسی دادند
در دایرهٔ قسمت اوضاع چنین باشد
در کارِ گلاب و گل حکمِ ازلی این بود
کهاین شاهدِ بازاری وآن پردهنشین باشد
آن نیست که حافظ را رِندی بِشُد از خاطر
کهاین سابقهٔ پیشین تا روزِ پَسین باشد
غزل ۱۶۱ حضرت #حافظ
دکلمه #محبوبه_یوسفی
276
گاهی با تمام قوی بودنت دیدن یه مصرع می تونه چنان حالتو خراب کنه که هیچکس اون توانایی رو نداره...
بلاخص وقتی همون مصرع رو چند جای مختلف میبینی
