«پایا، Paya»
Open in Telegram
Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
323
Subscribers
-124 hours
No data7 days
-830 days
Number of Posts
Data loading in progress...
Reactions
Comments
Telegram Stars
TOP posts by
Data loading in progress...
Publication analysis
Posts | Views dynamics | |||||
No text... | 27 | 0 | 0 | 5 | Sign in to view analytics | |
یک یک متر پیام تبریکی روز معلم گرفته رایستم 😁
حس خوب دارد | 47 | 0 | 0 | 5 | Sign in to view analytics | |
مردم مثل که هیولا آمده باشد فرار می کردن، ولی من عکس می کندم😎😁 | 57 | 1 | 0 | 1 | Sign in to view analytics | |
عکاس: عاطف آرین | 56 | 0 | 0 | 0 | Sign in to view analytics | |
ای باغبان ای باغبان آمد خزان آمد خزان
در شاخ و برگ از درد دل بنگر نشان بنگر نشان | 61 | 0 | 0 | 0 | Sign in to view analytics | |
No text... | 67 | 1 | 0 | 4 | Sign in to view analytics | |
کوردستان سوریه
عکاس: جان ریتر | 64 | 1 | 0 | 5 | Sign in to view analytics | |
Beading time 🌚 | 57 | 0 | 0 | 4 | Sign in to view analytics | |
دیلمان شهری که در حمله اعراب فتح نشد. این آهنگ درمورد زنی عاشق است که معشوقش در این نبرد کشته میشه اما نمی گذارد اعراب به دیلمان برسد. | 59 | 0 | 0 | 1 | Sign in to view analytics | |
@Armana_official | 58 | 0 | 0 | 1 | Sign in to view analytics | |
و منی که دور از آدم ها این روزها سر میکنم، پدرم، مادر کلانم، عمه ام در روزهای مریضی خود از مردمان فاصله می گرفتن، درد رفیقشان می شد، آه و ناله خود را پدرم با موسیقی سیر می کرد، مادر کلانم با پرده سیاهی که دم چشمش را گرفته بود، عمهام فقط درد و آیات قرآن شریف رفیقش بود.
من هم چنین شدهام؛ می فهمم نالیدن زیاد از درد مرا از دوست ها هم دور کرده است به میل دوستی که برای رفاقت مان فرق می گذارد، به مثل همکاری که غم روز عروسی من را می خورد بخاطر این مریضی، مادر که اصلا توجه نمی کند و دلایل دیگه می آورد.
من که یار را دور کردهام، رفیق را، خانواده را، و هر آنچکه بنام انسان است چون انسان ها یک موجود عجیبی هستن، آنقدر تو را خُرد می کنند که دیگه توان برای ایستادن باقی نمی ماند.
می دانم که یک کتاب، یک داستان، یک رمان، یک شعر ، یک موسیقی، اثر هنری و فیلم ساختهای دست بشر است اما بیشتر آنها و یا کاملا در کل آنها دروغی بیش نیست. ما خود را با دروغ ها آرام می کنیم.
دروغ رفاقت، دروغ محبت پدر و مادر، دروغ عشق یار.
در آخر می خواهم بگویم امروز من فقط با چند داستان و مراقبت از یک بچه گربه و درسهای ادبیات و انگلیسی گذشت.
بلی دور از آدمها، اما وقتی برگشتم آنهایی که انتظار داشتم برای پیام بگذارند نبودن.
چه بدانم یک قسمی منت دار هستن برای بودنشان.
چی بفمم🤷🏻♀ | 77 | 1 | 4 | 0 | Sign in to view analytics | |
مردگان
نویسنده: محمد حسین محمدی | 76 | 0 | 0 | 2 | Sign in to view analytics | |
mordegan.pdf | 73 | 1 | 0 | 1 | Sign in to view analytics | |
4_5823646237974337636.mp3 | 71 | 0 | 0 | 0 | Sign in to view analytics | |
داستان کوتاه: خواب
نویسنده: هاروکی موراکامی | 72 | 0 | 0 | 0 | Sign in to view analytics | |
(@ketabkhanama) خواب.pdf | 72 | 1 | 0 | 2 | Sign in to view analytics | |
این کتاب نیز عمویم جمشید خان... است
از بختیار علی. بخوانید و لذت ببرید. | 73 | 0 | 1 | 2 | Sign in to view analytics | |
DocScanner 22 Aug 2026 11-45 am.pdf | 75 | 3 | 0 | 1 | Sign in to view analytics | |
این کتاب نیز عمویم جمشید خان... است
از بختیار علی. بخوانید و لذت ببرید. | 1 | 0 | 0 | 0 | Sign in to view analytics | |
اچ هارت این داستان فکر می کنم از من و شما روایت می کند؛ و از امثال ما و شما همچنان. | 73 | 1 | 0 | 2 | Sign in to view analytics |

