en
Feedback
«پایا، Paya»

«پایا، Paya»

Open in Telegram

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
332
Subscribers
No data24 hours
-27 days
+1230 days
Posts Archive
'پنج محرم روزی که پدر رفت'

چون اینجا جای نمی شد بر فایل ورد انداخته و اینجا گذاشتم

photo content

هم می‌ترسم دوستت داشته باشم، آن‌وقت بروی و درد بکشم... می‌ترسم دوستت نداشته باشم، که فرصت 'عاشق تو بودن' از دستم می‌رود و پشیمان می‌شوم. حالا تو بگو! چطور عاشقت باشم و درد نکشم، و چطور عاشقت نباشم و پشیمان نشوم؟! «نزارقبانی»

ادبیات و موسیقی؛ واژه‌ به واژه شعر به شعر زندگی‌ام را نجات می‌دهند.

چشم هایت-شمس لنگرودی.mp33.11 MB

اما من شکوفه‌ی اندوهم کَز شاخه‌های یادِ تو می‌رویم... «فروغ فرخزاد»

محکم بغلم کن که دلم سخت گرفته است نگذار که این کوه به یک باره بریزد... «شهرام‌ میرزایی»

چی عجبست هر ماه که محرم می شود و روز مرگ تو تکرار می شود برای من سخت تمام می شود صبح تا شب
چی عجبست هر ماه که محرم می شود و روز مرگ تو تکرار می شود برای من سخت تمام می شود صبح تا شب

نگاهت می‌كنم، خاموش و خاموشی زبان دارد زبانِ عاشقان، چشم است و چشم، از دل نشان دارد. «ابتهاج»

«و اما زن چه پدیده‌ای است، شب در بستر خود به مرگ سلام می‌گوید و روز را با شوق و ذوق دیگری شروع می‌کند.»

تا رنج تحمل نکنی گنج نبینی تا شب نرود صبح پدیدار نباشد؛ «سعدی»

و اما من اگر اکنون زنده‌ام به واسطه‌ی همین امیدِ ناچیز است؛ شاید استکانِ چایی همان امیدِ من باشد.

ویرانیِ آنان تماشا دارد؛ چرا که بساطِ کینه‌ی ما طولانی‌ست...

آوازی‌ست از گوشه کنار آسمان از قبرستانِ مردگان از جانِ عشاقِ بی‌امان گویند که امید است و تنهایی؛ تاب‌آور این زَمانه‌ را
یلدا سلیمانی

می‌دانم مرا در خاطراتت جای می‌گذاری، همانند شعری که فقط یک‌دفعه آن را خواندی...
یلدا سلیمانی

518.mp310.57 MB

و من او را....
و من او را....

چقدر تنهام