«پایا، Paya»
Open in Telegram
Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
323
Subscribers
+124 hours
+17 days
-830 days
Posts Archive
323
چی خوبش گفته:
عاقبت از ضعف پیری ناله ما اشک شد
سرنگونی بر زمین زد نغمهء این چنگ را
مصرع دیگر از بیدل
عمریست با گداز دل خود مقابلیم
ای آینه عبث نشوی روبروی ما
323
+2
کوثر پیام کرد: بیدل حفظ کردی؟
در پاسخ گفتم: بله؛ ولی اشعار بیدل نسبت به حافظ و مولانا سختتر حفظ میشوند.
گفت: میدانم، من دیوان بیدل دارم.
عکسی فرستاد که یک نسخهی خوب از دیوان بیدل را نشان میداد.
گفتم: خدایارت! این همه کتاب خوب را از کجا کردی ناجوان؟
گفت: از پدرم بود.
باز گفتم: خدایارت.
و خدا میدانست هنگام نوشتن این عبارت چه حسرتی بر دل داشتم.
پرسید: چرا؟
گفتم: از پدرت چیزهای خوب برایت مانده. خاطرههای خوب، هنر، بخارا، دیوان بیدل.
گفت: بله. یک هارمونیه و کتابچههایش. یک دوربین و یک عالم عکس و کاست با چندتا کتاب و یک عالم دوستهایش.
گفتم: من تمام اینها را خودم باید بهدست بیاورم و برای دختر و بچهام به یادگار بمانم.
گفت: چطور؟
دوباره متوجه شد و گفت: آها شبیه پدرم.
گفتم: بعله. خوشبخت هستی. هیچکس برای من نگذاشت. من از خودم برای فرزندانم می مانم.
گفت: میدانی چند دانه دستمال و چیزهای دیگر دست دوزی شده هم هستند که گاهی خودش دوخته و گاهی داده به عمههایم که بدوزند و طراحیاش را خودش کرده.
گفتم: تمامشان را صحیح نگهدار.
323
در جمعی نشسته بودم که یکی عاشق شعر گویی های خود بود و یکی عاشق مثنوی خواندن خود و یکی هم عاشق حرف و سخن رانی خود؛ سرمیز دست گذاشتم و خواستم چند نظری و سخن بگویم اما هیچ گوشی نبود که بشنود و فهمیدم قرار نیست تو سخن بگویی همان طور که نمی خوانند؛نمی شنود. و وانگوک هستم
323
Repost from N/a
در آخرین جمعی هم که احساس میکردم به آن تعلق دارم، حس اضافه بودن برایم دست داد. باز تنهایی و درود بر آن!
323
امید از حق نباید بریدن امید سر راه ایمنی است اگر در راه نمی روی باری سر راه نگاه دار مگو که کژی ها کردم تو راستی را پیش گیر هیچ کژی نماند، راستی هم چون عصای موسی است، آن کژی ها هم چون سحرهاست، چون راستی بیاید همه را بخورد اگر بدی کردهای با خود کردهای جفای تو به وی کجا رسد.
#کتاب-فیه-ما-فیه
از گفتار: مولانا جلال الدین محمد مشهور به مولوی
با تصحیحات و حواشی: بدیع الزمان فروزانفر
صفحه:۲۳
323
Repost from انجمن ادبی خانه مولانا
🔴#صالح_محمد_خلیق
📜آخرین شعرخوانی شادروان استاد صالح محمد خلیق در صد و چهارمین نشست هفتگی چارباغ خیال
به اشتهای زیاد از چی میخورم نان را که دست پخت شما است دست پخت شما به چشم خویش زنم بوسه پنجه کش ها را که کلک های تو بستهاند نقش در آنهادانلود نسخه کیفیت بالای این ویدیو: https://khanemwlana.com/the-last-poetry-of-saleh-mohammad-khaliq/ #غزل #صالح_محمد_خلیق #خانه_مولانا #بچه_های_مولانا #شعر #ریلز #چارباغ_خیال 📲 تلگرام: t.me/khanamwlana #کانال_بچه_های_مولانا 👇 https://telegram.me/khanemwlana
323
🎙 اپیسود اول پادکست کابل قدیم از بقچه
موسیقی و کوچهپسکوچههای کابل قدیم
در این قسمت با هم به کوچه خرابات میرویم؛ جایی که نغمههای رباب و تنبور، قلب کابل را زنده میکردند و نامهای بزرگی چون استاد سرآهنگ، استاد مهوش٬ استاد قاسم و بقیه از آن برخاستند.
سپس قدم میزنیم در کوچهها و گذرگاههای کابل قدیم؛ پر از صدای کودکان، خندهٔ همسایهها، و همهمهٔ بازار.
این اپیسود پر است از قصه و صدا… از موسیقی دلنواز تا کوچههایی که هنوز در خاطرهها زندهاند.
خوشحال میشویم نظر و حستان را برایمان بنویسید و این قصه را با دوستانتان شریک بسازید.
#پادکست_بقچه #کابل_قدیم #خرابات #موسیقی https://t.me/booqcha1
323
Repost from انجمن ادبی خانه مولانا
🔴#سید_ضیا_قاسمی
لبانت قند مصری، گونههایت سیب لبنان را روایت میکند چشمانت آهوی خراسان را من از هر جای دنیا، هر که باشم، عاشقت هستم به مِهرت بستهام دل را، به دستت دادهام جان را چنانت دوست میدارم که با شوقِ تو می خواهم بسازم وقف چشمت تاکهای مستِ پَروان را بگويى سرمه دانت مى کنم بازار کابل را بخواهى فرش راهت مىکنم لعل بدخشان را تو را من مىپرستم بعد از اين تا هر زمان باشم نمىسازم دگر در باميان بوداىِ ويران را تو ياقوت يمن، مُشک ختن، ماه بخارايى به زلفت بستهاى هر گوشه دلهاى پريشان را **** کنار پنجره آواز مىخوانى و افشاندهاست صدايت رنگ و بوى هر چه گل، هر چه گلستان را کنار پنجره گيسو به گيسوی شب و باران حواست نيست عاشق کردهاى حتى درختان را#غزل #سید_ضیا_قاسمی #خانه_مولانا #بچه_های_مولانا #شعر #ریلز 📲 تلگرام: t.me/khanamwlana #کانال_بچه_های_مولانا 👇 https://telegram.me/khanemwlana
323
Repost from انجمن ادبی خانه مولانا
🔴#_محمد_اکرام_بسیم
🔹به همسایهی سیاسی
عزیزِ همنفسم، از چه اضطراب گرفتی
چه خُلق و خوی بدی با منِ خراب گرفتی!
منی که با همهی روشنیم، مسئله بودم
تویی که هیچ نپرسیدی و جواب گرفتی
برای این که لبت خشک و چهره زرد نباشد
چگونه سالتمام از رگانم آب گرفتی
من اشکِ سرد شدم، برکه برکه پُر شدی از من
کنارِ برکه نشستی و آفتاب گرفتی
برای این که به دنیا به چشمِ باز ببینی
به زیر سایهی این بید، خوب خواب گرفتی
درست! رنجِ مرا سالها به دوش کشیدی
از آنچه در عوضاش بُردهای، حساب گرفتی؟
شما اگر نه، زمانه شکست پای و پُلم را
که رفته رفته به پهلوی من شتاب گرفتی
اگرچه محرمِ هم بودهایم، عصر گواهاست
ببین که کوه علم کردی و حجاب گرفتی
شهید کردهای از یکطرف، از آن طرف اما
گرفته، عکس مرا بر رواق، قاب گرفتی
ولی نخواه بگیری مسیر رشد مرا، باز
اگر بگیری هم، ماهی از سراب گرفتی
#شعر #غزل #خانه_مولانا #محمد_اکرام_بسیم
#انجمن_ادبی_خانه_مولانا 👇
📲 تلگرام:
t.me/khanamwlana
t.me/khanemwlana
🌐 وبسایت:
khanemwlana.com
323
Repost from N/a
برایش گفته بودم اگر قرار است چیزی نوشته/گفته شود، حالا که زنده هستم بنویسید. بعد از مرگ استوریهای وتساپ را نمیخواهم و نمیخوانم. امروز این را فرستاده!
