en
Feedback
my soul...

my soul...

Open in Telegram

خودم : https://t.me/SendHarfBot?start=976aba209475

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
217
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+1430 days
Posts Archive
او مثل دیگران نبود! یعنی عادت نکرده بود، چرا؟! او خسته بود خسته به حد مرگ، همه چیز برای او بی‌معنی و پوچ شده بود!

می پذیرم که هرچه میخندی ؛ زندگی باز هم غم انگیز است !

ولی خب سخت گذشت بهمون.اونقدر سخت گذشت ک طعمِ خوشی یادمون رفت.

دلم می‌خواست دور شوم، دیگر برنگردم، ناپدید شوم، توی جنگل گم و گور شوم، وسطِ ابرها، چیز دیگری یادم نیاید. فراموشی، فراموشی!

ما در همه حال ، سخن از اُمید داریم...

خندیدم تا وانمود کنم حالم خوبه گریه کردم تا سبک شم به خواب پناه بردم تا از رنجام بگذرم. اما بارِ غم همچنان داره رو قلب من سنگینی میکنه.

ايستاده ام و كسى هم نميداند اين بناى به ظاهر محكم چقدر در آستانه ی فروريختن است.

سلام به تابستون

Repost from my soul...
تابستون نیست که ! دوره آموزش زنده موندن تو جهنمه🤡

+4
Shayan Eshraghi - Zadi Zire Hamechi.mp37.68 MB

برای کسایی که عاشقِ ماه‌َن🌛

photo content

+چشمای غمگینی داری . _زندگی غمگینی هم دارم ..!

غمگین ترین جای مجسمه ها لبخندی است که با چاقو تراشیده اند .

دوست دارم همین الان گریه کنم برای همه چیز برای همین حالا اما رنج رمقی برای ابراز ندارد

پی یک خلوتم، یک سرزمين دور از اين اخبار - امیر طاهر

«صبح تا شب به هر نحوی می‌گذشت اما وقتی که شب می‌آمد همه‌ی غصه‌ها و رنج‌ها می‌آمدند..»

در <<غم>> خلاصه می شد ...!

و توانستم زنده بمانم در روزهایی که حتی نفس کشیدن برایم ناممکن بود..

اما در انتها انسان برای زندگی کردن شجاعت بیشتری احتیاج دارد تا کشتن خود ....! <<آلبر کامو >> مرگ خوش..