en
Feedback
اَدِنچیل

اَدِنچیل

Open in Telegram

اینجا بعد تاریک زندگی جریان داره در کنار روزنه های امید. . . . . http://t.me/BluChtBot?start=Adenchil

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
192
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-830 days
Posts Archive
تو مایه های «الوو هاشم مرد»هستیم.

اَه، اَه، بوی بر خط شدن میاد...

Repost from Sina Parsian

ولی برنده اونیه که به خودش غلبه کنه.

اگه ذهنم رو درگیر نکنم اون منو نابود می‌کنه.

امروز فقط کار کار کار.

هستی که باشی، وگرنه که روزی هزار بار کاش نبودی؛جانِ من.

آدمیزاد این‌طوریه که: تا وقتی می‌تونم آسیب بزنم، چرا مرهم بذارم؟

روح اگر به غم رسد، جان به تَرَب خواهد رفت.

به ته رسیده را چه امید از روزنه‌ی نجات؟

با انقراض بشر موافق تر‌م

Repost from دومنیکو
دیگه واقعا الان همگی سر این توافق داریم که بین علم و ثروت باید گزینه انقراض مردارو انتخاب کرد؟

امروز فهمیدم چقدر پیرم برای ارتباط گرفتن با آدما، و چقدر سخته اینکار برام نسبت به دوسال پیش.

اومدیم درس بخونیم، کرونا اومد اومدیم تفریح کنیم، گرونی شد اومدیم جوونی کنیم، جنگ شد اومدیم آینده بسازیم... (دوست داشتم بگم روزگار، اما بیچاره روزگار) سیاست‌مدارا سرِ جنگ برداشتن با زندگی، آینده و جوونی‌مون.

«شلوغِ زندگی‌م؛ منم و افکارم. هر کدوم به چیزی چنگ می‌زنیم؛ من به رؤیا، اون‌ها به غم.

شعله شمعی که شیفته نسیم سحر شده.

دردی که به استخوان رسید، غمی که به جان نشست، جانی که به لب آمد، لبی که به لبخند باز شد، و مخاطبی که نفهمید کلمات دیگر آوا نیستند، گلوله‌های نشسته به روح‌اند.

Repost from سَبيدو
بارنز یک جایی نهایتا نوشت «این درد آمده بود که سالها بماند» ما چه کاره‌ایم؟