en
Feedback
اَدِنچیل

اَدِنچیل

Open in Telegram

اینجا بعد تاریک زندگی جریان داره در کنار روزنه های امید. . . . . http://t.me/BluChtBot?start=Adenchil

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
192
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-830 days
Posts Archive
موزیک پلی می‌کنم، صدا رو زیاد؛ حالا، بدون مزاحم، با افکارم دهنِ خودمو سرویس می‌کنم.

دوست داشتم یک شهروند تریستان دا کونا ای می‌بودم تا یک خاورمیانه ای.

شخم میزنم روزایی که بودی کنارم، لج میکنه بامن این بغضی که دارم؛ جانِ‌من.

کمال‌گرایی رو که بذاری کنار، می‌شی همونی که همیشه می‌خواستی.

یک ذهن بی قرار و دو پای آماده‌ی فرار، کجا روم که خاک نم‌دارش عطر جوان ندهد؟

بله که می‌گذرد جانِ‌من ولی، بد می‌گذرد، سخت می‌گذرد، از روی جان و جوانی ما رد می‌شود و می‌گذرد.

و در انتهای روزِ پرتلاطم، شبی‌ست که ناقوس می‌شود برای بغضی که جان‌گیر شده.

‹_روزگار_سخت_›.mp36.98 MB

بچه های توییتر تو دنیای موزای سیر می‌کنن بچه های اینستا اروپا و آمریکاَن فقط ما چنل نویسای تلگرام فکر کنم ایران زندگی میکنیم.شانس.

حتی اگر زمان بایستد و من دوان‌دوان به سمت رهایی بدوم، باز هم اسیرِ حرف‌های خورده‌ام.

بهانه‌ای برای زندگی نداشت؛ دست به دامنِ امید شده بود.

اما عزیز جان، زندگی بی‌رحمانه ادامه دارد؛ بدون من، بدون تو، حتی بدون چهل‌هزار تنِ عزیز.

عشق بازنده نبرد تفاوت های ما بود؛ جانِ من.

اینترنت اومد برق رفت،عالییی.

چمباتمه زده‌اند روی درماندگی‌ام؛ برای سکوتم، خیالِ محال می‌بافند.

قواره های متفاوتی از جنس احساسات، غالب شده به روح خوش پوشِ بی زبان.

آدم عجب موجود عجیبیه؛ هر بار میگه «نمی‌تونم»، بیشتر دووم میاره.

اگه کلمه بودم؟ باز‌‌مانده...

Repost from FOu!
اگه کلمه بودم؟ سردرگم، بلاتکلیف، معلق.