مُنَجَّف
Open in Telegram
☫ هَرکَس که رود به مَکّه حاجیاست و آنکَس که رود نجف مُنَجَّف 🤍
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
212
Subscribers
+524 hours
+67 days
+630 days
Posts Archive
212
من از سیاهی شبهای تار آمده ام
به ظل مهر تو بی برگ و بار آمده ام
ز دردِ عشقِ تو بر تو شکایت آوردم
که تو طبیبی و بیمار یار آمده ام
چنان به درگهت «أَمّن يجيب» میخوانم
که غرق خواهش و در اضطرار آمده ام
تویی پناه و منم بیپناه تو ای شاه
مرانم از درت، امّیدوار آمده ام
چو گفتم اسم علی را تو را نشان دادند
برای ذبح، پی ذوالفقار آمده ام
قرار ماست همان کنج دنج گوهر شاد
قرار باش مرا،بی قرار آمده ام
کنون به بعد فراقت، شراب وصلی ده
منم که با غم تلخش کنار آمده ام
مُنَجَّف تو گدای یکی دو روزت نیست
به ریزهخواری تو بیشمار آمده ام
مُنَجَّف
