ch
Feedback
مُنَجَّف

مُنَجَّف

前往频道在 Telegram

☫ هَرکَس که رود به مَکّه حاجی‌است و آنکَس که رود نجف مُنَجَّف 🤍

显示更多
未指定国家未指定类别
215
订阅者
+324 小时
+97 天
+830 天
帖子存档
السلام علیک یا ابالمهدی ع ای ولی و صاحب ما را پدر ای حسن! ای چهارده تن را جگر گشته قاصم قاسمت با این حساب مجتبی هستی به عنوانی دگر عشق تو ارث است در ما تن به تن این جنون از توست ما را سر به سر یَومَ نَدعوی قیامت را چه باک دامنت چون باشدم اَینَ المَفَرّ مو پریشانی دل ما نیز کن نیست در دل، شوره‌ی سود و ضرر سائلیم و با امیدی آمدیم درگهت را نی پی سیم و نه زر کن نظر سوی گدای سامرا خسته شد دندان ما روی جگر یا‌ابالمهدی دعا کن بر پسر العجل های تو میسازد اثر
مُنَجَّف

ذکر «علی علی» به دو عالم شراب بست

وا فریادا ز عشق، وا فریادا چشمم به یکی طرفه‌نگار افتادا گر دادِ دل شکسته دادا، دادا ور نه من و عشق هر چه بادا بادا

خالی‌تر از همیشه و در انتظار تو لبریز گشته کاسه‌ی صبر خمار تو «ما بی تو ناخوشیم اگر تو خوشی ز ما» آری خزان ما شده فصل بهار تو
خالی‌تر از همیشه و در انتظار تو لبریز گشته کاسه‌ی صبر خمار تو «ما بی تو ناخوشیم اگر تو خوشی ز ما» آری خزان ما شده فصل بهار تو

وقتی تو سلیمان شدی و من شده ام مور از دور تو را دیدم و بوسیدمت از دور هرجا که نشستم به خلائق ز تو گفتم تا گوش فلک کر کنم و چشم ملک کور
مُنَجَّف

تا بوت مگر بشنوم از رخنه‌ی تابوت...
العجل

صلی‌الله‌ علیک یا اباعبدالله مجنونم و جز آه چه دارم به بساطم؛ جز خرده پس انداز روزگار نداری؟ بین من و تو فرق گرانی‌ست که با من عشقیست ز لیلی به دلم کان تو نداری

من از دو چشم سیاهت دوات می‌خواهم به قدر نیم نظر التفات می‌خواهم کویر خشکم و مخمور باده، لب تر کن که از کران لب تو فرات می‌خوا
من از دو چشم سیاهت دوات می‌خواهم به قدر نیم نظر التفات می‌خواهم کویر خشکم و مخمور باده، لب تر کن که از کران لب تو فرات می‌خواهم بریز در قدحم باده، ساقیا امشب از آستان تو آب حیات می‌خواهم تمام زندگی ام را به تو بدهکارم بوقت مرگ هم از تو ممات می‌خواهم «قیامتم که به دیوان حشر پیش آرند» میان آن‌همه از تو نجات می‌خواهم چه گویم از تو زبان قاصر است در مدحت برای وصف تو از تو لغات می‌خواهم
مُنَجَّف

همیشه قبل هر حرفی برایت شعر می‌خوانم قبولم کن من آداب زیارت را نمی‌دانم…
سیدحمیدرضا‌برقعی

من از سیاهی شب‌های تار آمده ام به ظل مهر‌ تو بی برگ و بار آمده ام ز دردِ عشقِ تو بر تو شکایت آوردم که تو طبیبی و بیمار یار آم
من از سیاهی شب‌های تار آمده ام به ظل مهر‌ تو بی برگ و بار آمده ام ز دردِ عشقِ تو بر تو شکایت آوردم که تو طبیبی و بیمار یار آمده ام چنان به درگهت «أَمّن يجيب» می‌خوانم که غرق خواهش و در اضطرار آمده ام تویی پناه و منم بی‌پناه تو ای شاه مرانم از درت، امّیدوار آمده ام چو گفتم اسم علی را تو را نشان دادند برای ذبح، پی ذوالفقار آمده ام قرار ماست همان کنج دنج گوهر شاد قرار باش مرا،بی قرار آمده ام کنون به بعد فراقت، شراب وصلی ده منم که با غم تلخش کنار آمده ام مُنَجَّف تو گدای یکی دو روزت نیست به ریزه‌خواری تو بی‌شمار آمده ام
مُنَجَّف

شلوغی ضریح تو عجب آشفته گیسویی ست سپیدی ها، سیاهی ها چه درهم برهم خوبی سیدحمیدرضا برقعی
شلوغی ضریح تو عجب آشفته گیسویی ست سپیدی ها، سیاهی ها چه درهم برهم خوبی
سیدحمیدرضا برقعی

به مولوی برسانید، فراق رفته به پایان وصال شمس‌اش تبریز و شمس من به خراسان…

به قم به چادرش افتاده جمعی یارضا گویان گروهی حضرت معصومه گویان درخراسانش معنی
به قم به چادرش افتاده جمعی یارضا گویان گروهی حضرت معصومه گویان درخراسانش
معنی

خوشی کجاست به جز عشق بازی ازلی نگه به صورت احمد فقط به عشق علی
معنی

بمحض دیدنش شیرینی اش معلوم شد بر من تکامل داد آخر چشم من حس چشایی را معنی
بمحض دیدنش شیرینی اش معلوم شد بر من تکامل داد آخر چشم من حس چشایی را
معنی

سوختگان غمت با غم دل خرّم اند

برخیز، جگر سوز به بزم غمت ای شمع پروانه پرش سوخت، تو آسوده نشستی مُنَجَّف
برخیز، جگر سوز به بزم غمت ای شمع پروانه پرش سوخت، تو آسوده نشستی
مُنَجَّف

راستی تو از تو آسمون ببین بابای من کجاست بهش بگو که دخترش ساکن تو خرابه هاست…
راستی تو از تو آسمون ببین بابای من کجاست بهش بگو که دخترش ساکن تو خرابه هاست…

Repost from عماریسم
یاد عمو بخیر که تو مثل عمو جون منی.
یاد عمو بخیر که تو مثل عمو جون منی.

سگان را نوبتی هست از ارادت، حکم شاه این است بپیچد زوزه ما هم به دشت کربلا یک شب...
معنی