مُنَجَّف
Open in Telegram
☫ هَرکَس که رود به مَکّه حاجیاست و آنکَس که رود نجف مُنَجَّف 🤍
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
213
Subscribers
+524 hours
+67 days
+630 days
Posts Archive
213
به جز تو کیست در این بزم قدس لایتغیر
به جز تو کیست به کیفیت اینقدر همه حیدر
به جز تو کیست همه فرع و اصل و جزء و کل آخر
حسین و زینب و عباس و اکبر و علی اصغر
نشسته اند همه داخل مزار تو هر پنج
معنی
213
السلام علیک یا صاحب الزمان
بیا که بی تو به غم، دل تپید و شاد نشد
بیا که جز تو کسی بر دلم مراد نشد
ببین که زخمی دنیای شور چشمانم
بیا که مرهم این زخم ، انیکاد نشد
مُنَجَّف
213
دل همچو صید از نفس افتاده میتپد
از شوق منزل تو دل جاده میتپد
تسبیح میتپد گِل سجاده میتپد
او رفته است و باز دل ساده میتپد
از سادگان مگیر قرار و مدار را
معنی
213
السلام علیک یا ابالمهدی ع
ای ولی و صاحب ما را پدر
ای حسن! ای چهارده تن را جگر
گشته قاصم قاسمت با این حساب
مجتبی هستی به عنوانی دگر
عشق تو ارث است در ما تن به تن
این جنون از توست ما را سر به سر
یَومَ نَدعوی قیامت را چه باک
دامنت چون باشدم اَینَ المَفَرّ
مو پریشانی دل ما نیز کن
نیست در دل، شورهی سود و ضرر
سائلیم و با امیدی آمدیم
درگهت را نی پی سیم و نه زر
کن نظر سوی گدای سامرا
خسته شد دندان ما روی جگر
یاابالمهدی دعا کن بر پسر
العجل های تو میسازد اثر
مُنَجَّف
213
وا فریادا ز عشق، وا فریادا
چشمم به یکی طرفهنگار افتادا
گر دادِ دل شکسته دادا، دادا
ور نه من و عشق هر چه بادا بادا
213
خالیتر از همیشه و در انتظار تو
لبریز گشته کاسهی صبر خمار تو
«ما بی تو ناخوشیم اگر تو خوشی ز ما»
آری خزان ما شده فصل بهار تو
213
وقتی تو سلیمان شدی و من شده ام مور
از دور تو را دیدم و بوسیدمت از دور
هرجا که نشستم به خلائق ز تو گفتم
تا گوش فلک کر کنم و چشم ملک کور
مُنَجَّف
213
صلیالله علیک یا اباعبدالله
مجنونم و جز آه چه دارم به بساطم؛
جز خرده پس انداز روزگار نداری؟
بین من و تو فرق گرانیست که با من
عشقیست ز لیلی به دلم کان تو نداری
213
من از دو چشم سیاهت دوات میخواهم
به قدر نیم نظر التفات میخواهم
کویر خشکم و مخمور باده، لب تر کن
که از کران لب تو فرات میخواهم
بریز در قدحم باده، ساقیا امشب
از آستان تو آب حیات میخواهم
تمام زندگی ام را به تو بدهکارم
بوقت مرگ هم از تو ممات میخواهم
«قیامتم که به دیوان حشر پیش آرند»
میان آنهمه از تو نجات میخواهم
چه گویم از تو زبان قاصر است در مدحت
برای وصف تو از تو لغات میخواهم
مُنَجَّف
213
همیشه قبل هر حرفی برایت شعر میخوانم
قبولم کن من آداب زیارت را نمیدانم…
سیدحمیدرضابرقعی
