fa
Feedback
مُنَجَّف

مُنَجَّف

رفتن به کانال در Telegram

☫ هَرکَس که رود به مَکّه حاجی‌است و آنکَس که رود نجف مُنَجَّف 🤍

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
215
مشترکین
+324 ساعت
+97 روز
+830 روز
آرشیو پست ها
مگر از خودم چه دارم که نبازمش به پایت؟ همه‌ی مرا بگیر و دگر اختیار با تو

همه‌شب به خلوتم من؛ به یکی کنار با تو و بگویم از عذاب دل بی‌قرار با تو

جز یار نمی‌بینم در منطق شیدایی مبهوت توام آری؛ ای یار تماشایی
جز یار نمی‌بینم در منطق شیدایی مبهوت توام آری؛ ای یار تماشایی

از شوق منزل تو دل جاده می‌تپد…

اسداللّهی و امیر عرب عبد هستی ولی شبیه به ربّ صبح، خورشید می‌رسد از شرق در حریمت برای عرض ادب هر یک از معجزات توست علی قصّه‌ه
اسداللّهی و امیر عرب عبد هستی ولی شبیه به ربّ صبح، خورشید می‌رسد از شرق در حریمت برای عرض ادب هر یک از معجزات توست علی قصّه‌های هزار و اندی شب کعبه، چون زادگاه توست چنین باد انداخته‌ست بر غبغب تا نخوانی نماز با تأخیر ناگهان می‌رود زمان به عقب مطمئنّم که ملک شخصی توست آسمان و‌ زمین، وجب به وجب همه در ورطه‌ی کراماتت می‌رسند آخرش به این مطلب عَجَزَ الواصفون عَن صِفَتِک ما عَرَفناک حَقَّ معرفتک

با همین دست که از جا در خیبر کندم باورم نیست که بند کفنت می‌بندم…
با همین دست که از جا در خیبر کندم باورم نیست که بند کفنت می‌بندم…

زهرا نوشت: پای علی کم نیاورید؛ خرجِ علی کنید حیات و ممات را...

هر‌چه بود گذشت…

ای شهد شیرین عاشقی درد و تسکین عاشقی لیلای صحرای جنون مولای دین عاشقی
یااباعبدالله

به جز تو کیست در این بزم قدس لایتغیر به جز تو کیست به کیفیت اینقدر همه حیدر به جز تو کیست همه فرع و اصل و جزء و کل آخر حسین و زینب و عباس و اکبر و علی اصغر نشسته اند همه داخل مزار تو هر پنج
معنی

السلام علیک یا صاحب الزمان بیا که بی تو به غم، دل تپید و شاد نشد بیا که جز تو کسی بر دلم مراد نشد ببین که زخمی دنیای شور چشمانم بیا که مرهم این زخم ، ان‌یکاد نشد
مُنَجَّف

طوف سَرَت به شیوه‌ حجاج جایز است پس واجب است سَر بتراشم برای تو
معنی

خالی کنید جای مرا در مزار او پایین پای شاه فقط جای نوکر است
مُنَجَّف

حسرت کش یک بوسه خشکیم در این بزم فردا که دلت سوخت نگویی که نگفتیم...

دمی بنشین کنار من که بیتی تازه‌تر دارم بگو آخر چگونه من از عشق‌ات دست بردارم؟ مُنَجَّف
دمی بنشین کنار من که بیتی تازه‌تر دارم بگو آخر چگونه من از عشق‌ات دست بردارم؟
مُنَجَّف

برسان به جاده مارا که زمانه بی‌هدف شد تو بیا؛ که بی تو عمرم سپری نشد، تلف شد
صاحبنا

پَری رُخی به شکرخنده قتل مردم کرد چو گفتمش که مرا هم بکش، تبسّم کرد…

غم شد بَدَل به یُمنِ جمالِ تو بر نشاط
غم شد بَدَل به یُمنِ جمالِ تو بر نشاط

دل همچو صید از نفس افتاده میتپد از شوق منزل تو دل جاده میتپد تسبیح میتپد گِل سجاده میتپد او رفته است و باز دل ساده میتپد از سادگان مگیر قرار و مدار را  
معنی