en
Feedback
مُنَجَّف

مُنَجَّف

Open in Telegram

☫ هَرکَس که رود به مَکّه حاجی‌است و آنکَس که رود نجف مُنَجَّف 🤍

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
211
Subscribers
+224 hours
+17 days
+130 days
Posts Archive
مبتلای هشت و چارم لیک با اذن علی«ع» در تب عشق امام مجتبی بیشترم مُنَجَّف
مبتلای هشت و چارم لیک با اذن علی«ع» در تب عشق امام مجتبی بیشترم
مُنَجَّف

هزار جان گرامی همه عبیدِ محمد نگو وفات نموده که شد شهید، محمد ﷺ مُنَجَّف
هزار جان گرامی همه عبیدِ محمد نگو وفات نموده که شد شهید، محمد ﷺ
مُنَجَّف

شکستم گرچه پیمان را ولی پیمانه را نه تو میرانی مگر از درب میخانه مرا ؟ نه! مُنَجَّف
شکستم گرچه پیمان را ولی پیمانه را نه تو میرانی مگر از درب میخانه مرا ؟ نه!
مُنَجَّف

حی علی الصلاه محرابم رویت ای رونهاده ماه بر خاک کویت هوهوی باد وشور گیسویت سیلاب دلها در تاب مویت

عهد ما با لب شیرین دهنان بست خدا ما همه بنده و این قوم خداوندانند…
حافظ

گذشت روز و شب و ماه و سال از پی هم مرا ولی ز وِصالت سر گذشتن نیست ... معنی
+3
گذشت روز و شب و ماه و سال از پی هم مرا ولی ز وِصالت سر گذشتن نیست ...
معنی

دلم همین که مرا سوی موی یار کشید سر مرا سر عاشق شدن به دار کشید
الی‌الحبیب

شُکرُ لِلّه پای این مکتبیم زیر سایه‌ی لواءالزینبیم... " اِحدَی الحُسنَیَین " 🎵نماهنگ هشتمین دوره گروه درمانی لواءالزینب «س» شاعر: مهدی حسین نژاد تنظیم: محمدجواد علیجانی • فی طَریقِ الظُّهُور اِحدَی‌الحُسنَیَین • ما به‌سوی میدان نبرد پرواز می‌کنیم 🏴 |https://t.me/mahdiMganji

ای خواجه نمیخری غلامی ؟!

شانِ نزولِ رأس تو، ویرانه‌ی من است…

عاقبت مست به دیدار خدا خواهم رفت چشم در چشم به تصویر اباعبدالله...
عاقبت مست به دیدار خدا خواهم رفت چشم در چشم به تصویر اباعبدالله...

وَ قَالَ علی عَلَيهِ السِّلَامُ بَقِيَّةُ السَّيْفِ أَبْقَى عَدَداً، وَ أَکْثَرُ وَلَداً. بازماندگان شمشير، دوام و بقايشان فزون تر و فرزندانشان بيشترند

photo content

ای خفته در مزار، سر از خاک کن برون احوال چاکران تو بعد از تو درهم است
ای خفته در مزار، سر از خاک کن برون احوال چاکران تو بعد از تو درهم است

«گمان مبر که شهید است و رفته سیدعلی...» یگانه جان من این‌سان ‌فدای جانان شد گذاشت بی سر و سامان مرا، به سامان شد همانکه عشق د
«گمان مبر که شهید است و رفته سیدعلی...» یگانه جان من این‌سان ‌فدای جانان شد گذاشت بی سر و سامان مرا، به سامان شد همانکه عشق دل‌افروز بود و دلگرمی همانکه رفتن او داغ دل یاران شد تمام عمر دم از عشق زد، دم آخر ز هیچ دم نزد و همدم رضاجان شد برای او دل این شهر تنگ خواهد شد برای او که دگر راهی خراسان شد گمان مبر که شهید است و رفته سیدعلی علم گرفت ز خود، مجتبای دوران شد دل از تو برد مُنَجَّف اگر هینئا لک «امین» سپرد به فرزند و دل به سامان شد
مُنَجَّف

تو می‌روی و ز سر این خیال خواهد رفت خیال مسجد‌الاقصی، نماز پشت سرت خودت بگو که کنم من کدام را باور صلاة لیله‌ی دفنت؟ نماز بر
تو می‌روی و ز سر این خیال خواهد رفت خیال مسجد‌الاقصی، نماز پشت سرت خودت بگو که کنم من کدام را باور صلاة لیله‌ی دفنت؟ نماز بر بدنت ؟
مُنَجَّف

در خاک و خون تپیدهٔ میدان کربلا سیدعلی رسیده به سلطان کربلا شکر خدا به پیکر او احترام شد «خوش داشتند حُرمت مهمان کربلا...» مُ
در خاک و خون تپیدهٔ میدان کربلا سیدعلی رسیده به سلطان کربلا شکر خدا به پیکر او احترام شد «خوش داشتند حُرمت مهمان کربلا...»
مُنَجَّف

جوانان بنی‌هاشم بیایید علی را بر در خیمه رسانید...

یکبار دگر داغ علی دیده‌ای ای شاه ؟!
یکبار دگر داغ علی دیده‌ای ای شاه ؟!

گفتی بسوز در غم من؛ ای به‌روی چشم!
گفتی بسوز در غم من؛ ای به‌روی چشم!