روح هزاران زن در یک بدن
Open in Telegram
کشیده شده به سمت جزییات و عمق.
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
236
Subscribers
+124 hours
+217 days
+2430 days
Posts Archive
عمیق ترین احساسم، دلتنگیه…
شبیه به استخونی اضافه توی بدنم روییده و رطوبت غم رو توی تمام جونم پخش کرده…
انگار غم شاهد این احساس بوده، نمیتونم ازش بگذرم، عزیز شده:)
حافظه عشق بوده…
حا
به خون نشسته ی این داغ، مادران منند
زنان چهره خراشیده، خواهران منند
چگونه باز در این کوچه ها قدم بزنم؟!
که کشتگان خیابان، برادران منند!!
گُل سپید بیارید و بنگرید به چشم
درون کیسه های مشکی، دلاوران منند
ای آسمانِ پذیرنده، مهربانی کن
که میهمان تو امشب، کبوتران منند
دو خط مصیبت جنگل بخوان برادر جان
شکسته ها همه سرو و صنوبران منند
یگانه مذهب من عزّت است و آزادی است
و راد مردم ایران پیمبران منند
بگو به ظلمت شب: چهره های خون آلود
چراغِ زخمی از ماه بهتران منند
به حال و روز وطن ایستاده می گریند
درختان خیابان که دختران منند
• سعید مبشّر
Repost from «سهشنبهها با دایانودو🦕»
«جمهوری اسلامی
چه چیز را اعدام نکرد؟
از خواب تا شعر از شعر تا زن از زن تا نان و آب و گُل و چشمه. از پیر تا جوان. اما آنچه که نمیتواند هرگز و هرگز به چوبه دار بسپرد
آینده است و آزادی.»
بوسه= عشق و احترام و پذیرش
آلتی کریه=سانسور، خشونت، سرکوب و تحقیر
دهان سرخ آتش= دهانی که سخن میگه، فریاد میزنه، حقیقت ها یا شور و اشتیاق زندگی رو بیان میکنه و نشون میده.
نمیتوانم پر بودن احساسات درون سینه ام را با منطق خنثی کنم.
این یک اعتراف نیست، اعلام رسمی تسلیم است، تسلیم در برابر هیولایی که از درون خودم برخواسته و گاهی با من مهربان است.
حا
