en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

اتاق شماره ۶

اتاق شماره ۶

Open in Telegram

Books are my best friends. 📚 اینستاگرام 👇 https://www.instagram.com/bookish.girl.mahsa?igsh=MmZsc3ptMHRmYmcz در صورت لزوم با من در ارتباط باشید: t.me/M_AA777

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
201
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-230 days
Posts Archive
تایید میکنید؟؟؟

photo content

مردم جنوب.‌‌‌‌.. قلبم باهاتونه 💔

I wish you the best for the rest of your life Felt sorry for you when I looked in your eyes But I need to confess, I told you a lie I said you You were the love of my life.

توی کتاب "هرگز رهایم مکن" ایشی گورو از یه خواننده خیالی به نام جودی بریج واتر اسم میبره و میگه که آلبوم "آوازهای بعد از تاریکی" (Songs After Dark) این خواننده روی شخصیت کتی خیلی اثر گذاشته و اصلا اسم کتاب هم اسم یکی از ترک های اون آلبوم خیالیه. این نوار کاست یه بار در طول داستان گم میشه، دوباره پیدا میشه و به داستان برمیگرده و حضورش کاملا نمادین و تماتیک هست. بعدها بر اساس توصیف‌هایی که ایشی‌گورو از این نوار و کاورش در کتاب کرده، یه نسخه‌ فیزیکی از اون برای فیلم ساخته شده ( این تصاویر مربوط به فیلمیه که از این کتاب اقتباس شده) و حالا دیگه نمیشه صد در صد گفت چنین کاستی در واقعیت وجود نداره، چون داره. حتی اگر این تجلی در واقعیت بقدر پراپ های صحنه فیلم باشه! و اگه از من میپرسی میگم این معجزه نوشتنه. مفاهیم و ایده ها وقتی بصورت بی شکل و سیال توی ذهن هستن خیلی نمی تونن به واقعیت راه پیدا کنن، اما به محض اینکه به شکل کلمه به زبون جاری میشن یا روی کاغذ به تحریر درمیان، انگار یه جادو اتفاق میفته. اونا واقعیت دنیا رو تغییر میدن و بصورت فیزیکی تجسم پیدا میکنن. یاد اون پاراگراف از " سه شنبه ها با موری" می افتم که میگه: " خداوند در همه چیز تجلی می یابد، اما "کلمه" از ابزارهای محبوب او برای تجلی است. چرا که کلمه اندیشه استحاله یافته به ارتعاش است. چیزی که پیش از این اندیشه بوده، در فضا، در پیرامونت پخش میشود. بسیار مراقب باش چه میگویی..." آره عزیز من... کلمات میتونن دنیای ما رو تغییر بدن و قبل از اونکه چیزی در جهان وجود داشته باشه، براش جا باز می‌کنن.

photo content
+3

photo content

photo content

این بخشی از زنده بودن است ⁣هر کدام از ما چیزی را از دست می‌دهیم که برایمان عزیز است. فرصت‌های از دست رفته، امکانات از دست رفته، احساساتی که هرگز نمی‌توانیم برشان گردانیم. این بخشی از آن چیزی‌ست که به آن می‌گویند زنده بودن. #هاروکی_موراکامی

photo content
+9

The light and shadow interweave, and the aroma of coffee seems to tell the romance of the past
The light and shadow interweave, and the aroma of coffee seems to tell the romance of the past

این چی بود من دیدم؟!😐

One day Bird had approached his father with this question; he was six years old: Father, where was I a hundred years before I was born? Where will I be a hundred years after I die? Father, what will happen to me when I die? Without a word, his young father had punched him in the mouth, broke two of his teeth and bloodied his face, and Bird forgot the fear of death. Kenzaburō Ōe, A Personal Matter

مرد یخی گفت: "اون فقط یه کابوس بوده، کابوس ها از گذشته میان نه از آینده. تو دیگه با اونا ارتباطی نداری. این تویی که اونا رو به طرف خودت می کشی؛ می فهمی؟" با اینکه قانع نشده بودم گفتم آره. - دیدن دختر صد در صد دلخواه در صبح زیبای ماه آوریل #هاروکی_موراکامی

Joan Baez - Donna Donna.mp37.56 MB

"هرگز رهایم مکن" از کازائو ایشی گورو؛ اولین کتابِ تابستان و آدری هپبورنِ زیبا.
+1
"هرگز رهایم مکن" از کازائو ایشی گورو؛ اولین کتابِ تابستان و آدری هپبورنِ زیبا.

تو دنیای موازی یه نسخه دیگه از من هست که لندن زندگی میکنه. یه نسخه ی احتمالا شادتر و خوشحال تر. صبح به صبح قهوه و پنکیکش رو با سرعت میخوره تا بیاد و کتابفروشی طبقه پایین رو باز کنه. هر روز آدمای زیادی برای خرید کتاب و خوردن قهوه و سوپ و کیک خونگی اونجا میان. مشتری هایی که حالا تقریبا تبدیل به دوست هاش شدن و حتی اگه کتاب نخوان، برای خوردن قهوه و ملاقات با صاحب کتابفروشی حتما یه سری به اونجا میزنن. توی دنیای موازی اون نسخه ی خوش شانس تر من، عصر خسته ولی خوشحال و راضی از روزی که پشت سر گذاشته تابلوی پشت در رو آروم به سمتی که نوشته Close برمیگردونه، به طبقه بالا میره، چراغ زرد رنگ مطالعه رو روشن میکنه، پشت میز تحریر چوب بلوطش میشینه و تا نیمه شب روی قصه جدیدش کار میکنه، خوشحال از اینکه داره تابستون میاد و هوا گرمتر میشه و آسمون آفتابی تر.

In praise of coffee and its soft aroma ☕️ ✨️

این بوک مارک های قشنگ هم هدیه ی کتابفروشی پنجره بود 🫠🔖
این بوک مارک های قشنگ هم هدیه ی کتابفروشی پنجره بود 🫠🔖

ترکیب نور روز و رنگ ها، ترکیبیه که میتونه عمیق ترین اندوه های قلبم رو شکست بده و به جاش روشنی و شادی رو بشونه 🍀📕