en
Feedback
آنه با موهای قرمز 🍒

آنه با موهای قرمز 🍒

Open in Telegram

In the dream of traveling around the world in eighty days 🪭 https://t.me/safeCht_bot?start=AnneShirley

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
347
Subscribers
-324 hours
+537 days
+6430 days
Posts Archive
sticker.webp0.08 KB

sticker.webp0.09 KB

Tulsa Jesus Freak.m4a3.34 MB

کار های کوچیکی که آدما برای نشون دادن علایقشون انجام میدن همیشه برام قشنگ بوده؛ عکس گرفتن از چیزایی که دوست دارن مثل ماه، گربه، قهوه، درخت یا نشون دادن صفحه‌ی کتابی که خوندنش باعث شده یه احساس براشون زنده شه، فرستادن آهنگ و حرف زدن راجع به اینکه این اهنگ رو برای اولین بار کجا شنیدن و چرا بهش علاقه دارن، نشون دادن کوکی های خونگی با تزئین ناشیانه‌ای که مشخصه تازه از فر دراومدن و قراره به بقیه بگن «من با دستام اینارو خلق کردم» و هر کاری که درون اونارو وصف میکنه و نشون میده کی هستن، شندین و دیدنش برام جالب بوده. آدمها وقتی که تلاش میکنن خودشون رو نشون بدن، وقتی که میخوان سعی کنن باهات یه نقطه اشتراک پیدا کنن تا به وسیله‌ی اون ارتباط رو قوی تر کنن، وقتی که سعی میکنن نشون بدن بخاطر چیزی که هستی بهت افتخار میکنن، همه‌ی اینا باعث میشه حس کنم زندگی هنوز ارزشش رو داره.

sufjan_stevens_-_fourth_of_july 3.mp34.43 MB

d5c94e29-5e98-418f-873c-7ad5ab11f4e3.mp33.17 MB

sticker.webp0.21 KB

All along I’ve been coming for ya... And I hope it means something to you. Call my name, I’ll be coming for ya.

05. Stay (Away).mp36.59 MB

사랑스러운 상어 🦈💙
사랑스러운 상어 🦈💙

پاییز بود یا زمستان، فرقی نمی‌کرد؛ برای من که تمامِ فصل‌ها را در تماشایِ تو خلاصه کرده بودم، زمان معنایی نداشت. آن روز وقتی از او حرف می‌زدی، برقِ چشم‌هایت چیزی را در من فرو ریخت که سال‌ها برای چیدنش زحمت کشیده بودم. فهمیدم که در تقویمِ دلت، من هیچ‌وقت فصلِ محبوبت نبوده‌ام. فهمیدم که قلب تو، جای دیگری، برای کسی دیگر می‌تپد. ​نزدیک‌تر رفتم. نه برای اینکه دستت را بگیرم، بلکه برای اینکه آخرین تکه از آرزویم را در نگاهت جا بگذارم. به تو گفتم: برو... جوری عاشقش باش که انگار دنیا فقط همین یک‌بار است. جوری نگاهش کن که من تو را نگاه می‌کردم. ​بغضم را قورت دادم و لبخند زدم. تو با تعجب نگاهم کردی، امی‌خواستم بپرس تکلیفِ این‌همه دوست‌داشتنِ من چه می‌شود؟ گفتم:ایمان دارم در زندگیِ بعدی به عنوانِ چیزی پیدایت می‌کنم شاید به شکلِ بارانی که بی‌هوا روی شانه‌هایم می‌نشیند، یا کتابی که بی‌دلیل از قفسه برمی‌دارم و نامت از لای صفحه‌هایش می‌افتد بیرون. تو لبخند زدی و گفتی: اگر باران شدم، قول بده زیرش بایستی… فرار نکنی. گفتم: اگر کتاب شدی، قول بده پایان نداشته باشی… من از تمام شدنِ تو می‌ترسم. همان‌طور که آخرین‌بار به من گفتی: در زندگیِ بعدی، تو زودتر بیا… این‌بار قول می‌دهم عاشقِ تو باشم. خندیدم، اما چشم‌هایم خیس شد. گفتم:یعنی این‌بار، من منتظر نمی‌مانم پشتِ تمامِ ایستگاه‌های دنیا؟ گفتی: نه… این‌بار من می‌دوم سمتت. حتی اگر هزار زندگی طول بکشد پیدایت کنم. پرسیدم: اگر همدیگر را نشناختیم چی؟ اگر از کنار هم رد شدیم و نفهمیدیم؟ آرام دستم را گرفتی و گذاشتی روی قلبت: دل‌ها اشتباه نمی‌کنند… ما هر شکلی باشیم، باز هم راهِ هم را بلدیم. گفتم: شاید آن‌وقت دوباره دو دخترِ مدرسه‌ای باشیم… که کنار هم می‌نشینند و بی‌دلیل می‌خندند. گفتی: یا دو مسافر در یک قطار… که هیچ‌کجا پیاده نمی‌شوند جز کنار هم. لبخند زدم: یا دو ستاره… که همه فکر می‌کنند از هم دورند، اما هر شب به هم چشمک می‌زنند. هرچه باشیم… فقط این‌بار نگذار دیر بفهمم دوستت دارم. من هم آهسته جواب دادم: قول می‌دهم… اگر زندگیِ بعدی بود، قبل از سلام گفتن… اسمت را صدا بزنم. شب دورمان پیچید. انگار دنیا فهمیده بود این گفت‌وگو باید جایی در ابدیت ثبت شود. و قبل از اینکه از هم جدا شویم، در گوشم گفتی: اگر زودتر رسیدی… یک جایی از دنیا منتظرم بمان. من حتی اگر هزار سال دیر کنم… باز هم می‌آیم. و من ایمان داشتم در هر زندگی، در هر شکل، در هر زمان باز هم تو را پیدا می‌کنم.

من یک گلدون پراز گل بودم.

Kavire del.m4a2.84 MB