مَطرود
Open in Telegram
طرد شدن پایان نبود؛ آغازِ تاریکترین فصلش بود.
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
320
Subscribers
-224 hours
-47 days
-130 days
Posts Archive
ما اونقدرام نمیخواستیم زندگیمون جدی باشه!
میخواستیم دو روز با خانواده و دوستامون وقت بگذرونیم
و بعدش بمیریم..
چرا اینقدر برامون سخت گرفتنش؟!
میخواست تلاش کنه آدمارو دوست داشته باشه!
اما هربار این موجودات یه سر و دو گوش بهش ثابت میکردن که ارزششو ندارن و جز نفرت و کینه لایق چیز دیگری نبودن.. وقتی تماشاشون میکرد، میفهمید چقدر میتونن کثیف باشن و پشت این نقاب مهربونشون، یه موجود فوقالعاده زشت خوابیده که هر لحظه تغییر شکل میده...پس به این نتیجه رسید نمیشه دوستشون داشت، غیرممکنه!
از یجایی به بعد ترجیح دادم تو ذهن همه مقصر باشم تا اینکه قانعشون کنم.
تربیت کردن آدما وظیفه شما نیست! هر کی مطابق استاندارتون رفتار نکرد، هدایتش کنید انتهای راهرو سمت چپ.
