هَسْتیـشِناسی
Open in Telegram
جایی برای جستوجوی خویشتن💭 . . http://t.me/HidenChat_Bot?start=1822154589 ناشناس من . @hastishenasichallenge چالش ها 👆
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
280
Subscribers
-124 hours
+97 days
+3230 days
Posts Archive
Repost from «سهشنبهها با دایانودو🦕»
هر غمی که توی بدن بمونه ازت نمیگذره؛ بریز بیرون. تبدیل کن به یه چیز فیزیکی و قابل ابراز؛ گریه، کلمه، حرکت، هنر، جیغ. هرچی.
من چگونه میتوانستم خانه ای محکم در این دل بسازم درحالی که هر لحظه به گریز از طوفان ها و نجات جانم گذشت ...!؟
— هَسْتیـشِناسی
شما هر راهی رو انتخاب کنی بازهم یه چیزایی هست که بعدا بابتش پشیمون بشی و همچنین چیزایی هست که بعدا بگی دمم گرم کارِ خوبی کردم !
— هَسْتیـشِناسی
و اگر بخوام این حس رو به یه شرایط تشبیه کنم همیشه یه مثال میزنم.
اونم مثال بندبازه،زندگی در چنین شرایطی مثل اینه که شما یک بندباز درحال عبور از بندی هستید که انتهای اون نامشخصه و هر لحظه اضطراب سقوط به دره ای دارید که تصور میکنید پر از خطرِ مرگه!
ولی شاید مرگ صادقانه بهتر از زندگی دروغین باشه و البته که هست!
پ.ن: پس از این مرگ یک تولد دوباره در انتظار شماست.
هرکس فقط ورژنی از تو رو دیده که تو خواستی بهش نشون بدی و این یعنی نظری که راجب تو دارن در اکثر مواقع میتونه خیلی ناقص باشه و حتی دور از حقیقت .
متاسفانه یا خوشبختانه این بدین معنا هست که احساسشون به تو هم میتونه برپایه یه تصویر ساختگی باشه،یه نما که بخش بزرگی از اون هنوز دیده نشده!
حتی ممکنه ما وجهه ای از خودمون رو سالها مخفی نگه داریم تا به خیال خودمون اطرافیانمون رو آزرده نکنیم و یا همیشه آدم خوبه ماجرا بمونیم.
ولی یه گوشه ای از وجودمون همیشه میدونیم ناقص هستیم و داریم یه بخش بزرگی از خودمون رو تو تاریکی خفه میکنیم.
— هَسْتیـشِناسی
بسیار تلاش کردم با وجود حضور در جنگ بوی خون نگیرم.
بسیار تلاش میکنم راهنمای مسیرم اهریمن های اجدادی ام نباشند.
بسیار تلاش خواهم کرد برای یکپارچه شدن با وجود اینکه هر تکه ای از خود را در جایی دور می یابم...
— هَسْتیـشِناسی
گویا روزی برای دفاع از خود، زرهی بر تن کردیم و پس از آن فراموش کردیم که ما آن زره نه؛ بلکه کودکِ درونِ آنیم.
— هَسْتیـشِناسی
اکنون دیگر مقاومت کردن در برابر زندگی بخشی مخفی در حال کنترل کردن من نیست .
آن هیولای مخفی در پس افکار موشی بیش نبود در تاریکی وجودم.
بلکه اکنون بخشی آشکار است که هر روز می نشینم رو به رویش و میپرسم برای چه ؟!
شاید چون یکبار ترسیدن برای یک عمر لرزیدن کافیست!
— هَسْتیـشِناسی
