هَسْتیـشِناسی
Open in Telegram
جایی برای جستوجوی خویشتن💭 . . http://t.me/HidenChat_Bot?start=1822154589 ناشناس من . @hastishenasichallenge چالش ها 👆
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
303
Subscribers
No data24 hours
-57 days
+830 days
Number of Posts
Data loading in progress...
Reactions
Comments
Telegram Stars
TOP posts by
Data loading in progress...
Publication analysis
Posts | Views dynamics | |||||
برعکس چیزی که عموماً فکر میکنیم، گذشته فقط گذشته نیست!
یعنی درواقع تا آگاهانه تغییری ایجاد نکنیم، گذشته تمایل داره خودشو توی آینده تکرار کنه؛ چه گذشتهی یک آدم، چه گذشتهی یک جامعه.
گذشته درواقع میتونه اولین مسیرهای ذهنی یه آدم یا جامعه باشه. حتی اگه مسیرها سخت و دشوار رسم شده باشن، همچنان تنها مسیرهای شناختهشده باقی میمونن.
تا وقتی که انسان آگاهانه حاضر بشه به دل راههای ناشناخته بزنه تا مسیرهای جدیدی رو رسم کنه؛ مسیرهایی رو پیدا کنه که میانبُر هستن یا راحتتر به مقصد میرسن.
و این کار ملزم ارادهی فرد یا جامعهست برای انجام کارهایی که به نظر مبهم یا ناآشنا و ترسناک میان؛
فقط چون روان آدمی تمایل داره به راههای آشنا، حتی اگه تمام بدبختیش هم از همونجا سرچشمه بگیره.
— هَسْتیـشِناسی | 22 | 1 | 0 | 0 | Sign in to view analytics | |
The Museum of Innocence
(2026 ) | 10 | 0 | 0 | 0 | Sign in to view analytics | |
"آیا یک لحظه خوشبختی برای تمام عمر کافی نیست؟" | 5 | 0 | 0 | 0 | Sign in to view analytics | |
این تیکه از سریال تا همیشه تو قلبم میمونه 🫠 | 10 | 0 | 0 | 0 | Sign in to view analytics | |
No text... | 57 | 4 | 0 | 0 | Sign in to view analytics | |
بیش از همه از آن احساساتی گریزانم که نامی ندارند؛
معلوم نیست از کجا میآیند،
به کجا میروند،
چرا آمدهاند،
چه میخواهند از جانم،
و چرا ترکم نمیکنند.
روبهرویم میایستند و نگاهم میکنند.
من هم نگاهشان میکنم.
ساعتها خیره به هم؛
نه آنها حرفی میزنند،
و نه من جوابی دارم.
سر میزشان مینشینم،
جامی از این لحظاتِ گَس و خام
سر میکشم.
— هَسْتیـشِناسی | 6 | 0 | 0 | 0 | Sign in to view analytics | |
1|1 - Miboosamet - Shervin Hajipour (320).mp3 | 26 | 1 | 0 | 0 | Sign in to view analytics | |
میگفت ابهام مثل چاقویی بیخ گلویم بود،
و همین میل افراطی به وجود یک جواب،
موجب میشد که خودم را به چاقوی زیر گلویم ببازم.
— هَسْتیـشِناسی | 63 | 1 | 0 | 0 | Sign in to view analytics | |
گاهی تجربه کردن، خودش تمام کاریه که باید انجام بشه. | 56 | 1 | 0 | 0 | Sign in to view analytics | |
Bu Dünya Bi Rüya Canozan Ozan Buğra Kaya.m4a | 15 | 0 | 0 | 0 | Sign in to view analytics | |
@SongShazamBot | info | 18 | 0 | 0 | 0 | Sign in to view analytics | |
بعدها با خودم فکر کردم:
اگر از احساساتم نمیهراسیدم، چه؟
اگر تنها نگاهشان میکردم تا عبور کنند،
نه اینکه بگریزم به دوردستها
و خودم را نیز از یاد ببرم،
یا اینکه همچون دشمن خونی،
در مقابلشان تیغ بکشم
و به ناگاه خودم را کشته باشم.
تنها ناظر باشم؛
به مثال پارچهای ابریشمی در دستان باد،
اجازه دهم تا عبور کند
هر آنچه را که باید...
— هَسْتیـشِناسی | 129 | 2 | 0 | 0 | Sign in to view analytics | |
No text... | 28 | 0 | 0 | 0 | Sign in to view analytics | |
ولی واقعا انتخاب سخته، چجوری تبدیل به یک چیز بشیم وقتی دلمون میخواد همهچیز باشیم؟ | 25 | 0 | 0 | 0 | Sign in to view analytics | |
No text... | 1 | 0 | 0 | 0 | Sign in to view analytics | |
No text... | 28 | 0 | 0 | 0 | Sign in to view analytics | |
هیچ درختی نمیتونه بهار خودش رو تماشا کنه،
هیچ گلی نمیفهمه چند نفر برای بوییدن عطرش مکث میکنن،
و هیچ ستارهای نمیدونه شب بدون اون چقدر تاریکتره.
آدمها هم گاهی همینطورن؛
نمیدونن چه نوری
در سادهترین شکل بودنشون دارن. | 25 | 0 | 0 | 0 | Sign in to view analytics | |
𝗠𝗜𝗗𝗡𝗜𝗚𝗛𝗧 | 25 | 0 | 0 | 0 | Sign in to view analytics | |
مثل شادی نباش که چون رهگذری
عبور میکند و ناپدید میشود
مثل اندوه باش عزیز من
و با من بمان. | 26 | 0 | 0 | 0 | Sign in to view analytics | |
No text... | 22 | 0 | 0 | 0 | Sign in to view analytics |

