هَسْتیـشِناسی
Open in Telegram
جایی برای جستوجوی خویشتن💭 . . http://t.me/HidenChat_Bot?start=1822154589 ناشناس من . @hastishenasichallenge چالش ها 👆
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
303
Subscribers
No data24 hours
-67 days
+1130 days
Data loading in progress...
Similar Channels
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
October '26Oct '26
October '26
+3
in 5 channels
September '26
+77
in 59 channels
Get PRO
August '26
+224
in 58 channels
Get PRO
July '260
in 30 channels
Get PRO
June '26
+42
in 23 channels
Get PRO
May '260
in 0 channels
Get PRO
April '260
in 0 channels
Get PRO
March '260
in 0 channels
Get PRO
February '260
in 1 channels
Get PRO
January '26
+78
in 1 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 08 October | 0 | |||
| 07 October | 0 | |||
| 06 October | 0 | |||
| 05 October | +1 | |||
| 04 October | +1 | |||
| 03 October | +1 | |||
| 02 October | 0 | |||
| 01 October | 0 |
Channel Posts
| 2 | "آیا یک لحظه خوشبختی برای تمام عمر کافی نیست؟" | 5 |
| 3 | این تیکه از سریال تا همیشه تو قلبم میمونه 🫠 | 10 |
| 4 | No text... | 47 |
| 5 | 4:25 | 1 |
| 6 | بیش از همه از آن احساساتی گریزانم که نامی ندارند؛
معلوم نیست از کجا میآیند،
به کجا میروند،
چرا آمدهاند،
چه میخواهند از جانم،
و چرا ترکم نمیکنند.
روبهرویم میایستند و نگاهم میکنند.
من هم نگاهشان میکنم.
ساعتها خیره به هم؛
نه آنها حرفی میزنند،
و نه من جوابی دارم.
سر میزشان مینشینم،
جامی از این لحظاتِ گَس و خام
سر میکشم.
— هَسْتیـشِناسی | 6 |
| 7 | 1|1 - Miboosamet - Shervin Hajipour (320).mp3 | 22 |
| 8 | میگفت ابهام مثل چاقویی بیخ گلویم بود،
و همین میل افراطی به وجود یک جواب،
موجب میشد که خودم را به چاقوی زیر گلویم ببازم.
— هَسْتیـشِناسی | 60 |
| 9 | گاهی تجربه کردن، خودش تمام کاریه که باید انجام بشه. | 53 |
| 10 | Bu Dünya Bi Rüya Canozan Ozan Buğra Kaya.m4a | 15 |
| 11 | @SongShazamBot | info | 20 |
| 12 | بعدها با خودم فکر کردم:
اگر از احساساتم نمیهراسیدم، چه؟
اگر تنها نگاهشان میکردم تا عبور کنند،
نه اینکه بگریزم به دوردستها
و خودم را نیز از یاد ببرم،
یا اینکه همچون دشمن خونی،
در مقابلشان تیغ بکشم
و به ناگاه خودم را کشته باشم.
تنها ناظر باشم؛
به مثال پارچهای ابریشمی در دستان باد،
اجازه دهم تا عبور کند
هر آنچه را که باید...
— هَسْتیـشِناسی | 126 |
| 13 | No text... | 28 |
| 14 | ولی واقعا انتخاب سخته، چجوری تبدیل به یک چیز بشیم وقتی دلمون میخواد همهچیز باشیم؟ | 25 |
| 15 | No text... | 1 |
| 16 | No text... | 28 |
| 17 | هیچ درختی نمیتونه بهار خودش رو تماشا کنه،
هیچ گلی نمیفهمه چند نفر برای بوییدن عطرش مکث میکنن،
و هیچ ستارهای نمیدونه شب بدون اون چقدر تاریکتره.
آدمها هم گاهی همینطورن؛
نمیدونن چه نوری
در سادهترین شکل بودنشون دارن. | 25 |
| 18 | 𝗠𝗜𝗗𝗡𝗜𝗚𝗛𝗧 | 25 |
| 19 | مثل شادی نباش که چون رهگذری
عبور میکند و ناپدید میشود
مثل اندوه باش عزیز من
و با من بمان. | 26 |
| 20 | No text... | 22 |
