᯽حُب᯽
Open in Telegram
و روزی دیگر خواستنش را به یاد نمیآوری، اما همیشه بخشی از قلبت غمگین است، بیآنکه دلیلش را بدانی... برای روزهایی که نبودم.... من @Yass2223bot آرشیو حُب @arhob2223
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
530
Subscribers
-624 hours
-147 days
+9730 days
Posts Archive
521
ولی من از آشنا شدن با هیچ انسانی پشیمان نیستم، حتی کسانی که به من زخم زدند. حتی کسانی که برای من پیامآور رنجی عظیم شدند، مرا شکستند یا احساسات مرا به بازی گرفتند. من از آشنا شدن با هیچ انسانی و از افتادن هیچ حادثهای غمگین نیستم، من تمام گذشتهام را در مسیر امروز بودم و آدمها و اتفاقها، پازلوار کنار هم قرار گرفتهبودند تا منِ امروز و امروزِ من را بسازند.
چرا غمگین باشم از چیزی که مرا ساخته؟ از انسانی که با بدیهای خواسته یا ناخواسته بانیِ رشدِ من بوده و زخمهایی که مرا قویتر کرده. چرا پشیمان باشم از گذشتهای که خوب یا بد، برای من درسهای بسیاری در خود داشته. چرا کلیت پازل حیاتم را ستایش کنم و تکههای آن را نفی؟ تکههایی که اگر نبودند، من ناقص میماندم و به آرامش و کمال، نزدیک نمیشدم.
من همهتان را بخشیدهام، خواه با کلامی دیوارهی احساسم را خراشیدهباشید، خواه با رفتاری، زخمی عمیق روی روحم به یادگار گذاشتهباشید که هرچه مرهم گذاشتهام، بهبود نیافته.
من شما را بخشیدهام و با پذیرشی عمیق نسبت به بخشهای ناگزیر زیستن، دارم زندگیام را میکنم و لبخند میزنم به تمام آنچه که از سر گذراندهام، با وجود همان زخمها و دردهایی که به کرات اتفاق میافتند...
و زندگی همین است، تو ماهر ترین هم اگر باشی؛ محال است به قله برسی و هیچ آسیبی ندیدهباشی...
-نوشته
521
گفته بودی که چرا محو تماشای منی!
آنچنان مات، که یک دم مژه بر هم نزنی
مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود
ناز چشم تو!به قدر مژه بر هم زدنی 🤍✨
521
این روزها،انگار که از جنگ برگشتهام . .حالا که فکر میکنم،برای اثباتِ برگشتن از جنگ،رد تیر و ترکش کافی نیست . لباسهای خاکی گویا نیست ؛ دور بودنِ طولانی مدت دلیل محکمی نیست . .
اما درماندگی ؛ درماندگی هم نوعی جنگ است حتی هولناکتر از جنگ تن به تن ؛ درماندگی آن نقطهایست که هیچ سلاح گرم و سردی قادر به پایان دادنش نیستو اما من گویی چون بازماندهای خسته و زخمی،از دشت نبردی سخت و بیپایان بازگشتهام با تنی زخمی ، روحی پریشان و جانی خسته.
521
هرچند که من مـــــردهام از دوریات اما،
برگرد که آغــوش تو یک جور مــــعاد است:)!
https://t.me/peom_night
521
وزن شعرم همه در نرگس مستانهی توست
کج نگاهم بکنی، شعر به هم میریزد . . . !
https://t.me/vahnin_ir
521
در هجرِ آن زیباصنم، صبر و تحمّل چون کنم؟
من عاشقِ دیوانهام، ناید ز من این کارها
https://t.me/fly_154
521
چای را با قند شیرین میکنند اهل زمین
من دلم شیرین شود تنها بهیک لبخند تو!
https://t.me/in_noskhe
521
سوزشِ چشمِ من از لذتِ زیباییِ توست
خیره بر تو شدهام پلک زدن یادم رفت..!
https://t.me/Foundbetweendays
521
به رفوگران بگویید ز رفو گذشته این دل..
چه رفو کنم دلی را که هزار پاره دارد؟!
https://t.me/yeghalbesard
521
بیصدا خیره به عکست شدهام ساعتهاست
کاش تصویرِ تو جان داشت مرا میفهمید...!
https://t.me/avaa_andisheh
